وکالت حرفه ای و نه حرفه وکالت (8)

وکالت حرفه ای و نه حرفه وکالت (۸)

امنیت قضایی یا پیروزی موکل

علی صابری 

 

پیشکش به استاد علی آزمایش واستاد عزت الله عراقی که معلم اخلاق حرفه ای من در دانشکده حقوق وعالم وکالت بوده، هستند وخواهند بود.

۱- دوشنبه ۲ بهمن ۹۱ یکی از همکاران که از نخستین کارآموزان دفترم بوده سررسید و در اتاقم شروع به صحبت کرد که قراردادی وجود دارد و دعوی فسخی و دعوی تقابلی به عنوان الزام به تنظیم سند رسمی در دادگاه نخستین، رای به ضرر خریدار تنظیم شده و حکم به اعلام فسخ شده است. خریدار در دادگاه نخستین وکیل داشته اما نتوانسته خوب از وی دفاع کند .آری همکارم گفت که در مرحله تجدیدنظر خریدار به من مراجعه کرده، لایحه تجدیدنظرخواهی را خوانده ام و دیده ام بسیار ضعیف است. به موکل گفته ام برو با مدیر دفتر هماهنگی کن لایحه را عوض کنید رفته و قیمت بالایی به وی پیشنهاد شده و من دخالت کرده ام تا کار کم هزینه تر انجام شود و من یعنی علی صابری کمی برآشفته شده گفتم مگر تبادل لوایح نشده و به فرض که نشده باشد اصولاً آیا این کار صحیح است ؟!

۲-همکارم غیر از توجیهات معمول و اینکه همه چنین می کنند چرا ما نکنیم واگر نکنیم عقب میفتیم، کسی به ما کار نمی دهد وسیستم باید درست شود و... گفت که دلش برای موکلش می سوزد. وکیل قبلی ضعیف بوده و حق او در معرض پایمال شدن است و به من فهماند که از من پرسش ماهوی دارد و به من ربطی ندارد که در این شگردها و تکنیک های شکلی پرسش ماهوی خود را پرسید و من در درون خویش شرمنده از شنیدن اینکه چه آسان امنیت قضایی وعدالت شکلی به بهانه نفع مصلحت موکل و گاه عدالت ماهوی پایمال می شود نتوانستم پاسخی درخور بدهم. خشمگین بودم و نگران و خود را به عنوان عضو جامعه وکالت سرزنش کردم که چرا در کنار آموزش علمی آموزش اخلاقی کم ارائه می شود یا اصلا ارائه نمی شود. آری؛ حتی اگر در ماهیت حق با همکارم وموکل وی باشد آیا مجازیم امنیت قضایی را برهم زنیم و هر کاری انجام دهیم؟

۳- نمی دانم همکارم آنچه را گفته بود بواقع انجام داد یا خیر پس از آن هم هرگاه از این پرونده حرف زد سعی کردم حتی اگر چیزی درباره آن لایحه می گوید نشنیده بگیرم (به نوعی فرار) به ظاهر همکارم در ماهیت موفق شده و رای به نفع موکلش گسیخته است (نقض)،  اما به نظرم به فرض که جابه جایی لایحه صورت گرفته باشد پیروزی در این پرونده شکست است.  یادم نیست گاندی یا تاگور گفته بود ای کاش در جهان هرکس تنها یک نفر را اصلاح می کرد خودش را .آری؛ در فکر مدینه فاضله و اصلاح شدن همه چیز یک روزه و یک باره نیستم هدفم از نوشتن این ماجرا که خیالی نیست وعین واقعیت است واداشتن ولو یک نفر به اندیشه است پیمودن فرآیند و رسیدن به این برآیند که ما می توانیم با اصلاح همین جزئیات نظام قضایی اندکی بهتر داشته باشیم. این درست که قوانین دادرسی در خدمت عدالت ماهوی است اما عدالت شکلی تضمین کننده ی برابری اصحاب دعوی و رعایت حق دفاع آنان است.

۴- بهانه که نه اما آنچه را گذشت مقدمه ای قرار دادم تا بگویم متاسفانه ضعیف ترین دانش آموزان کشور علوم انسانی می خوانند، وضع دانشگاه ها نیز روشن است وبعد ماشین های گزینش درست پاسخ از بین ۴ گزینه و بعد کارآموزی وکالت و نبود آموزش اخلاقی وعلمی در کانون وکلا که منظورم از اخلاق، اخلاق حرفه ای است و آشنایی ناچیز همه ما با فلسفه حقوق و نگاه به وکالت به عنوان شغلی که یگانه معیار سنجش در آن پیروزی در پرونده است و تعریف نادرست از وکیل حرفه ای و... اما نباید نا امید بود باید همین خاطرات روزمره را نوشت و نقد کرد و پرسید و پاسخ داد که البته راه دشوار است و اکثریت حتی بزرگان وکالت نه فرصتی برای اندیشه به این مسائل دارند و نه مجالی به جوانان می دهند . کدام پرونده از یک وکیل که در آن اخلاق حرفه ای رعایت شده در سخنرانی های ماهانه کارآموزان مطرح می شود ؟ کجا یک وکیل به قول روانشناس ها آنقدر با خود صمیمی است که تردیدها، شگفتی ها و مسائل درونی خود را حتی برای کارآموزانش در دفتر خویش بیان کند؟ کدام سخنرانی در فلسفه حقوق و تشریح مبانی عدالت شکلی در کانون وکلا برگزار می شود؟ الگوهای وکالت حرفه ای چه کسانی هستند و معیار گزینش ایشان چیست ؟ نتیجه ای که از بیان این ماجرا در ذهن داشته و دارم اینکه امنیت قضایی و اصول دادرسی نباید با هیچ منطقی حتی عدالت ماهوی پایمال شود. بدیهی است دوستان قلم به دست گرفته و با تکیه بر این نوشته دیدگاه های مختلف را نقل ونقد خواهند کرد.

شما چگونه می اندیشید؟

دکتر علی صابری 492 بازدید 1392/04/31 0 نظر

دیدگاه کاربران

;





;

شبکه های اجتماعی

رفتن به بالا

لطفا کمی صبر کنید ...