وکالت حرفه ای و نه حرفه وکالت (5)

وکالت حرفه ای و نه حرفه وکالت (۵)

علی صابری - وکیل دادگستری

۱ مطلب پیشین این ستون بازخورد و نکته جالبی دربرداشت از یک سو یکی از همکاران خواسته بود با من همراهی کرده و دادرس صادر کننده دادنامه نخستین را نقد کند ( نام مطلب پیشین مندرج در این ستون چنین بود: آیا این دادنامه در موارد مشابه قابل استناد است؟) اما آن همکار حاضر نشده بود نام خویش را بیان کند شاید بدین دلیل نگران است و می ترسد پیش همان دادرس که اکنون در دادگاه تجدیدنظر مشغول خدمت است پرونده داشته باشد و آیا فکر نمی کنید با اینگونه ترس و نگرانی ها محیط نقد آزاد هیچ گاه شکل نمی گیرد؟

آهنگ آن ندارم که سیاست نویسندگان وبلاگ را نقد کنم شاید می پندارند اگر اجازه ندهند نظرها بدون اسم یا با اسم مستعار درج شود از تعداد نظر دهندگان کاسته خواهد شد. شاید بتوان اینگونه اندیشید که ما در آغاز راهیم اما نباید بدین بهانه موضوع را آسیب شناسی نکرد، جسارت و شجاعت نخستین ویژگی وکیل است. اگر خودمان باور داریم که حق نقدم داریم و منصف نیز هستیم از چه چیز نگرانیم که نام خویش را پنهان می کنیم، پس شاید هنوز باور نکرده ایم این موضوع به نقد دادرسان خلاصه نمی شود هنگام نقل و نقد نوشته ها وعملکرد وکلا نیز ناگزیریم نام آنها را حذف کنیم به راستی چرا؟ ازسوی دیگر نظر سرکار خانم مسلمی از همکاران پیشکسوت شادمانم کرد گرچه اتمام اکرام ایشان نسبت به موضوع آن است که به دقت نکات و ایرادات لوایح چاپ شده مرا منعکس کنند و من همچنان چشم به راه ایشانم و قول می دهم اظهارنظر ایشان را مقابل دید همگان قرار دهم اما نفس ورود این همکاران با تجربه و اظهار نظر آنها آموزش عملی وکلاست در صحنه های واقعی و فعالیت های روزمره گذشتن از گفتار است و رسیدن به نوشتار.

آسیب شناسی دیگر موضوع پیشین آنکه به دوستی که پرونده را معرفی کرده بود و قرار بود حقی از آن ببرد نامه نوشته بودم برای پرداخت سهمش پس از دوماه پاسخی داده بود شگفت انگیز که کاش می شد چاپ شود تا همگی بدانیم در کدام جامعه به سر می بریم و از قلم چگونه هوده می بریم!(برخود فرض می دانم اینگونه امور را که گرچه ظاهرا" حاشیه است اما در جامعه وکالت به متن تبدیل شده فاش بگویم اما یک تنه نمی شود این ماراتن را پیروز شد ).

۲ در دومین کنگره ملی وکلا در اصفهان آرش کیخسروی پیشنهاد کرد ستونی بسازیم برای آموزش کارآموزان وکالت هرچه اندیشیدم دیدم من که آموزگار حرفه ای نیستم پس همان به که آموزش در خلال نقل و نقد صورت گیرد اینگونه نیست؟

۳ چگونگی تنظیم دادخواست در مرحله نخستین و در دادگاه تجدیدنظر بسیار اهمیت دارد می تواند با یک ایراد شکلی ساده روبرو شود و حق ماهوی موکل را دچار خدشه کند (برای نمونه بنگرید به تجربه های یک وکیل: هردم از این باغ بری می رسد- علی صابری، فروردین ۹۱، سایت گروه وکلای کاسپین)

هنگامی که شخصیت حقوقی موکل شماست قانون ترتیب خاصی را برای امضاء وکالتنامه مقرر کرده شرکت ها اعم از اینکه خصوصی یا دولتی باشند تابع قانون تجارت هستند. نگاهی به دادنامه زاده شده از شعبه ۴۴ تجدیدنظر استان تهران که آن را در زیر خواهید خواند نشان می دهد وکلای شرکت چه آسان دچار اشتباه شده و تجدیدنظرخواهی آنها رد شده است، نمی دانیم آیا شرکت اساسا" اشتباه این وکلا را پی گرفته یا خیر؟ و شاید مهم هم نباشد که بدانیم، اما می دانیم که اینگونه دادنامه ها گردآوری نشده اند تا بفهمیم کجای کاریم تا بدانیم که وکلای با تجربه نیز چنین ساده اشتباه می کنند چه رسد به کارآموزان تا پژوهش کنیم و آسیب شناسی جزوه های آموزشی تهیه کنیم، شاید نسل بعد کمتر اشتباه کنند. آری نمی دانیم چرا وکلای این پرونده چنین ساده به بیراهه رفتند اما می دانیم که برای به بیراهه نرفتن دیگران هیچ نکرده ایم.

استقلال کانون وکلا خوب است اما بهتر آن است که قدرت علمی وکیل همراه با شجاعت و درایت موجب اقتدار او شود تا وکلای مقتدر، کانونی مقتدر داشته باشند. نکته پایانی آنکه دادنامه دادگاه عالی شاید باتبصره ۲ ماده ۳۳۹ آئین دادرسی مدنی همخوان نباشد اما بر آن نبودم تا دادنامه را نقد کنم خواستم عملکرد شکلی وکلا را پیش چشم قرار دهم و ببینیم چه آسان اشتباه می کنیم و چه ناچیز گام بر می داریم تا همکاران جوانتر چنین اشتباهاتی نکنند .

اینک متن دادنامه

بسمه تعالی

بتاریخ :۲۵/۶/۸۷

کلاسه پرونده: ۸۷/۴۴/۱۴۰

شماره دادنامه:۲۳۰

مرجع رسیدگی شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران

تجدیدنظرخواه : آقایان ع. ص و ح . ر بوکالت از شرکت تعاونی مسکن آب و فاضلاب شرق استان تهران

تجدیدنظرخوانده: آقای ع . گ

تجدیدنظرخواسته : از دادنامه شماره ۲۰۷ مورخ ۳/۲/۸۶ صادره از شعبه ۱۲۳ دادگاه عمومی تهران

گردشکار : دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده ختم دادرسی را اعلام و بشرح زیر مبادرت بصدور رای می نماید.

« رای دادگاه »

    موضوع پرونده تجدیدنظر خواهی آقایان ع. ص و ح . ر بوکالت از شرکت تعاونی مسکن آب و فاضلاب شرق استان تهران نسبت به دادنامه شماره ۲۰۷ مورخ ۳/۲/۸۶ شعبه ۱۲۳ دادگاه عمومی حقوقی تهران است با ملاحظه تصویر مصدق وکالتنامه سری ق شماره ۹۸۹۹۲ کانون وکلای دادگستری که پس از صدور رای بدوی تنظیم و بموجب آن وکلاء نامبرده از شرکت مذکور برای تجدیدنظرخواهی اعلام وکالت کرده اند و ملاحظه آگهی آخرین تصمیمات شرکت مذکور منتشره در روزنامه رسمی ۳/۶/۱۳۸۲ که درمقام رفع نقص از دادخواست تجدیدنظرخواهی از ناحیه احد از وکلای شرکت مذکور تقدیم شده است مشخص می شود که آقایان م. م و م.ه که به نمایندگی از شرکت مذکور وکالتنامه فوق الذکر را امضاء کرده اند در زمان تنظیم آن وکالتنامه اختیاری برای این موضوع نداشته اند بنابراین با استفاده از مواد ۳۵۶ و۸۹ و بند ۵ ماده ۸۴ قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی وانقلاب در امور مدنی قرار رد دعوی تجدیدنظرخواهی وکلای نامبرده صادر می شود این رای قطعی است./

    مستشاران شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران

    اهوراکی   -   رحیمی

دکتر علی صابری 510 بازدید 1391/11/12 0 نظر

دیدگاه کاربران

;





;

شبکه های اجتماعی

رفتن به بالا

لطفا کمی صبر کنید ...