اندرماجرای روزگار دادفران (5)

 
آموخته ها و اندوخته های یک دادفر
اندر ماجرای روزگار دادفران (5)
علی صابری
 
رئیس گرامی شعبه 103 دادگاه های عمومی کیفری 2 دادگستری شهرستان نظرآباد 
 
با درود و سپاس

 

   درباره پرونده 9609982670200624 که وفق ابلاغ صادر شده به شماره 9710102669100929 تاریخ  97/3/19 هنگام رسیدگی 97/4/10 ساعت 13:00 تعیین شده، پیرو شکایت نخستین رئیس ارجمند دادگستری نظرآباد آقای علی مرتضی کاظمی در برابر داخواهم (موکل) محمدرضا بوذری ( دادفر پایه یک دادگستری) به اتهام توهین و افتراء که درباره توهین به جهت نبود دلیل قرار منع پیگیر صادر و به ظاهر قطعی شده اما درباره افتراء باور بر مجرمیت بوده که برآیند آن پرونده کنونی است، پیرو اعلام وکالت در دایره نیابت با انجام تشریفات قانونی و ابطال تمبر مالیاتی لازم در دفاع از دادخواهم با حضور در جلسه دادرسی و همراهی ایشان و بیان کتبی و شفاهی مطالب در این نوشتار با پیوست کردن نگاشته های علمی و دادنامه های گوناگون و با تکذیب نفی و انکار هر گونه اتهام نسبت داده شده به موکل رسیدگی و صدور حکم برائت دادخواهم را خواستارم.
1- بر پایه ی آنچه گفته شد موکل مرتکب جرمی نشده و متهم به افتراء نیست. چرا که نامبرده در اجرای حق خویش اقدام به شکایت علیه شاکی کرده و به دادگاه های دادگستری که مرجع تظلم خواهی است مراجعه کرده نه آنکه جای دیگری اتهامی را به شاکی نسبت داده باشد. در راستای اثبات این گفته دادنامه های گوناگون صادر شده از دادگاه های تجدیدنظر به پیوست پیش نهاده می شود. چکیده ی همه آنها این است که صرف اعلام شکایت و پیگیری کیفری حتی اگر منجر به محکومیت متهم نشود افتراء نسبت به اون نیست و فصل مربوط در قانون تعزیرات درباره توهین و افتراء به هنگامی که فرد به دادگستری رفته و تظلم خواهی کرده مصداق ندارد. حق نیز همین است. چه، اگر اینگونه نبود هیچ کس از ترس آنکه با عدم اثبات بزه مفتری شناخته خواهد شد جرأت رفتن به دادگستری را نداشت و عدالت تعطیل می شد. واژه هایی از این دست به روشنی در دادنامه های پیوست آمده است.
2- در این پرونده نه عنصر مادی افتراء موجود است، نه معنوی. موکلم هیچ سوء نیتی نداشته بلکه از آنجا که دستبند خوردن و بازداشت شدنش را که ساعاتی به درازا کشیده بوده (هرچند اگر یک لحظه هم بود تفاوتی نمی کرد) و رخداد را بازداشت غیرقانونی دانسته و یک راست به دادگستری رفته و شکایت کرده و هیچ جای دیگری هیچ اتهامی را به کسی نسبت نداده است، حال به هر دلیل که چالش درباره آن از این پرونده بیرون است و در محافل علمی پرونده مورد داوری حقوق دانان قرار گرفته، بازداشت غیرقانونی ثابت نشده است چگونه می توان عنصر مادی و معنوی افتراء را در اینجا جست و جو کرد. نه اتهامی در کوچه و خیابان با نوشته به کسی نسبت داده شده، نه سوء نیتی موجود است.
3- اگر اینگونه باشد و صرف شکایت اثبات نشده را افتراء بدانیم اکنون موکل نیز حق خواهد داشت به همین اتهام علیه رئیس دادگستری شکایت افتراء کند. چرا که شکایت او نیز علیه موکلم به اتهام توهین رد شده و اثبات نشده است درحالیکه بعید به نظر می رسد شما دادرس ارجمند چنین چیزی را بپذیرید!
4- برابری شهروندان در پیشگاه قانون خدشه ناپذیر است. همانطور که رئیس محترم دادگستری به خود حق و اجازه داده اند علیه موکلم شکایت کنند بی توجه به نتیجه آن و جدای از اثبات شدن یا نشدن موکل نیز حق داشته چنین کند .
5- آزادی گرانبهاترین هدیه ی پروردگار به انسان است . اسلام نیز به عنوان دین کامل و واپسین هدیه خدا بنای خود را بر آزاد کردن بشر از اسارت نهاد. پس هرکس که حتی لحظه ای آزادی خود را از دست دهد حق دارد در جهت تدارک زیان پیگرد سلب کننده ی آزادی را درخواست کند. در چنین انگاره ای نباید اعلام شکایت را افتراء دانست. توجه کنیم موکلم نقشی در اعلام عمومی اتهام نداشته و هرگز جز رفتن به دادسرای کارکنان دولت مستقیم و غیرمستقیم اقدامی علیه رئیس دادگستری نکرده است. در حالی که عکس آن صادق است که از آن می گذریم .
6- رو به رو شدن رئیس ارجمند دادگستری با موکلم را خواه جلسه دادرسی بدانیم، خواه خیر دو طرف در وضعیتی همسان از حمایت قانونگذار و مصونیت برخوردار بودند. موکلم نظم دادرسی را برهم نزده تا از آن بابت بازدداشت شده باشد. رئیس دادگستری بر این باور بوده که مورد توهین قرار گرفته، حتی در چنین انگاره ای ( فرض محال) حق نداشته سرباز صدا کند، دستبند بزند و وکیل دادگستری را نزد دادستان بفرستد بلکه می بایست شکایت خویش را مطرح می کرد تا با تشریفات بدان رسیدگی شود . این حکم قانون است و خودمختاری بردار نیست . در چنین وضعی که چنان نشده موکل به خود حق داده بازداشتش را غیرقانونی بداند پس با عدم اثبات نیز نمی توان او را مفتری دانست .
7- افزون بر همه ی واکاوای ها و پژوهش های نظری و دادنامه های پیوست به سخنان رئیس ارجمند قوه قضائیه به تاریخ سه شنبه 5 تیر 97 که هنوز داغ است توجه کنید. ایشان به روشنی درباره صدور قرارهای تأمین اندرز دادند و پند دادند که حتی دزد و قاتل را نباید دستبند و پابند زد . به فرض محال که موکل توهینی کرده بود نمی بایست با پیش داوری و از سر خود با سرباز و دستبند نزد دادستان فرستاده شود (دادستان ارجمند امور موضوعی را تأیید کردند). در چنین وضعیتی چگونه موکل حق نداشته نسبت به بازدداشت غیرقانونی خود معترض شود و از آن بدتر چگونه می توان عملش را افتراء نامید. 
8- توضیحات به نظر سند هستند، با این حال در نشست دادرسی در صورت نیاز گفته ای دیگری به آگاهی خواهد رسید.
9- در پایان رسیدگی و صدور حکم برائت را خواستارم.
 
 
بادوباره گویی سپاس
      علی صابری

دکتر علی صابری 317 بازدید 1397/04/09 0 نظر

دیدگاه کاربران

;





;

شبکه های اجتماعی

رفتن به بالا

لطفا کمی صبر کنید ...