اعمال جراحی زیبایی غیرضروری در رویه قضایی ایران

تجربه های یک وکیل

اعمال جراحی زیبایی غیرضروری در رویه قضایی ایران

علی صابری

با سپاس از دوست دیرین وهمکارم دکتر عیسی امینی وپیشکش این نوشته بدیشان.

1- ضروریست خوانندگان گرامی پیش از خوانش این نوشته مقاله ی (به شرط نتیجه بودن اعمال جراحی زیبایی غیر ضروری) نوشته علیرضا مشهدی زاده ودکتر منصور امینی را بخوانید.

2- شرح ماجرا جالب است، دکتر عیسی امینی خواهان پرونده را که خود حقوق خوانده وشاگرد ایشان بود نزد من فرستاد با این فرض که کمکی به تخصص گرایی کرده باشد وحال که من درگیر مسئولیت مدنی ناشی از اعمال پزشکی وبحث خسارت معنوی هستم پرونده خانم مراجعه کننده را نیز وکالت کنم اما از آنجا که در کشور ما همه چیز وارونه است، به طرف تخصص گرایی که می روی تازه موانع آغاز می شود. پرونده خونهای آلوده می توانست پایه ی ورود باشد به تخصص وکیل آن پرونده در موضوع مسئولیت مدنی پزشک اما فشار وهجوم چنین بود وهست که حتی موکلین پیشین خود یعنی هموفیلی ها را که زیانشان تشدید شده ودوباره باید دادخواست دهند بنا بر مصلحت به عنوان موکل نمی پذیرم وایشان وکلای دیگری برای خود برگزیدند، به موضوع برگردیم خواهان را راهنمایی کردم وپیشدادخواست را با هم مرور کردیم اما خوشبختانه شخص دکتر امینی وکالت بعدی موکل را پذیرفته وموفق به اخذ رأی شدند .

3- در مقاله ای که پیش تر بدان اشاره کردم نویسندگان به این نتیجه می رسند که تعهد پزشک در جراحی زیبایی غیرضروری تعهد به نتیجه است ومی دانیم که تعهد به نتیجه لوازم وآثار خود را دارد سنجش این دادنامه وپژوهیدن استدلال واستناد قانونی موجود در آن نشان می دهد که تا چه میزان تلاش دادرس با آموزه های نظری نزدیک است. شکی در عادلانه ومنصفانه بودن دادنامه نیست آنچه مراد من از این نوشته است بیان تجربه ایست که با تقویت شدن در عالم نظر می تواند به شکل گیری مبانی مسئولیت مدنی در کشور کمک کند صدالبته منظورم مسئولیت مدنی به معنی عام است شامل قراردادی وغیرقراردادی .نیازی به مبانی عجیب وغریب نیست اما دادنامه نمی تواند به بهانه عادلانه بودن از بیان مبنای فکری بگریزد نتیجه هر دادنامه مؤثر در ایجاد رویه است پس نمی توان به سادگی از تفریق موضوع با مبانی مسئولیت قراردادی یا غیرقراردادی گذشت . دادنامه باید روشن کند کدام بخش از مسئولیت مبنای آن بوده است ،آیا دادرس به آثار ولوازم پایبند بوده؟ حتی اگر آموزه نو در ذهن دادرس است باید مبنای آن به آسانی از دادنامه برآید. فشرده کلام آنکه صرف عادلانه بودن برای اینکه دادنامه ای را موجه بدانیم بسنده نیست قلمی توانا ومستدل ومستند می بایست تا  تلاش عدالت محور نتیجه دهد اما به هر حال نفس صدور چنین دادنامه هایی امکان می دهد مبانی آن با نقد حقوق دانان تقویت شود ونیز کارآموزان جسارت پیدا کنند وکالت اینگونه دعاوی مدنی را بپذیرند ودنبال پرونده های کیفری بویژه آنها که نتیجه ای جز پرداخت دیه نمی دهند نباشند. اینگونه است که مسئولیت مدنی در حقوق ما ریشه می دواند .

واینک متن دادخواست ودادنامه:

برگ درخواست به دادگاه نخستین

خواهان: ز.ب

خوانده: م.ل

وکیل یا نماینده قانونی:-----------

خواسته یا موضوع وبهای آن : محکومیت خوانده به استرداد مبلغ 000/000/20 ریال حق الزحمه جراحی وپرداخت خسارت معنوی فعلاً مقوم به 000/000/51 ریال

دلائل ومنضمات دادخواست (مدارک) : رونوشت دادنامه کیفری شماره 8909972191801482 مورخ 18/11/89- رونوشت چک بانکی به شماره 1822047 مورخ 26/5/87

شرح دادخواست          

ریاست محترم دادگاه

با عرض سلام وادب باستحضار می رساند اینجانب رهرا بختیاری در مرداد ماه 87 توسط خوانده مورد عمل زیبایی بینی قرار گرفتم که نتیجه عمل نه تنها منجر به زیبایی نشد بلکه مشکلات تنفسی عدیده ای برای اینجانب به وجود آورد .در اردیبهشت ماه 89 به منظور رفع مشکلات به وجود آمده ناشی از جراحی اول، برای بار دوم توسط ایشان تحت عمل ترمیمی (عملاً تخریبی) قرارگرفتم، در عمل دوم نیز نه تنها مشکلی برطرف نشد بلکه اقدامات نامتعارف وغیرپزشکی ایشان منجر به از بین رفتن نوک بینی، اختلال کامل تنفسی، ازبین رفتن مخاط داخل بینی ، عفونت مجاری تنفسی وتورم شدیدبینی ناشی از عفونت واز همه بدتر سوراخ شدن عمیق پوست روی بینی اینجانب شد.(دادنامه کیفری مبتنی بر محکومیت خوانده به قصور در انجام امور پزشکی:پیوست 1) .نظر به اینکه استحقاق حق الزحمه پرداختی به ایشان (مبلغ بیست میلیون ریال جهت انجام جراحی زیبایی بینی :پیوست 2) منوط به حصول نتیجه متعارف به شکل مورد قبول اینجانب ونهایتاً تایید کارشناسان امور پزشکی است که این امر نه تنها حاصل نشد بلکه اقدامات خوانده دشواریهای متعددی برای اصلاح جراحی وترمیم به وجود آورده ( به گفته پزشکان متخصص ، ترمیم کامل به هیچ وجه امکان ندارد و دورنما وآینده جراحی سوم نسبی وغیرقابل اطمینان است.) نتیجتاً خوانده مستحق دریافت حق الزحمه نمی باشد. همچنین نقص در زیبایی و ظاهر بینی وسوراخ شدن پوست روی بینی و وضعیت غیرعادی ومختل کردن عملکرد تنفس وعفونتهای پیدایی ناشی از قصور فاحش خوانده، باعث مختل شدن زندگی عاطفی وشخصی واجتماعی، محدودیت شغلی، تألم روحی شدید و گوشه گیری روزمره اینجانب در طی این مدت شده.(از زمان جراحی تا کنون استمرار دارد) از این رو مستنداً به مواد 1 و2 قانون مسئولیت مدنی مبتنی بر جبران ضرر معنوی وهمچنین تاکید ماده 8 این قانون بر این امر، همچنین به رسمیت شناختن ضرر معنوی در اصل 171 قانون اساسی وتاکید وصراحت قاعده فقهی وعقلی(( لاضرر ولا ضرار)) مبنی براینکه هیچ ضرر نامشروعی نباید بدون جبران باقی بماند وهمچنین نظریه 5947/7-30/10/1365 اداره حقوقی قوه قضائیه مبنی بر وجاهت قانونی مطالبه ضرر وزیان معنوی، صدورحکم به محکومیت خوانده به پرداخت خسارت معنوی، استرداد حق الزحمه دریافتی به انضمام کلیه هزینه های دادرسی مورد استدعاست.

با تجدیداحترام

دادنامه

پرونده کلاسه 8909980228900979 شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهیدبهشتی تهران دادنامه شماره 9009970228900554

خواهان: ز.ب با وکالت آقای عیسی امینی

خوانده: آقای م.ل

خواسته:استرداد مال (منقول)

گردشکار: خواهان دادخواست به خواسته فوق بطرفیت خوانده بالا تقدیم داشته که پس از ارجاع به این شعبه وثبت به کلاسه فوق وجری تشریفات قانونی در وقت فوق العاده /مقرر دادگاه به تصدی امضاء کننده زیر تشکیل است وبا توجه به محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام وبه شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید.

رای دادگاه

در خصوص دادخواست تقدیمی خانم ز.ب با وکالت بعدی اقای دکتر عیسی امینی به طرفیت آقای م.ل به خواسته استرداد حق الزحمه جراحی به میزان 000/000/20 ریال وپرداخت خسارت معنوی با جلب نظر کارشناس با این توضیح که خواهان اجمالاً اظهار داشته است مورد عمل زیبایی بینی قرارگرفته که نتیجه عمل نه تنها منجر به زیبایی نشده بلکه موجب ایجاد مشکلات تنفس گردیده که برای بار دوم تحت عمل جراحی ترمیمی توسط خوانده قرارگرفته که نه تنها مشکل برطرف نشده بلکه عمل نامبرده موجب از بین رفتن نوک بینی واختلال کامل تنفسی واز بین رفتن مخاط داخل بینی وعفونت مجاری تنفسی و تورم شدید بینی وسوراخ شدن عمیق پوست روی بینی گردیده که با وجود این امر نه تنها امکان ترمیم کامل وجود ندارد بلکه موجب مختل شدن زندگی عاطفی وشخصیتی واجتماعی ومحدودیت شغلی وتالم روحی شدید وگوشه گیری روزمره این جانبه گردیده است وبا وصف مذکور نامبرده مستحق برای دریافت حق الزحمه پرداختی نبوده لذا صدور حکم به شرح خواسته مورد استدعاست از سوی خوانده دفاعی در برابرخواسته خواهان به عمل نیامده است براساس استعلام صورت گرفته از پزشکی قانونی استان تهران قصور خوانده در جراحی صورت پذیرفته مورد پذیرش قرار گرفته برهمین اساس خوانده طی دادنامه شماره 8901482 شعبه 1043 دادگاه عمومی جزائی تهران به پرداخت بهاء ریالی بیست درصد دیه کامل به عنوان ارش صدمات وارده در حق خواهان محکوم گردیده است دادگاه با در نظر داشتن مراتب مذکور از آنجائیکه تعهد پزشک در انجام عمل جراحی زیباییبرخلاف سایر جراحیهای پزشکی که در راستای درمان رفع بیماری خاص صورت می گیردتعهد به نتیجه می باشد نه تعهد به وسیله که در مانحن فیه خوانده محترم قادر به اجرای تعهد خود نگردیده است لذا نامبرده با وصف مذکور مستحق برای دریافت وجهی به عنوان حق الزحمه نمی باشد علی ایحال مستندا به مواد 519 و515 و198 از قانون آئین دادرسی مدنی حکم بر الزام خوانده را بهاسترداد مبلغ بیست میلیون ریال حق الزحمه دریافتی در حق خواهان به انضمام هزینه دادرسی وحق الوکاله وکیل صادر واعلام می نماید ودرخصوص شق دوم خواسته خواهان مبنب بر مطالبه خسارت معنوی حاصل از قصور خوانده از آنجائیکه قصور رخ داده و آسیبهایی ایجاد شده در ناحیه صورت خواهان به نحوی می باشد که علاوه بر آسیبها وصدمات جسمانی مطروحه با درنظر داشتن وضعیت جنسی و شغلی وتجرد نامبرده موجبات تالمات روحی وروانی نامبرده را فراهم آورده وبرهمین اساس زندگی اجتماعی نامبرده تحت تاثیر آیسبهای مذکور قرارگرفته که این امر از مصادیق بارز خسارت معنوی بوده واز آنجائیکه هیچ ضرری نبایستی جبران نشده باقی بماند وآموزه های دنینی اسلام نیز به طور موکد از ورود ضررمادی ومعنوی به دیگری نهی نموده که از مصادیق بارز این امر قاعده فقهی لاضرر ولاضرار فی الاسلام می باشد از سوی دیگر جبران خسارت معنوی در قوانین مختلف از جمله اصل 171 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ومواد 1 و2 و10 قانون مسئولیت مدنی مورد تائید قرارگرفته است لذا با وارد دانستن دعوی مطروحه ومستندا به مواد فوق الذکر حکم بر الزام خوانده را به پرداخت بیست درصد دیه کامل به عنوان خسارت معنوی در حق خواهان صادر واعلام می نماید این رای غیابی ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در همین دادگاه و سپس ظرف مدت بیست روز دیگر قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان می باشد.%

مسعود امرایی فرد

رئیس شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران

دکتر علی صابری 703 بازدید 1392/04/08 0 نظر

دیدگاه کاربران

;





;

شبکه های اجتماعی

رفتن به بالا

لطفا کمی صبر کنید ...