داوری در حقوق ایران (25)

 

آموخته ها و اندوخته های یک دادفر

داوری در حقوق ایران (25) 

علی صابری

 

 

استاد ارجمند و فرهیخته جناب آقای دکتر عیسی امینی

رئیس گرانمایه ی هیأت مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز، دوره 30، سال دوم

 

با درود و سپاس

  پرسش های زیر با موضوع داوری پیش نهاده می شود تا با طرح در کمیسیون حقوقی کانون پاسخ این مرجع که دربرگرفته ی اساتید فن است و گفته هایشان گنجینه حقوقی کشور من و همکارانمان را رهنمون باشید. افزون بر آنکه پاسخ پرسش های پیشین خود را دریافت نکرده ام و گرچه این امر چیزی از پیگیری هایم نمی کاهد و ناامیدم نمی کند اما افسوس که با وجود انتظار موجه و با وجود تغییر در مجله ی کانون و نیز کمیسیون انتشارات که نشانه ی رویکرد نو علمی شما هستند شوربختانه کمیسیون حقوقی پر و بال لازم را نگرفت و نه آموزه های پیشین اساتید چاپ شد و نه شتاب لازم در پاسخ به پرسش های روز به چشم می خورد. امید که همه چیز بهبود یابد و به پیش رود به ویژه که بر این باور پای می فشارم که کمیسیون حقوقی کانون می بایست مرکز اظهارنظر علمی حقوقی کشور باشد حتی برای دادرسان و می تواند بیرون از چارچوب اداری از اداره حقوقی قوه نیز پیشی گیرد. دلایلش روشن است اگر بخواهید و بخواهند به هنگامش خواهم نگاشت البته اگر کسی خریدار باشد. اینک پرسش ها:

1-آیا اگر طرفین داوری وکیل داشته باشند رأی داور نیز مانند اوراق دادرسی باید به وکیل ابلاغ شود یا اصیل و چرا؟ آیا ابلاغ رأی از سوی داور به وکیل به عمد یا سهو در شروع مواعد اعتراض و غیره مؤثر است یا خیر؟ به عبارتی آیا می توان ملاک را اطلاع گرفت حتی اگر با ابلاغ رأی داور به وکیل باشد. چرا؟ خواهشمندم همه ی انگاره های گوناگون مورد پاسخ قرار گیرد.

2-به هنگام رسیدگی دادگاه به درخواست ابطال رأی داوری آیا خواهان یا خوانده می توانند دعاوی طاری طرح کنند؟ اگر نه چرا و اگر آری کدامیک از دعاوی طاری؟ برای نمونه آیا دادباخته رأی داور که خواهان ابطال آن است می تواند با برداشت از ماده 135 آیین دادرسی مدنی، دیگری (ثالث) را به دادرسی فراخوانده و مدعی شود مسئولیت باید بر او بار شده و محکوم به را ادا کند. اگر نه چرا و اگر آری چرا؟

3-آیا طرق فوق العاده ی شکایت از احکام، نسبت به رأی داوری جاری است (به ویژه اعاده دادرسی )؟ نسبت به دادخواست ابطال رأی داور چطور؟ لطفاً هم استدلال نظری و هم نمونه ی عملی در صورت امکان.

4-چنین بینگاریم رأی داور به دادگاه تسلیم شده، خواه با اخطار ( نظام پیشین )، خواه نگاشتن در ثنا (نظام کنونی) به طرفین ابلاغ گردید که ظرف ده روز برای گرفتن اصل رأی به دادگاه مراجعه کنند. آیا این شیوه و ابلاغ درست است یا باید رأی پیوست می شد. جدا از آن مهلت اعتراض به رأی داور از کی آغاز می شود. ابلاغ اخطار نخست یا روزی که رأی از دادگاه گرفته شده است چرا و به چه استنادی؟ یادآور می شوم همه ی این پرسش ها در عمل کاربرد داشته و از آموخته ها و اندوخته های هنگام کار به دست آمده اند و برگرفته از تخیلم نیستند. هرچند ممکن است پاسخشان ساده و روشن باشد و کمبود و نبود آگاهی مرا اثبات کند اما اظهارنظر اعضای کمیسیون بی گمان برای همکارانی چون من راهگشاست.

5-آیا رد درخواست ابطال رأی داوری به دلیل خارج از مهلت بودن آن قابل تجدیدنظرخواهی است یا خیر و چرا؟ در این باره دادنامه ای از شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران صادر شده که در سامانه ی اینجانب به نشانی www.alisaberi.ir یافت می شود. این دادگاه رد درخواست را قابل تجدیدنظر نمی داند. دادنامه پیوست است. خواهشمندم با تکیه بر آن و بیان درستی و نادرستی استدلالش به پرسش پاسخ گفته شود.

 

با سپاسی دوباره

علی صابری

98/5/15

دکتر علی صابری 439 بازدید 1398/05/15 0 نظر

دیدگاه کاربران

;





;

شبکه های اجتماعی

رفتن به بالا

لطفا کمی صبر کنید ...