پی نوشتی بر مسئولیت مدنی

تجربه های وکیل

پی نوشتی بر مسئولیت مدنی ناشی از اشتباه درتشخیص

علی صابری


پیشکش به پژوهشگر ژاپنی ساچیک

1-    هفته پیش شخصی بنام آقای نادی تلفن کرده توضیح کوتاهی در مورد بیماری مادرزاد فرزند خود دادند و پرونده ای که در دادگاه دارند و به نمایندگی از وکیلشان خواستند دادنامه پرونده خونهای آلوده را از من بگیرند یا دست کم من اینگونه متوجه شدم که همان روز آمدند و گرفتند اما بی درنگ تلفن کرده و باز به نقل از وکیلشان که نمیدانم و برایم جای شگفتی است که چرا خودش ارتباط نگرفته بود ( این نکته درخور نگاهی جامعه شناسیک و آسیب شناسانه در جامعه وکالت است. من که با گشاده رویی و گشاده دستی بضاعت ناچیز علمی و عملی را پیشکش می کنم چرا نباید مورد خطاب همکار قرار گرفته و با موکل وی گفتگو کنم که گاه برآیند لازم بدست نمی آید). گفتند که دادنامه دیگری را می خواهند و توضیح مفصل دادند که فرزند در اثر قصور پزشک معلول بدنیا آمده،پرونده در دادگاه حقوقی مجتمع عدالت مطرح است و دادرس نمونه دادنامه خواسته و تا شنبه بیشتر فرصت ندارند. پس از کلی گپ و گفت تازه فهمیدم منظورشان دادنامه پرونده مربوط به مرادعلی زکریاست همان که زیر عنوان مسئولیت مدنی ناشی از اشتباه در تشخیص برایتان آوردم و نقد کردم و فهمیدم که وکیل آن را در همین ستون دیده اما دادرس گفته باید رونوشت دادنامه آورده شود و نه پرینت مطلب در محیط مجازی باز هم البته یکه خوردم حالتی بین خوشحالی از اینکه مطالبم بازخورد دارد و شگفتی از آنچه بالا نوشتم به من دست داد که ...

2-    شنبه هنگام بازخوانی ایمیل ها از خانم ساچیکو پژوهشگر ژاپنی متنی دریافت کردم. ایشان را دوبار دیده ام یکی همان که خودش نوشته یعنی در روز جهانی بیماران اسکیزوفرنی و دیگری پیش از آن در دفترم از من درباره پرونده خونهای آلوده پرسیده بود وفعالیتهای مربوط به حقوق معلولین و نیز پرونده های دیگرم در حوزه مسائل اجتماعی که اشتباه در تشخیص را معرفی کردم. فارسی زبان سوم یا چهارم وی است اما متنش را بخوانید و ببینید چه اندازه دقیق نوشته، وارد فلسفه حقوق می شود و از آن ور مسائل اجتماعی سر در می آورد .وکیل دادگستری نیست اما چه علاقه ای و چه دید بازی. خوشحالی مطرح شده در بند پیش به تأثر و تأسف بدل شد. ما کجا و حقوق مدرن کجا . می دانستم در فرانسه بعد از رای بورش کتابی نوشته شده بود با عنوان حق بدنیا آمدن یا نیامدن، واکنش سمن های معلولین به این پرونده را نیز در نوشته دوست هم نوعم حسن مرادزاده در مجله پژوهشهای حقوقی خوانده بودم اما افسوس خوردم که چرا نوشته ام هیچ بازخوردی نداشت. تنها باید منتظر شوی وکیلی پرونده ای داشته باشد، موکلش را وا دارد با تو تماس بگیرد، دادنامه را دریافت کند و هیچ نفهمی سرنوشت آن پرونده چه شد، حتی آگاهت نکنند دادنامه به نفعشان صادر شده یا خیر، نه دادخواست را ببینی نه لایحه همکار را، نه دفاع خوانده را، هیچ هیچ . آن هنگام دیگری از آن سوی دنیا می آید و پرسش پیچت می کند تازه میفهمی کجای کاری. برخی پاسخ ها آسان است پرونده حسین و محمدمهدی مرادعلی زکریا مدنی بود نه کیفری، برخی را نمی دانی چه بگویی چرا مادر را خواهان قرار نداده ای ، برخی از لحاظ اجتماعی جالبند چه پنداشتی از ما در ذهن بیگانگان که پدر پول را می گیرد و خانواده را رها می کند، بازتاب عملکرد خودمان در گیتی . نوشته وی را برایتان خواهم آورد آموزشی باشد برای همه ما که بنویسیم و بپرسیم و قلم بزنیم. ما در بحث دیه و اینکه خسارت مازاد بر آن قابل وصول است مانده ایم آنها می پژوهند و می کاوند که آیا پرداخت خسارت توهین به معلول است یا نه، برای من که رضایت شغلی را به مسائل مالی فرو نمی کاهم و دلباخته مسائل اجتماعی و تاثیر حقوق در آنها هستم، برای من که پی وکالت حرفه ای می گردم و نه حرفه وکالت، نوشته وی برانگیزاننده است و امیدوارم برای شما خوانندگان نیز چنین باشد. یاری کنید با هم به وی و به خودمان پاسخ دهیم و از یکدیگر بپرسیم رفتن و از وکیلی دادنامه گرفتن راه میانبر پیمودن است که کمتر برازنده وکالت حرفه ایست. ارتباط واقعی یعنی تبادل همه اطلاعات، پرونده ها، دادخواست ها و دفاع ها و استدلال ها و دادنامه ها و چه نقشی می تواند داشته باشد کانون وکلا در این پهنه و گستره که ندارد و آن هنگام است که شاید بتوان همگام حقوق مدرن از استقلال وکیل دم زد وگرنه الان که مگر کجای ما همسان وکلای کشورهای صاحب اندیشه است تا بخواهیم... . راستش تصمیم داشتم نگاشته ساچیکو را زیرعنوان وکالت حرفه ای بیاورم اما چون مطلب اصلی در این ستون و سایت کار شده بود حق دیدم اینجا بنویسمش که البته در ستون وکالت حرفه ای نیز پیوندی با آن برقرار خواهم کرد .

اینک پرسش واره ساچیکو:

حضور محترم جناب آقاي دكتر صابري

با سلام و تشكر فراوان از حمايت جنابعالي در خصوص تحقيقاتم.
ازملاقات شما در كنفرانس اسكيزوفرني كه توسط انجمن احبا برگزار شد بسيار خوشحال شدم.
در وبلاگ شما مطلبي كه در مورد اشتباه در تشخيص جنين هموفيلي طرح شده در دادگاه را مطالعه كردم (اين پرونده دو خواهان داشت كودك مبتلا به بيماري و پدر كودك و مدعي عليه آقاي دكتر ذينعلي، دكتر ژنتيك). من در رشته معلوليت و آيين و أخلاق پزشكي در انگلستان تحصيل كرده ام، متاسفانه به علت عدم اطلاع از قوانين ايران و ضعف در خواندن و درك زبان فارسي متوجه چند نكته در اين مورد نشدم. از بابت زحمات عذر خواهي ميكنم و تقاضا دارم در صورت إمكان به چند سؤال زير در مورد اين پرونده پاسخ بفرمائيد.

١) جناب آقاي دكتر صابري، آيا هدف شما از طرح اين پرونده دعوي مدني در خصوص درخواست خسارت براي هزينه هاي إضافي و مشكلاتي كه بيماران و والدين بيماران هموفيلي با آنها روبرو ميباشند بوده است؟ متاسفانه آخرين دادخواست و نتيجه اين پرونده را بخوبي متوجه نشدم. آيا آخرين دادخواست جهت تأمين خسارت هزينه هاي پزشكي پسر مبتلا به بيماري هموفيلي بوده كه به دليل تشخيص اشتباه دكتر متخصص به خانواده تحميل شده است ( به معني تولد فرزند هموفيلي)؟ آيا اين جبران خسارت از طريق مسئوليت مدني مطرح شد يا مسئوليت كيفري؟

٢) جناب آقاي دكتر صابري، فكر ميكنم كه اين پرونده شامل دو دادخواست ميباشد. يكي در خصوص ادعاي خسارت براي "زندگي اشتباه"، يا به عبارتي ديگر " حق به دنيا نيامدن"، كه در اين صورت خواهان پسر مبتلا به بيماري هموفيلي ميباشد. خواسته دومي "تولد اشتباه"، كه معمولا ً اشتباه در تشخيص قبل از تولد توسط كادر پزشكي واقع شده است، كه در اين پرونده  آن طور كه من متوجه شدم خواهان پدر فرزند مبتلا ميباشد. آيا اين مطلب صحيح است؟ معهذا، در كشورهاي ديگر، در پرونده هاي "تولد اشتباه" خواهان هميشه مادر است، نه پدر، زيرا شخصي كه باردار بوده و مورد تشخيص غلط واقع شده مادر است نه پدر. چرا شما پدر را به عنوان خواهان معرفي كرديد نه مادر را؟ آيا دليل اين است كه در ايران پدر قيم قانوني ميباشد؟

٣) در كشورهاي غربي، تا آنجائيكه من در خصوص معلوليت و اخلاق پزشكي در انگلستان تحصيل كرده ام سؤال كردن در مورد حق "بدنيا نيامدن"="تولد اشتباه" توهيني است به شخصيت اشخاص معلول/ داراي اختلالات، كه بيشتر فعالين در زمينه معلوليت مخالف دعوي قضائي آن ميباشند . به اين علت كه حق "بدنيا نيامدن" به سادگي كليه احتمالات و قابليتها را إنكار مي كند إمكانات وقابليتهائي كه أشخاص با معلوليت در اين دنيا ممكن است داشته باشند.
جناب آقاي دكتر صابري، اينطور به نظر ميايد كه شما شخصا موافق غرامت براي "حق بدنيا نيامدن" هستيد.آيا اين صحيح است كه هدف اوليه شما در طرح اين دعوي در دادگاه تلاش در خصوص دريافت غرامت بود كه به خود فرزند مبتلا برسد؟

٤) آيا پدر همسر(مادر فرزند بيمار)  و فرزند هموفيلي را بعد از اتمام دادگاه ترك كرد و كليه پول هاي غرامت را براي خود برداشت؟ آيا اطلاعي از وضع كودك بيمار و مادرش بعد از اتمام دادگاه داريد؟ نگران حال آنها هستم.

٥) در اين پرونده ، آيا پدر و مادر هر دو قبل از ازدواج يا مشاوره ژنتيكي يا تشخيص ژنتيكي  به وضوح ميدانستند كه مادر ناقل ژن هموفيلي است ؟ جاي تعجب است چون خيلي از خانمها هيچ اطلاعاتي  به همسران آينده اشان راجع به اينكه ناقل يك بيماري ژنتيكي هستند نمي دهند.

٦) آيا براي جمع بندي اين مطالب ميتوانم آن را به شرح ذيل بنويسم؟ تقاضا ميكنم اگر اشتباهي يا مطلبي درست عنوان نشده مرا راهنمائي بفرمائيد.

زوجي تست قبل از تولد انجام داده بودند، به دليل اينكه زوجه ناقل بيماري بوده است. پزشكي كه آزمايشات را انجام ميدهد متخصص ژنتيك فارغ التحصيل از انگلستان ميباشد، ايشان تشخيص جنين غير هموفيلي ميدهد. با اين وجود خيلي زود بعد از تولد نوزاد مشخص ميشود كه كودك مبتلا به هموفيلي نوع B ميباشد. از پزشك مربوطه شكايت شده واز ايشان درخواست پرداخت كليه هزينه هاي  دارو و فرآورده هاي خوني كودك تا سن ١٢ سالگي و همين طور پرداخت هزينه هاي قانوني و پرداخت غرامت براي فشارهاي روحي و جسمي ناشي از قصور پزشكي ميشود.
آقاي دكتر صابري كه مشاور خواهان ميباشد، اين پرونده را تشكيل و باارائه مدارك قانوني در مراحل دادگاه پيش ميبرند. تجارب ايشان بعنوان يك فعال نابينا ووكيل قربانيان هموفيلي رسوائي خونهاي آلوده به ايشان ايده درخواست غرامت براي سختيهائي كه خانواده و بيمار متحمل شده اند بنمايد. به جاي مطالبه غرامت فقط براي هزينه هاي پزشكي در خصوص درمان كودك مبتلا به هموفيلي آقاي دكتر صابري از مفهوم "حق بدنيا نيامدن" بهره گرفتند كه در نتيجه غرامت دريافتي مستقيماً به خود كودك برسد.
از آنجائيكه پدر و كودك مبتلا هر دو به عنوان خواهان پرونده معرفي شده بودند و پذيرفتن دادگاه در خصوص امكان انجام سقط جنين در صورت تشخيص مثبت آزمايشات قبل از تولد بعنوان اساس درخواست غرامت، ميتوانيم بگوئيم كه اين پرونده در هر دو مورد" تولد اشتباه" و "زندگي اشتباه" عليرغم عدم توانايي قضاوت كودك ٤ سأله  بحث كرده است. بهر حال طبق آخرين حكم دادگاه پزشك موظف به پرداخت ديه ( يك پنجم ديه كامل يك مرد بالغ) براي قصور پزشكي و هزينه هاي فرآورده هاي انعقاد خون و ديگر داروها جهت درمان گرديده است. قاضي دادگاه توضيح شفافي در خصوص چگونگي تصميم گيري نهائي نداده اند و اينطور به نظر ميرسد كه دادگاه نظريه "حق به دنيا نيامدن" را رد كرده است ولي "تولد اشتباه" را پذيرفته است .

دکتر علی صابری 435 بازدید 1393/04/08 0 نظر

دیدگاه کاربران

;





;

شبکه های اجتماعی

رفتن به بالا

لطفا کمی صبر کنید ...