اعتبار امر قضاوت شده (4)

 
آموخته ها و اندوخته های یک دادفر
اعتبار امر قضاوت شده (4)
علی صابری
 
با سپاس از محمد صابری و مصطفی کاظمی که پرونده را خواندند و آموزه هایشان را گرچه  با باور من ناهمساز بود در اختیارم نهادند.
1- مدتهاست از این پرونده می گذرد و شاید فراموشش کرده بودم که پارسال به هنگام بیماری و البته استراحت بیشتر همراه بانوی خویش ( این بانو چه واژه ی زیبایی است؛ هم پارسی است و هم خوش تر از همسر، خانوم و غیره. بانوی من هم که نمونه است، جای خود ) به رستوران پردیس در خیابان ولیعصر بالاتر از چهاراه پارک وی و کنار دفتر 815 ( محمد فرجی ) رفته بودم. می گویند پردیس مال دختر مهندس بازرگان بوده یا شاید هم باشد. ملی-مذهبی نیستم اما هم ملی هستم و هم مذهبی و در نهاد خویش از نظر اجتماعی اصلاح طلبم هرچند از همه فاصله گرفته و گوشه نشین شده ام. با این کشش ها و البته شاید دوستی بیست و چند ساله با محمد فرجی که بیستم مهرماه امسال نیز در مراسمی که به پاس من و صمد زاهدپاشا گرفته بود اشاراتی بدان داشتم پردیس را، گاه و بی گاه برمی گزیدم. نامش نیز زیباست. بگذریم. علی اصغر سماواتی را آنجا دیدم. نشانی دفتر را خواست. بدون آنکه خودش را معرفی کند و من در توهم اینکه به دلیل عضویت در شورای شهر یا پرونده خون های آلوده نامور شده ام با وجود آنکه نشناختمش نپرسیدم کیست شماره دفتر را دادم. چون دیر به دیر به دفتر می آمدم آمدنش به درازا کشید. آمد و نامش را گفت باز هم یادم نیامد. پرسشی درباره ی فروش اجباری مال مشاع پرسید. سپس به این پرونده پرداخت که یادم آمد چه بود. نخست خواست که دادفرش شوم که خندیدم و گفتم مقررات نمی گذارد. سپس درخواست کرد با طرف یا دادخواه پیشینم سازشش دهم. به هرحال پرونده را دادم محمد و مصطفی خواندند.
2- اگر می خواستند، می توانستند دادفر خواهان و در واقع روبروی من باشند که به هر دلیل نشد. اما آموزه ی آنها همچنان رو در روی من است. آن ها باور دارند موضوع اعتبار امر قضاوت شده ندارد و هم اکنون نیز می توان دادخواست آورد و استدلال آورد. گفت و گو در این باره تمرین خوبی بود. من اما همچنان بر این باورم که اعتبار امر قضاوت شده حاکم است و پرونده بسته شده است. کاری به استدلال شعبه تشخیص ندارم که نادرست استدلال آورده اما به نظرم برآیندش در بر گرفتن اعتبار امر قضاوت شده بر موضوع است. دستاورد حضور خواهان دادنامه اعاده دادرسی نیز بود. به هر حال پرونده کامل است. مال دوره ی جوانی ام است که صورتجلسه دادگاه را نیز می خواستم و می گرفتم. به بهانه ی این پرونده، اعتبار امر قضاوت شده و فلسفه آن را بازخوانی کنید. دامنه ی فراگیری آن را بر منطوق و یا اسباب موجهه دریابید و بین من و دوستان داوری کنید که آیا دگردیسی موضوع از تنظیم سند به تنظیم وکالت یا برعکس  آنچنان دگرگونی است که اعتبار امر قضاوت شده جاری نشود؟ یا ... ؟
 
برای مشاهده پرونده کلیک کنید.

دکتر علی صابری 357 بازدید 1396/11/03 0 نظر

دیدگاه کاربران

;





;

شبکه های اجتماعی

رفتن به بالا

لطفا کمی صبر کنید ...