وکالت حرفه ای و نه حرفه وکالت (9)

وکالت حرفه ای و نه حرفه وکالت (۹)

خوردن ماهی یا یادگرفتن ماهی گیری

علی صابری 

۱- بهمن و اسفند سال گذشته بود که یکی از کارآموزانم چند باری تلفن کرد و از من درباره قرار کفالت در آیین دادرسی کیفری پرسید آن هم نه پرسش های نظری بلکه پرسش هایی که پاسخ آنها قرار بود لقمه آماده ای شود برای ارائه به دادگاه . هربار از او خواستم خودش مواد قانونی را بخواند ، قرار کفالت آیین دادرسی کیفری را با عقد کفالت قانون مدنی بسنجد، سپس شیوه اخذ وجه الکفاله و اینکه آیا مشمول مستثنیات دین است یا خیر را در آیین دادرسی کیفری و اجرای احکام مدنی بازخوانی کند، همسانی و دگرسانی کفالت دادرسی کیفری با کفالت مدنی را بازجوید و ... . اکنون نه پرسش های وی را به یاد دارم نه پاسخ های خودم را آنچه به یادم مانده واکنش کارآموز بود هنگامی که به وی شیوه برخورد با موضوعات و چگونگی پاسخ گفتن به موکل را آموختم و گفتم که ضرورت ندارد وکیل جامع همه علوم باشد در کوچه و بازار راه رود و پاسخ فوری به موکلان بدهد دسترسی به قانون لازم است و بازخوانی دانسته های پیشین گفتم و گفتم و بجای پاسخ فوری تلاش کردم شیوه نگاه به مسئله را با همکار جوانم در میان بگذارم .دریغ که همه رشته های مرا پنبه کرد و گفت موکل منتظر پاسخ فوری است و من دسترسی به قانون ندارم .کمی برآشفته پاسخ دادم چرا تصور می کنی قانون کتاب بالینی وکیل سرپرست است؟ چرا توقع نابجایی را که موکل برای گرفتن پاسخ فوری و بی درنگ و سرپا در مجلس عروسی و عزا از تو دارد را عیناً خودت نسبت به وکیل سرپرست داری؟ گفتگو دوستانه پایان یافت اما من فکر کردم می شد پاسخی داد و گذشت و حتی می شد با کمی زیرکی دانست کارآموز و موکل وی دنبال چه پاسخی است و غیرمسئولانه آن را بازگفت و چه خوب همه راضی از... . می شد ماهی خوراند و... . اینگونه گفتگوها به همه می چسبد، نچسب وکیلی است که در پی یاد دادن ماهیگیری است تلخ می نماید و...

 ۲- راستش را بخواهید از این موضوع یادداشت های جسته گریخته ای برداشته ام وشاید هنگامی فرا رسد که آنها را در قالب خاطره یا هرچیز دیگر به نظر خوانندگان برسانم. اما آنچه مرا برآن داشت بی درنگ دست به قلم شوم تماس دیروز یکی دیگر از کارآموزان بود وپرسشی که آیا برای اعتبار مبایعه نامه امضاء دوشاهد لازم است یا خیر ؟ که می شد پاسخ داد خیر به هیچ وجه اما باز دنبال یاددان ماهیگیری رفتم که کارآموز را به ظاهر خوش نیامد از شهادت و گواهی گفتم که به عنوان دلیل اثبات دعوی هم در قانون مدنی است هم آئین دادرسی مدنی تلاش کردم با کارآموز همراه شده بکاوم چگونه این پرسش به ذهنش رسیده آیا ماده یا مستندی ذهن وی را خراشیده که مبایعه نامه با امضاء گواه اعتبار پیدا می کند؟ شاید برای فرار از درگیر شدن در تحلیلی که من تلاش کردم وی را وادار به آن کنم گفت که در اینترنت خوانده که اعتبار مبایعه نامه منوط به تصدیق دو گواه است جدا از درستی یا نادرستی این ادعا از وی پرسیدم که مستند آن نوشته چه بود و دریغ از پاسخ او.

۳- آموزش ماهیگیری لذت خاص خود را دارد شاید بیش از خود ماهیگیری مثل دادن پاس گل است که گاه از گل زدن شیرین تر است و استادی بیشتری می خواهد. اما آیا در جامعه وکالت این بحث تابحال مطرح شده است؟آیا کمینه استانده ها برای آموزش کارآموزان تعریف شده است ؟ یا اینکه هر وکیلی به سلیقه خویش عمل می کند راهی را می پیماید بدون آنکه از اندوخته پیشینیان خود آگاه باشد و بی آنکه آموختگان خود را در اختیار آیندگان قرار دهد. انگشت شمارند وکلایی که لوایح خویش را چاپ کرده اند وآن هم شاید گزینشی، به هرحال پیمودن این راه به تنهایی هوده ای ندارد توجه کنیم که معمولا ضعیف ترین دانش آموزان در دبیرستان علوم انسانی را بر می گزیند (استثناء منشاء قیاس نیست) وضع آموزش حقوق در دانشگاه ها هم روشن تر از آفتاب است ورود به کانون وکلا هم از چهار راه فراخ پاسخ های چهارگزینه ای ممکن شده است اگر از آموزش در کانون وکلا و دفاتر وکلای سرپرست غافل باشیم که هستیم وکالت روز به روز ضعیف می شود آنچنان که نیازی به تضعیف از طرف دولت نخواهد داشت وکالت به شغلی تبدیل می شود برای کسب درآمد از نهاد مدنی چیزی باقی نخواهد ماند آن هنگام که شاید خیلی دیر باشد تازه خواهیم فهمید استقلال از کدام نقطه گل خورد. آری؛ این گل ، گل به خودی است به نظرم همین حالا نیز کمی دیر شده خیل هزار نفری هر ساله کارآموزان و ما بدون نوشتن منشوری برای کارآموزان و وکلای سرپرست، نوشته ای دو سویه مبنی بر روشن کردن حقوق وتکالیف طرفین، منشوری اخلاقی- علمی فراتر از سلیقه وعقیده یک وکیل و خیلی چیزهای دیگر. آری؛ آموختن ماهیگیری راه و رسم می خواهد، عرق ریختن دارد و گاه تلخ نمودن راه شیرین و آسان که اکثریت دوطرف در پیش گرفته اند خوراندن و خوردن ماهی است .اکنون هنگامی است که همه خوابیم و فرافکنی گناه را به دوش دستگاه قضایی می اندازیم و از فرهنگی پیروی می کنیم که انگار همیشه دیگران مسئول هستند گاهی نیز وانمود می کنیم که مسائل مهمتری در کار ما مطرح است مثل استقلال ناآگاه از آنکه استقلال بدون داشتن تربیت و پرورش وکلای حرفه ای به معنی اجتماعی و مدنی آن مفهومی است توخالی و شعاری است بی هویت پرورش وکلای جوانی را چشم به راهیم که امید است وکیل حرفه ای شوند و نه آنکه وکالت حرفه آنها باشد.

518 بازدید 1392/05/17 0 نظر

دیدگاه کاربران

;





;

شبکه های اجتماعی

رفتن به بالا

لطفا کمی صبر کنید ...