ریزخاطرات (47)

 
آموخته ها و اندوخته های یک دادفر
ریزخاطرات (47)
علی صابری
 
1- چنانکه پیش تر نوشتم در آغاز عنوان ضد خاطرات آندره مالرو در ذهنم بود. با آن شروع شد و بعد شاید به دلیل پارسی گرایی یا هر چیز دیگر به ناخاطرات دگرگون گشت. هم دگردیسی جویی (تنوع طلبی) و هم هر چیز دیگر موجب می شود در نام هم که شده نگاشته هایم را دگرگون کنم. پس پی نامی می گشتم، به خرده خاطرات رسیدم اما دیدم کتابی به همین نام از ژوزه ساراماگو نویسنده پرتغالی برنده ی جایزه ی ادبی نوبل در سال 1998 که به پارسی برگردانده شده، کتاب را اسدالله امرایی برگردانده و مروارید آن را به چاپ رسانده دربرگیرنده ی یادکردهای کودکی ژوزه است . پس بجای خرده، ریز را برگزیدم. البته که می خواستم خاطرات را نیز با چیزی جایگزین کنم. هنوز برآیندی به دستم نیامد. نکته ی دیگر آنکه ساراماگو به دلیل برگردان نوشته نامورش «کوری» برای پارسی زبانان نا آشناست و البته که نوشته ای به نام بینایی دارد که آن نیز برگردانده شده و بسیار کارهای دیگرش. تا هنگام جایگزینی خاطرات با واژه دیگر این ستون را با عنوان ریز خاطرات خواهید خواند.
2- داشتن اصول ثابت هوده دارد اما دگرگونی نیز بیهوده نیست. شاید لازم باشد علمی- پژوهشی ها در قالب های ثابت بیایند. تازه آن هم شاید اما نوشته هایی از آن دست که من می نگارم می تواند بر اساس حال و هوای نگارنده و خوانش او بروز شود. استوار ماندن بر چیزی یخ زدگی می آورد و تعصب ....
 
اینک دادنامه ای از شعبه 106 دادگاه عمومی حقوق مجتمع قضایی عدالت تهران
 
 

دکتر علی صابری 440 بازدید 1396/08/16 0 نظر

دیدگاه کاربران

;





;

شبکه های اجتماعی

رفتن به بالا

لطفا کمی صبر کنید ...