کتابخوانی

 

 

فایل شنیداری 

 

    فایل شنیداری 

 

 

یادداشت ها- آلبر کامو

فایل شنیداری  

 

نگاهی به کتاب زندگی نو 

فایل شنیداری  

 

خوانش کتاب در حال پایان یافتن است. افزون بر چیزهایی که پیش تر نگاشتم دیدن گفتگوی دکتر گودرز افتخار جهرمی به یادم آورد که وی گر چه کیف به دست نمی گیرد اما در دادگاه ها دیده می شود. زیاد وکیلی کیف به دست است. از این گذشته سرپرست انتصابی و رئیس انتخابی بوده. پس در تاریخ شفاهی وکالت جای می گیرد. بر پایه بخش بندی کار همانگونه برای نمونه دکتر صفایی و دکتر اخلاقی را من مأمور به هماهنگی بودم و از عهده برنیامدم، دکتر افتخار و دکتر شمس را سعید دهقان پیگیری می کرد به ویژه دکتر شمس را عباس ایمانی هم پافشاری کرد و نشد. داوری دلایلش با تاریخ که خود تاریخ شفاهی تاریخ شفاهی است. محمدعلی دادخواه و صالح نیکبخت که در این کتاب هستند در فهرست گفتگوشوندگان ما قرار دارند تا آینده چه شود!

کتاب دوران دانشکده، صفحه 278، دستخط دکترعبدالحسین علی آبادی

 

کتاب دوران دانشکده، صفحه 362، دستخط دکتر کاتوزیان

 

آیین دادرسی مدنی، مجلد هفتم، برگردان دکتر حسن محسنی

 

 

 

 

 

فایل شنیداری 

 

نگاهی به سه کتاب حقوق و سینما، آیین دادرسی مدنی و دعوت به تماشای دوزخ

 

فایل شنیداری 

 


 

 

این روزها سرگرم یا بهتر بگویم درگیر خواندن این کتابم. جذاب، جالب با برگردانی کم مانند. خواندنش عرق ریز می خواهد و تمرکز. چالش ذهنی می آفریند و دید را می گشاید تا از امور روزمره ی نهاد وکالت خودمان فاصله بگیریم و ...

گفته بسیار است. باشد در فایل شنیداری

گزین‌گوی‌های رمان «جزء از کل» نوشته‌ ی استیو تولتز، ترجمه پیمان خاکسار، نشر چشمه

 

101- چیزی که مردم از آدم می‌خواهند این است که طبق قانون‌های خودشان زندگی کنی و هرگز روی پای خودت نایستی و هیچ حق ویژه‌ای برای خودت قائل نباشی.

102- بدترین چیزی که در مورد کسی در جوامع شبیه جوامع ما می‌شود گفت این است که نمی‌تواند شغلش را حفظ کند. تصویر بازنده‌های ریشویی را به ذهن می‌آورد با دست‌هایی ضعیف، که غمگینانه لغزیدن مشاغل از لابه‌لای انگشتانشان را تماشا می‌کنند. ما برای هیچ چیزی به اندازه‌ی شغل احترام قائل نیستیم و هیچ چیز را هم به اندازه‌ی بی‌میلی به کار کردن مایه‌ی بدنامی نمی‌دانیم و اگر کسی بخواهد عمرش را وقف نقاشی یا سرودن شعر کند، اگر شعورش برسد چه چیزی به نفعش است می‌رود توی همبرگرفروشی کار می‌کند.

103- به علاوه، این احتمال قریب به یقین هم هست که رازهایی که زمان برهنگی روح‌تان برملا می‌کنید، خود باعث به پایان رسیدن عشق شوند. افشاگری‌های از روی صمیمیت شما شعله‌ای است که فتیله‌ی دینامیت انفجار بی‌بازگشت عشق را روشن خواهد کرد.

104- الهامات مستقیم به همان اندازه که نیرومندند، غیرقابل اعتمادند.

105- بعضی آدم‌ها حس می‌کنند در حال غرق شدنی و وقتی جلوتر می‌آیند تا بهتر ببینند، نمی‌توانند در برابر وسوسه‌ی پاگذاشتن روی سرت مقاومت کنند.

106- هرکسی که تخیلی بیش‌فعال داشته باشد، خصوصاً که اغلب تخیلات هم منفی باشند، هرگز نباید از چیزی شگفت‌زده شود. تخیل می‌تواند فجایع قریب‌الوقوع را وقتی مشغول گرم کردن خودشان هستند کشف کند، خصوصاً اگر سوراخ بینی‌ات را باز نگه داری. آدم‌هایی که می‌توانند بدون اشتباه آینده را بخوانند، موهبت بینایی ارزانی‌شان شده یا موهبت گمانه‌زنی؟

107-دکترهای چاق به اندازه‌ی آرایشگرهای کچل غیرقابل اعتماد هستند.

108- گاهی فکر می‌کنم حیوانٍ انسان برای زنده ماندن غذا و آب احتیاج ندارد؛ غیبت جواب همه‌ی نیازهایش را می‌دهد.

109- نمی‌شود با تفکر مثبت مرگ را تاراند؛ مثل این می‌ماند که با خودت فکر کنی «فردا خورشید از غرب طلوع خواهد کرد. از غرب. از غرب» هیچ ثمری ندارد.

110- احساس گناهِ روح‌نابودکن یک نفر دیگر می‌تواند دلیلی برای زیستن باشد.

111-برآوردن آخرین آرزوی یک روبه‌موت کثیف‌ترین کاری است که می‌شود در حقش کرد. نمی‌فهمی که نمی‌خواهد؟ آرزوی حقیقی‌اش این است که نمیرد.

112- همیشه همین‌طور است-نمی‌شود یک پیروزی کامل به دست آورد، همیشه یک جای کار می‌لنگد.

113- تبدیل شدن به شمایلی اجتماعی مثل دوست‌شدن با یک سگ وحشی بود در حالی که تمام جیب‌هایت پر از گوشت است.

114- فکر کردم شاید مردم باید درک کنند پارتی‌بازی لزوماً به معنای ترقی یک ابله نیست.

115- اگر بدانید این عوضی‌ها چه‌قدر این عوضی‌ها کار می‌کنند دیگر کلامی در ضدیت با آدم‌های موفق از دهان‌تان خارج نمی‌شود و خودتان هم دیگر دوست ندارید جزء دارودسته‌شان باشید.

116- بشر مثل آدمی است که در شلوار خودش خرابکاری کرده و دوره افتاده و می‌گوید «این پیراهن جدیدم قشنگ است؟»

117- اعتقاد دارم نابرابری محصول سرمایه‌داری نیست بلکه محصول این واقعیت است که در جمعیت متشکل از دو مرد و یک زن، مردی که قد بلندتر است و دندان‌های مرتب دارد زن را به دست می‌آورد. بنابراین اعتقاد دارم اقتصاد ریشه‌ی نابرابری نیست، دندان‌های مرتب است.

118- اگر دموکراسی عملکرد درست داشته باشد دولت کاری را انجام می‌دهد که مردم می‌خواهند. مشکل این‌جاست که مردم چیزهای مزخرفی می‌خواهند! مردم ترسو هستند و طماع و خودمحور و تنها چیزی که برای‌شان مهم است امنیت اقتصادی‌شان است!

119- عادات آدمی که یک عمر تنها زندگی کرده نفرت‌انگیز و ناشکستنی‌اند.

120- دموکراسی همینش جالب است: می‌توانی به شکل مشروع وارد مجلس شوی در حالی که هنوز 49.9 درصد از مردم کوچه و بازار با تردید و نفرت نگاهت می‌کنند.

121- حق با بودایی‌ها است. آدم‌های گناهکار به مرگ محکوم نمی‌شوند، به زندگی محکوم می‌شوند.

122- تماس برقرار کردن با کسی که رهایت کرده کار پر مخاطره‌ای است؛ هرکار هم بکنی باز درماندگی‌ات آشکار می‌شود.

123- این راز را از من بشنوید: هیجان و انتظار سفر موقعی که پاسپورت تقلبی دست‌تان است چند برابر می‌شوند.

124- جنایتکارهای حرفه‌ای و فلاسفه به شکل شگفت‌انگیزی در خیلی چیزها اشتراک دارند- هردو با جامعه تضاد دارند، هردو با قوانین تغییرناپذیر خودشان زندگی می‌کنند و از هیچکدام والد به‌دردبخوری درنمی‌آید.

125- یک خانه فقط یک خانه نیست-صحنه‌ی نمایشی است که بخشی از زندگی‌ات روی آن اجرا شده.

 

 

روایت هایی از تلخ و شیرین وکالت

فایل شنیداری 

 

گفتم که دکتر صفایی حاضر به گفتگو با ما نشد دست کم او و دکتر اخلاقی و دکتر واحدی که از دستش داده ایم الگوی واقعی یا نمادین ما برای وکالت بوده اند. دکتر اخلاقی بیمار است و توان گفتگو ندارد اما چرا دکتر صفایی نخواست به دیدارش برویم درست نمی دانم. بگذارید به حساب ایرادات من. دو تن دیگر از گفتگوکنندگان دانش آموخته دانشگاه تهران نیستند و گرچه تقریباً همه گفتگوشوندگان در هر 3 جلد کتاب تاریخ شفاهی وکالت دانش آموخته دانشگاه تهران هستند اما زود از روی دوره دانشکده می گذشتیم و گاه می پریدیم و در این باره نشد آنچه می خواستم بشود. افسوس شاید به همت شما دوستان و به ویژه همکلاسی ها طرح کتابی دیگر درباره تاریخ شفاهی دانشکده را پی افکنیم. اگر یادتان باشد در گفتگو با برخی از وکلا که در کانون دانش آموختگان دانشکده حقوق دانشگاه تهران مسئولیت دارند ( کانون فارغ التحصیلان) خواستم بحث را به آن سو بکشم که به هنگامی دیگر موکول شد و آن هنگام هیچ گاه فرا نرسید. فایل های شنیداری موجود است شاید دیگرانی بیایند و از آن تاریخ شفاهی درآوردند.

 

  ادامه  

 

اعتماد، نگاشته آریل دورفمان، برگردان عبدالله کوثری، نشر آگاه، چاپ نخست 79، دوم 88

 رمانی کم حجم اما عالی و شگفت انگیز. یک جمله می آورم بقیه را خودتان بخوانید:

هیچ کس نمی تواند بچه هایی را نجات دهد که جرأت کرده و در دنیای آدم کش ها خواب دیده اند.

 

یک نمایشنامه از بهرام بیضائی، هنرمند توانا با نام افرا یا روز می گذرد، چاپ سوم، 1386، نشر روشنگران

این کتاب نیز در حسینیه ارشاد گویا شده است. زبان کتاب مثل همه کارهای بهرام به ویژه مرگ یزدگرد عالی و بی مانند است. شخصیت دوچرخه ساز دقیق و جذاب تصویر شده است. به آوردن یک جمله از آن بسنده می کنم خودتان کتاب را که در 96 صفحه چاپ شده بخوانید.

«کسی که بازی نمیکنه یه چیز میبازه  خود بازی کردن رو، هیچی ام نمیبره»

 

تاریخ کابوسی است که مدرنیسم تلاش می کند از آن بیدار شود.

شخصیتی در یکی از رمان ها جیمز جویس، برگرفته از کتاب آثار ادبی را چگونه باید خواند، نگاشته تری ایگلتن، برگردان محسن ملکی و بهزاد صادقی، چاپ نخست 1395، نشرهرمس

کتاب خواندنی است و جالب. در بخش نابینایان کتابخانه حسینیه ارشاد گویا شده است.

به تازگی آگاه شدم همکار دفترمان حسن آقای افضلی کتابی نوشته اند که دستاورد پژوهش ایشان در دوره کارشناسی ارشد است. با شادباش این پیشرفت و بهروزی به ایشان و سپاس از نامبرده که یک نسخه از کتاب را به دفتر پیشکش کرده و با خط خوششان نوشته ای نیز نگاشته اند مشخصات کتاب در دید همکاران علاقمند قرار میگیرد تا با خواندنش از آن هوده برند.

 

 

کاربرد تاریخ شفاهی در انعکاس ترومای جمعی

خوانندگان گرامی درود

حال که سرگرم یا درگیر تاریخ شفاهی شدیم خوب است این مقاله را بخوانید. آن را اینترنتی خریداری کرده ام. پس نهادنش اینجا دست کم کمتر خلاف حق مؤلف و ناشر است. (خلاف جزئی)

سحر سخایی پژوهشگر موسیقی در روزنامه همشهری، چهل سال موسیقی ایران را واکاوی کرده بود که بسیار خواندنی است. سپس محمود عظیمائی این نوشتار را در کانادا به برنامه رادیویی تبدیل کرد که آن نیز بسیار شنیدنی است و دسترس پذیر. به سفارش برادرم محمد صابری در نوروز 99 از خانه نشینی ایجاد شده بر پایه کرونا هوده بردم و این برنامه هشت قسمتی را به جان نیوشیدم. در پایان هشت قسمت تهیه کننده با چند تن از متخصصین بحث هایی را انجام داده بود و موضوع کشیده شد به تاریخ شفاهی و معرفی این مقاله. آن را بخوانید.

 کاربرد تاریخ شفاهی در انعکاس ترومای جمعی 

 

به یاد استاد شجریان

به نظرم خوب است این روزها به جا یا دست کم در کنار سرک کشیدن به محیط مجازی کتاب «هزار گلخانه آواز» که گفتگویی است با استاد شجریان را بخوانید. من که از خواندنش سیر نمی شوم.

 

کانت نه تنها دستان پاکی داشت بلکه اصلاً دست نداشت.

برگرفته از گفتگوی شارلوس و بریشو در جلد ششم کتاب در جستجوی زمان از دست رفته که در این روزهای بیشتر خانه نشینی و مد شدن خواندن چیزهای گذرا دوستان را به خواندن این کتاب گران سنگ تشویق می کنم. نکته بامزه این گفتگو اصطلاح عرفان ضدعفونی شده آلمانی است. همه جور ضدعفونی به ویژه در این روزها شنیده بودیم جز عرفان که آن را هم شنیدیم.

 

 

 

 

 

خواسته یا ناخواسته همپای خواندن کتاب ( آثار ادبی را چگونه باید خواند) نگاشته تری ایگلتون  سرگرم و درگیر خواندن کتاب دوران دانشکده نیز هستم. چه خوب که با سالگشت آمدنمان به دانشکده هم هنگام شده. مهدی کامیابی پور به دقت روز را گفت . به هر حال من که سرگرم نگارش تاریخ شفاهی وکالت هستم ( با عباس ایمانی و سعید دهقان ). از این کتاب نه در تکنیک، نه محتوای گفتگو چیز زیادی نیاموختم اما هر چه بود و هست خاطره بازی است و خود را در نقش پیشینیان دیدن. از تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران خیلی چیزها یاد گرفته بودم ( گفتگو با لیلی گلستان، عبدالعلی دستغیب و ... ). تاریخ شفاهی هاروارد را هم گوش دادم البته برخی از گفتگوها را. با غلامحسین ساعدی بر پایه علاقه به داستان هایش و باهری و سنجابی را به دلیل استادی در دانشکده خودمان. به گفته عباس ایمانی تاریخ و بویژه تاریخ شفاهی یا نومید می کند یا شگفت زده. در این آشفته بازار امیدوارم تاریخ شفاهی وکالت به زودی به بازار آید. نمی دانم نومید خواهید شد یا شگفت زده اما دوران دانشکده هیچ کدام که نباشد رفتن به هنگام جوانی است با یادآوری یک یک خاطرات از آن چهارسال. نکته پایانی آنکه دکتر صفایی به گفته نویسنده داوطلبانه با ایشان گفتگو کرده اما حتی با خواهش من در پروسه تاریخ شفاهی وکالت شرکت نکرد. بی گمان ایراد از پیگیری کم من است. تاریخ شفاهی خود تاریخی شفاهی دارد که آسیب شناسی می خواهد و ... . گیتی پورفاضل و نعمت احمدی در هر دو گفتگو حضور دارند. در جلد نخست تاریخ شفاهی وکالت گفتگو با نعمت احمدی می آید، گیتی پورفاضل می ماند برای جلدهای دیگر. اگر مجوز بدهند با هم در چشیدن شیرینی خوانش این کتاب انباز شویم. باشد که با کوشش علی سلیم جو، محمد موسوی مقدم و ایرج رضایی کتاب های از همکلاسی ها در قالب نقد رأی و یادمان. پیشنهاد محمد و علی جداگانه چاپ شوند و بیش از این به هم نزدیک شویم.

 

101 مسئله ی فلسفی، مارتین کوهن، ترجمه امیر غلامی

 

 

 

در کشوری که نمی توان "نه" گفت انسان ها به گله های وام تبدیل می شوند.

واتسلاف هاور، برگردان عفت داداش پور، چاپ شده در مجله آدینه

کتاب قدرت بی قدرتان، واتسلاف هاول، صفحه 164

 

 

کتاب قدرت بی قدرتان، واتسلاف هاول، صفحه 118

 

 

کتاب قدرت بی قدرتان، واتسلاف هاول، ترجمه احسان کیانی خواه، صفحه 99

 

 

 

فایل های شنیداری را درباره ی کتاب های خوانده شده شنیده و تجربه های خویش در این باره را با ما در میان بگذارید.

کتاب سیاه- اورهان پاموک
روزهایم را با او می گذرانم شبهایم را با شما- دکتر سعید عباسپور
بازخوانی کتاب سور بز
پی گفتاری بر گفته های علی سلیم جو درباره کتاب های رازهای سرزمین من ، جزیره سرگردانی و...
گفته های علی سلیم جو درباره رازهای سرزمین من، جزیره سرگردانی و..
ساربان سرگردان، رازهای سرزمین من، سور بز و غیره 
آیین دادرسی مدنی- برگردان دکتر حسن محسنی
شاه زیانکاران- جان گریشام             

 

رفتن به بالا

لطفا کمی صبر کنید ...