شایستگی (صلاحیت) دادگاه -1

آموخته ها و اندوخته های یک دادفر
شایستگی (صلاحیت) دادگاه (1)
علی صابری
 
باسپاس از زهرا احمدپناه که دادخواست و دادنامه را به من سپرد.
1- فارسی گرایی ام باز گل کرد و به جای صلاحیت نوشتم شایستگی. همیشه با همکار عزیزم محسن قربانی توسنلو این گفتگو را داشتم که آنچه عنوان قانونی است نمی تواند دگرگون شده و واژه ی دیگری جایش بیاید. ایشان می گفت برای نمونه به قانون نحوه ی اجرای محکومیت های مالی نباید بگویی قانون چگونگی ... یا دادگاه تجدیدنظر را نمی توان نوشت دادگاه پژوهش. شاید حق با او باشد که اگر چنین باشد نمی بایست بنویسم شایستگی دادگاه چه، واژه صلاحیت در قانون آمده است . به هر حال راه نیمه را در پیش گرفتم و هردو را آوردم . باشد که عادت کنیم و اگر قرار شد قانون دگرگون شود که در کشورمان احتمال دگردیسی هر روزه وجود دارد قانون گذار نو شاید با واژه های نو، نهادها را بنگرد. این بحث را در حقوق و ادبیات پی خواهم گرفت .
2- برای دیدن پیشینه ی بحث حتماً پیشه ی دادفری (25) را دوباره بخوانید. دادخواست در نوع خود جالب است و درخور چالش. اما آنچه اینجا مورد نظرم است تصمیم دادگاه در شایسته نبودن خویش به رسیدگی و شایستگی دادگاه عباس آباد است که خیلی درست نمی نمایند بویژه که پافشاری دادفر خواهان ها بر مسئولیت مدنی سردفتر است. به نظرم موضوع روشن است و نیاز به توضیح بیشتر ندارد. بحث به اموال غیرمنقول بر نمی گردد این درست که موضوع اسناد ابطال شده م غیرمنقول است اما خسارت درخواست شده آن هم بر مبنای مسئولیت مدنی سردفتر تابع ماندگاه خوانده است. جالب تر آنکه دادگاه به هیچ ماده ای از مواد قانون مدنی اشاره نکرده تا دادنامه خویش را مستدل کند. البته که به نظر می رسد ماده ی 20 قانون مدنی خلاف آموزه ی دادگاه را استوار می کند . به هرحال داوری با شما خوانندگان، بدون درنظر گرفتن زحمت رفت و آمد برای دادفران هر دو طرف به دادگاه عباس آباد و گذر از هزار چم جاده چالوس بر پایه ی اصول قانون مدنی و آئین دادرسی مدنی دادنامه را به داوری بنشینید. اگر لطف سرکار خانم احمدپناه همچنان دربرم گیرد پی گرفت پرونده را نیز در اختیار شما خوانندگان خواهم نهاد.

دکتر علی صابری 431 بازدید 1396/08/07 0 نظر

دیدگاه کاربران

;





;

شبکه های اجتماعی

رفتن به بالا

لطفا کمی صبر کنید ...