گفتار روز

 

گفتار روز(377)

با سپاس از علی سلیم جو

پدرم به من نصیحتی کرد که هنوز در ذهنم میچرخد!
گفت: هر وقت میخواهی از کسی ایرادی بگیری یادت باشد همه مردم دنیا شانس و بختی را که تو داشتی نداشتند!(گتسبی بزرگ،اسکات فیتز جرالد)

 

گفتار روز (376)

در آخر ما سکوت دوستانمان را به یاد می آوریم.نه سخنان دشمنانمان را. (مارتین لوتر کینگ)

 

گفتار روز (375)

انسان کسی را میتواند نجات دهد
که خود اصرار به سقوط نداشته باشد؛
ولی وقتی سرشت کسی چنان فاسد شد
که سقوط در نظرش نجات جلوه کرد،
چه میشود کرد ؟ لئو تولستوی

 

گفتار روز (374)

آن‌چه که می‌تواند به زندگی تو معنی و مفهوم بدهد، وقف خودت در راه دوست‌داشتن و عشق به دیگران است، وقف خودت به جمعیت اطرافت، و وقف خودت به خلق پدیده‌هایی که به تو انگیزه و مفهوم بدهد.

(سه‌شنبه‌ها با موری، میچ آلبوم)

گفتار روز (373)

«در زندگی‌مان از یک جایی به بعد به همه چیز و همه کس بی اعتنا می‌شویم دیگر نه از کسی می‌رنجیم و نه به عشق کسی دل می‌بندیم!»

(گابریل گارسیا مارکز)

 

گفتار روز (372)

 

از دست دادن هر انسانی که دوستش می داشتم، آزاردهنده بود،
گرچه اکنون متقاعد شده ام که هیچکس 
کسی را از دست نمی دهد زیرا هیچکس مالک کسی نیست 
این تجربه واقعی آزادی است.(یازده دقیقه ، پائولو کوئلیو)

 

گفتار روز (371)

و گفت:
اگر دوزخ را به من بخشند
هرگز هیچ عاشق را نسوزم
از بهر آنکه عشق
خود، او را صد بار
سوخته است...

تذکرة الاولیا، عطار

 

 

گفتار روز (370)

دشمنان نیستند که انسان را محکوم
به تنهایی می‌کنند، دوستان اند!(شوخی،میلان کوندرا)

 

گفتار روز (369)

هر کجا هستی …
سهم اندک خود را ،
از خوبی و مهربانی بجا بیاور !

همین خوبی های کوچک هستند ،
که در کنار یکدیگر بر جهان پیروز می شوند … 

 

گفتار روز (368)

با سپاس از علی سلیم جو

من خدا را در قمقمه‌ی آب یافته‌ام، در عطر یک گل. در خلوص برخی کتاب‌ها و حتی نزد بی‌دینان. اما تقریباً هیچ‌گاه وی را نزد آنانی که کارشان سخن گفتن از اوست، نیافته‌ام . (کریستین بوبن)

 

گفتار روز (367)

مقصر دانستن دیگران همیشه خیلی آسان است.
 میتوانی تمام عمرت را به مقصر دانستن دنیا بگذرانی، 
اما بِدان مسئولیت تمام موفقیت ها یا شکست هایت فقط با خودت است‌.( پائولو كوئلیو)

 

گفتار روز(366)

ما به قدری خود را درگیر زندگی‌های پراسترس و پرمشغله کرده‌ایم که مشاهده‌ی بیشتر شگفتی‌ها را از دست می‌دهیم.
به اندازه‌ی لحظاتی که درد و رنج در زندگی وجود دارد، لحظات شادی و لذت نیز وجود دار(سیلی واقعیت، راس هریس)

 

 

گفتار روز (365)

با سپاس از علی سلیم جو

هر کدام از ما چیزی را از دست می دهیم که برایمان عزیز است، فرصت های از دست رفته، امکانات از دست رفته و احساساتی که هرگز نمی توانیم برشان گردانیم، این بخشی از آن چیزیست که به آن می گویند زنده بودن.(هاروکی موراکامی)

 

گفتار روز (346)

هزاران شمع را می‌توان با یک شمع روشن کرد، 
و زندگی این شمع کوتاه‌ تر نمی‌شود. 
سهیم کردن شادی هرگز از آن نمی‌کاهد.(فرانسیس میرالس )

 

گفتار روز (345)

آدمی چگونه می تواند اندیشمند شود،
اگر دست کم یک سوم هر روزش را 
بدون شور و شیدایی، 
آدمیان و کتاب ها سر کند؟

(پرسه‌ گرد وسايه اش ،فریدریش نیچه )

 

گفتار روز (344)

با سپاس از علی سلیم جو

چه قدر خوب است که برای تاسف خوردن به حال خودمان نیز زمان مشخص و محدودی در نظر بگیریم. 
چند دقیقه اشک بریزیم و بعد به استقبال روزی برویم که در پیش رو داریم ...
(سه شنبه ها با موری ، میچ آلبوم)

 

گفتار روز (343)

زندگی مانند بازی شطرنج است : 
ما نقشه ای می‌ریزیم اما اجرای آن مشروط به حرکت هایی است که رقیب به دلخواه می‌کند. 
این رقیب در زندگی، سرنوشت است!
(درباب حکمت زندگی ،آرتور شوپنهاور )

 

 

گفتار روز (342)

من می دانستم اگر "کینه"را پشتِ سر نگذارم باز هم زندانی خواهم بود، حتی اگر درِ سلولم را باز می گذاشتند.(نلسون ماندلا)

 

گفتار روز (341)

با سپاس از علی سلیم جو

اشتباه می‌کنند بعضی‌ها
که اشتباه نمی‌کنند!
بايد راه افتاد،
مثل رودها که بعضی به دريا می‌رسند،
بعضی هم به دريا نمی‌رسند.
"رفتن"  هيچ ربطی به رسيدن ندارد!

(سید علی صالحی)

 

گفتار روز (340)

با سپاس از حسین مشایخی

به راهی که اکثر مردم می روند شک کن؛
اغلب مردم فقط تقلید می کنند!
از متمایز بودن نترس.
انگشت نما بودن
بهتر از احمق بودن است

(صادق هدایت)

 

گفتار روز (339)

با سپاس از علی سلیم جو

هرگاه بتوانیم یکی را بدون چشم داشت و حساب و کتاب و معامله دوست داشته باشیم ، در اصل در بهشتیم؛
هرگاه با یکی منازعه کنیم و به نفرت و حسد و کین آلوده شویم با سر به جهنم افتاده‌ایم.(ملت عشق،الیف شافاک )

 

گفتار روز (338)

دیر تر یا زودتر، نجاتِ این کشور در آن است که آموزش (در مفهوم وسيع مدرسه و مطبوعات و غیره...) به کارخانه‌ی «انسانِ کارآمد» سازی تبدیل گردد.(محمّد‌علی اسلامی نُدوشن)

 

گفتار روز (337)

با سپاس از علی سلیم جو

راستی و یک‌رویی موهبتی است که به‌اندازۀ هوش و زیبایی نادر است. بی‌انصافی است که انسان آن را از همه‌کس طلب کند !!(رومن رولان)

گفتار روز (336)

تمام هستی یک نوع جنگ است؛ زندگی یعنی پیروزی آن که پایداری می‌کند ...

(ژان باروا، روژه مارتن دوگار)

 

گفتار روز (335)

با سپاس از حسین مشایخی

هیچ چیز را باور نکنید؛ مهم نیست آن را کجا می‌خوانید یا چه کسی آن را گفته است؛ حتی اگر من، آن را گفته باشم، مگر این که با منطق و احساس شما هماهنگی داشته باشد. (بودا)

گفتار روز (334)

با سپاس از علی سلیم جو

همدردی بزرگ‌ترین و شاید یگانه قانون موجود برای تمامی بشریت است ... (ابله،داستایوفسکی)

 

گفتار روز (333)

بهترین رابطه، رابطه‌ای است که با داشتن شناخت و آگاهی از همه‌ی موانع، هنوز میل به حفظ آن زنده باشد.

(لطیف است شب ، اسکات فیتز جرالد )

گفتار روز (332)

با سپاس از علی سلیم جو

رسالت من اين است كه متعهدانه زندگی كنم و در زندگی ديگران تأثير داشته باشم.(استفان کاوی)

 

گفتار روز (331)

اگر نتوانید مهارت لذت بردن از هر آنچه را که در زندگی دارید در خودتان ایجاد کنید، 
مطمئن باشید با بیشتر به دست آوردن هر چیز، هرگز خوشحال تر نخواهید شد...

(باربارا دی آنجلیس)

 

گفتار روز (330)

جهان اثر (متن) جهانی است که امروزش فردای ماست.

 

گفتار روز (329)

با سپاس از علی سلیم جو

زندگی همینه که هست. 
اگه سخت بگیری، اونم بهت سخت می‌گذرونه. این ماییم که بهش ارزش می‌دیم. 
با همه‌ی کمبودهایی که این دنیا داره، زیبایی‌های خودش رو هم داره. 
نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. 
نمی‌شه باهاش جنگید! 
بهتر اینه که نیمه‌ی پر لیوان رو ببینیم. 

(مغازه‌ی خودکشی،ژان تولی)

 

گفتار روز (328)

ذهن با آفرینش یکپارچگی به چندپارچگی پاسخ می دهد.

 

 

گفتار روز (327)

باید یاد بگیری خط پایانی وجود دارد و تو نباید همه چیز را در نیمه راه رها کنی، باید تمامش کنی...

(خیانت ، پائولو کوئلیو)

 

گفتار روز (326)

با سپاس از علی سلیم جو

عشق ورزیدن به یک انسان دیگر همیشه به این معناست که روحت را برایش آشکار کنی.

عشق یه مفهومه و هرکس برای اون چیزی که حس و مفهوم عشق رو براش می‌سازه کلمهٔ منحصربه‌فردی داره...

(صدای آرچر ، میا شریدن)

 

 

گفتار روز (325)

با سپاس از حسین مشایخی

وظیفه ی اصلی دولتهای حقیقی آن است که نگذارند به انسانها مانند شیء نگریسته شود و دست کم، محدودیت و نگاهبانی را به حداکثر آزادی افراد اعمال کنند.(ایمانوئل کانت)

 

گفتار روز (324)

وقتی آدم کسی را دوست دارد، همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا می‌کند، تا آخر عمر! (ابله محله،كريستين بوبن)

 

 گفتار روز (323)

با سپاس از علی سلیم جو

اگر کسی را دوست داری باید او را آن طور که هست دوست داشته باشی نه آن جور که گمان می‌کنی باید باشد! (آنا کارنینا، لئو تولستوی)

 

گفتار روز (322) 

با سپاس از حسین مشایخی

بزرگترین مانع بر سر راه ابراز اخلاص به دیگران، کنار نیامدن با خود است.(اونوره دو بالزاک)

 

گفتار روز (321)

با سپاس از علی سلیم جو

با ارزش‌ترین و مهم‌ترین چیزها در زندگی، ذاتاً ماهیتی غیرمعاملاتی دارند و تلاش برای مذاکره سرِ آنها بلافاصله نابودشان می‌کند.  نمی‌توانید برای رسیدن به خوشبختی توطئه‌چینی کنید؛ غیرممکن است. (اوضاع خیلی خراب است،مارک منسون)

 

گفتار روز (320)

با سپاس از حسین مشایخی

هیچ کس موفق نمی شود سرزمین جدیدی را کشف کند، مگر اینکه بپذیرد مدت زیادی رنگ خشکی را نبیند. (آندره ژید)

 

گفتار روز (319)

با سپاس از علی سلیم جو

نخستین کسی که با کشیدن حصار به دور قطعه زمینی ادعای مالکیت نمود و انسان‌های ساده‌دل نیز به اراده او تمکین نمودند، بنیان‌گذار جامعه بورژوازی بود. از چه جنگ‌های خانمان‌سوز، و چه جنایت‌ها و کشتارهای بی‌رحمانه، و از چه رنج‌ها و شوربختی‌ها جلوگیری می‌شد اگر، یک نفر آن حصار را می‌کوبید و فریاد سرمیداد: مردم! هشیار باشید و به این شیاد اعتماد نکنید که فنا خواهید شد!  (ژان ژاک روسو) 

 

 

گفتار روز (318)

زندگی کردن با حسادت خیلی سخته، 
مثل این می مونه که جهنم کوچیکت رو هی با خودت این طرف و اون طرف ببری ...

( دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای آوریل،هاروکی موراکامی)

گفتار روز (317)

بعضی وقت‌ها برای ما انسان‌ها از دست دادن چیزی که به آن علاقه داریم، بدتر از هرگز نداشتن آن است!

(دختر پرتقالی ، یوستین گوردر)

 

گفتار روز (316)

با سپاس از علی سلیم جو

واقعا خوشبختی چیست؟

آیا می‌توان به معیارهای روشنی برای سنجش میزان خوشبختی افراد دست یافت؟
چطور می‌توانیم با تضاد میان اهدافمان و انواع چیزهایی که به ما احساس خوشبختی می‌دهند کنار بیاییم؟

(نیکلاس وایت، تاریخچه خوشبختی)

 

گفتار روز (315)

"در جمع دوستانی که اهل کتاب باشند، هرگز ملال و خستگی به وجود نمی‌آید. هرگز برای صحبت کردن، دچار کاستی نمی‌شوند. من، وقتی که به زندگی خودم نگاه می‌کنم، دوستان و کتاب‌ها را با هم به‌یاد می‌آوردم، کتاب‌هایی که آن‌ها هم نوعی دوستان من هستند."(سرگئی له‌وو )

 

گفتار روز (314)

با سپاس از علی سلیم جو

‏فکر می‌کردم اگه دو نفر همیشه به هم راست بگن، یعنی عین حقیقت رو بگن، باید خیلی صمیمی باشن.
‏ولی الان میبینم برای حفظ صمیمیت، انگار مجبوری بعضی جاها دروغ هم بگی...

نام من سرخ،اورهان پاموک⁩

 

گفتار روز (313)

این عادت را پرورش دهید که وضعیت ذهنی و عاطفی خود را از طریق مشاهده ی خود بررسی کنید. "آیا در این لحظه آسوده هستم؟" این پرسش خوبی ست که جا دارد پیوسته از خود بپرسید. یا می‌توانید بپرسید: "در این لحظه در درون من چه می‌گذرد؟" دست کم به آنچه در درونتان می‌گذرد به اندازه رویدادهای بیرونی علاقه نشان دهید.

اگر درون را درست کنید، بیرون خود به خود درست می‌شود.(اکهارت تولی)

 

گفتار روز (312)

با سپاس از علی سلیم جو

فکر کردن مشکل است! برای همین است که بیشتر مردم قضاوت می کنند...(کارل یونگ)

 

گفتار روز (311)

ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ می گذرد،
ﻋﺎﺷﻖ ﺁﻥ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ
ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﺍﺯ ﺫﻫﻨﻢ ﻋﺒﻮﺭ می کنند
ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻟﺒﺨﻨﺪﻡ می شوند... (پابلو نرودا)

 

گفتار روز (310)

با سپاس از علی سلیم جو

برای لذت‌ بردن از زندگی نباید منتظر کامل ‎شدن و بی‎ نقص ‎بودن آن باشیم، چرا که جهان زودگذرتر از آن است که بتوانیم بسیاری از شرایط را دوباره تجربه کنیم.(وابی سابی،بث کمپتن)

گفتار روز (309)

باورکردنی و نه واقعی. آنچه باقی می ماند قاطعیت باور یا تفسیر من از واقعیت است.

گفتار روز (308)

تمام چیزهای دور و برمان در حال انفجار است، اما هنوز کسانی هستند که به یک قفل شکسته اهمیت می‌دهند و دیگرانی که از سر وظیفه‌شناسی سعی در تعمیر آن دارند.
شاید درست هم این‌طور باشد.
شاید کار کردن وظیفه‌شناسانه و صادقانه برای همین چیزهای کوچک، راهی است عاقلانه که در این دنیای رو به زوال دوام بیاوریم. ( سامسای عاشق،هاروکی موراکامی)

 

گفتار روز (307) 

با سپاس از علی سلیم جو

خاطرات خیلی عجیب هستند ،گاهی اوقات می خندیم به روزهایی که گریه می کردیم، و گاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که می خندیدیم!دیدن دختر،هاروکی موراکامی

 

گفتار روز (306)

با سپاس از حسین مشایخی

یک عمر طولانی ممکن است به اندازه کافی خوب نباشد، ولی یک زندگی مفید حتماً به اندازه کافی طولانی است. (بنجامین فرانکلین)

گفتار روز (305)

خوب از این به بعد چه اتفاقی می‌افتد؟
به کجا می‌رویم؟
آیا مکانی به نام بهشت وجود دارد؟
خیر جاناتان چنین مکانی وجود ندارد.
بهشت یک مکان نیست
و یک زمان هم نیست.
بهشت یعنی کامل شدن.

(جاناتان مرغ دریایی، ریچارد باخ)

 

گفتار روز (304)

با سپاس از علی سلیم جو

اگر من يک آدم را تحقير كنم فقط يک نفر را، حتی يک جلاد را ،ديگر به هيچكس نمیتوانم احترام بگذارم. حرمت آدم‌ها می‌شكند.

(گوشه نشينان آلتونا، ژان پل سارتر)

 

گفتار روز (303)

با سپاس از حسین مشایخی

آیا می خواهید حرفهای شما را باور کنند؟ از خود سخن نگویید.(بلز پاسکال)

 

گفتار روز (302)

با سپاس از علی سلیم جو

به خودت اجازه نده توسط سه چیز کنترل شوی:

مردم، پول و تجربیات گذشته...

 

گفتار روز (301)

محال باورکردنی بهتراز ممکن باور نکردنی است.

 

گفتار روز (300)

با سپاس از علی سلیم جو

ناتانائیل تنها خداست که نمی‌توان در انتظارش بود.

در انتظار خدا بودن، ناتائیل ،یعنی در نیافتن اینکه او را هم اکنون در وجود خود داری.

تمایزی میان خدا و خوشبختی قائل نشو... (مائده های زمینی ، آندره ژید)

 

گفتار روز (299)

 

این واقعیت که منتقدان خود قابل انتقاد هستند چیز زیاد بدی نیست، عیب آن است که آنها به برنامه‌ی خود به دید انتقادی نگاه نمی کنند و خود را عاری از نقص و اشکال می بینند، و این خیلی ناخوشایند است ...(عقاید یک دلقک ،هاینریش بل)

 

 

گفتار روز (298)

با سپاس از حسین مشایخی

از داوری درباره‌ی اهمیت یا ارزش دیگران بر اساس آنچه شما آن را طبیعی و عادی به شمار می‌آورید، بپرهیزید. (وین دایر)

 

گفتار روز (297)

با سپاس از علی سلیم جو

بدترین قانون اگر درست اجرا شود، باز بهتر است از بهترین قانونی که اعوجاجِ اجرا بیابد. قانون، چون زبان دارد و سندِ آبروی هر کشور است، نمی‌توان آن را خیلی دور از معیارهای جهانی به قالب آورد.(سخن‌ها را بشنویم)

 

گفتار روز (296)

در جهانی زندگی می‌کنیم که باید پنهانی عشق ورزی کرد ، در حالی‌ که در روز روشن خشونت را تمرین می کنند!

(جان لنون)

 

گفتار روز (295)

تمام شکل های سخن گون اگر قصه گو نباشند قصه مانند هستند.(چشم اندازهای استنادی به جای فیلم مستند)

 

گفتار روز (294)

با سپاس از علی سلیم جو

هستند کسانی که از آنچه دارند با شادی می‌دهند، و پاداشِ آن‌ها همان شادی‌ست.
و هستند کسانی که با درد می‌دهند، و آن درد تعمیدِ آن‌هاست.
و هستند کسانی که می‌دهند و از دَهش دردی نمی‌کشند، حتی شادی هم نمی‌خواهند و نظری به ثواب هم ندارند؛
این‌ها چنان می‌بخشند که در دره‌های دوردست، بته‌ای عطر خود را در فضا می‌پراکند.
با دستِ این کسان است که خداوند سخن می‌گوید، و از پسِ چشمِ این کسان است که او به زمین لبخند میزند.

(پیامبر و دیوانه، جبران خلیل جبران)

 

گفتار روز (293)

با سپاس از حسین مشایخی
هنگامی که انسان، جدیت بچه‌ها را در هنگام بازی کسب می‌کند، با جوهره‌ی راستین خویش به نزدیکترین فاصله می‌رسد.(هراکلیت)

 

گفتار روز (292)

با سپاس از علی سلیم جو

مهم نیست اکنون زندگی ام‌ چگونه میگذرد .عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از ذهنم عبور می‌کنند وباعث لبخندم می‌شوند ...(پابلو نرودا)

 

گفتار روز (291)

در دنيا، هيچ چيز پايدار نيست و اگر انسان، توقعِ بقای چيزی را داشته باشد، احمق است.
اما اگر از آنچه که براي مدتِ کوتاهی دارد، لذت نبرد، از آن هم احمق ‌تر است!(قلب زن،سامرست موام)

 

گفتار روز (290)

با سپاس از علی سلیم جو

بد شانسی‌های احساسی‌ام بیشتر ناشی از خودم بود تا او.
زیرا او را طوری دوست داشتم که هرگز قادر نبود همان‌طور دوستم بدارد، اگر چه در فرصت‌های نادری کوشیده بود. (دختری از پرو، ماریو بارگاس یوسا)

 

گفتار روز (289)

با سپاس از حسین مشایخی

دروغ گفتن فقط گفتن آن چیزی نیست که وجود ندارد.

 افزون اینکه، بیش از آنچه که هست، بگوییم و وقتی به حس آدمی ربط پیدا می‌کند، گفتن بیش از آنچه حس می‌شود، است.

این کاری است که هر روز، همه ما در جهت آسان تر کردن زندگی، می‌کنیم.

(بریده ای از مقدمه کتاب بیگانه کامو)

 

گفتار روز (288)

تمام شکل های سخن گون اگر قصه گو نباشند قصه مانند هستند.(چشم اندازهای استنادی به جای فیلم مستند)

 

گفتار روز (287)

با سپاس از علی سلیم جو

آرام و رام
می پرسم ازشکوفه ی بادام:
آیا کدام فاتح مغرور
آیا کدام وحشی خونخوار
درساحت شکوه تو، آرامش سپید
وقتی رسید
بی اختیار اسلحه اش را
یک سو نمی نهد؟

محمدرضا شفیعی کدکنی

 

گفتار روز (۲۸۶)


با سپاس از حسین مشایخی


قیمت هر چیزی عبارت از آن مقدار زندگی است که باید برای آن تلف کنیم!(هنری تورئو)

 

گفتار روز (285)

با سپاس از علی سلیم جو

برای اصیل بودن کافی است که دروغ نگویی ، 
آغاز اصالت خوب همین است که نخواهی چیزی باشی که نیستی...

لودویگ ویتگنشتاین

 

گفتار روز (284)

واقعیت آن چیزی است که خیلی ساده فقط هست . راست و دروغ بودنش را بعدا ما به آن نسبت می دهیم(ژاک دریدا )

 

گفتار روز (283)

با سپاس از علی سلیم جو
دیدن چهره ای راستین، دیدن کسی است که چیزی عظیم تر از خویشتن را دیده است.
از این روی، گلها را این همه دوست میدارم. چرا که بی درنگ با من از چیزی جز خویشتن سخن 
می گویند: از نور، از مرگ، از رنگ و ....
و پرندگان را نیز دوست می دارم، چرا که با من از بهار و آسمانی که تیرگی می گیرد ، سخن میگویند. 

چون نمیخواهم بمیرم، آنچه را که زنده است می جویم ...

(کریستین بوبن ، نور جهان)

 

گفتار روز (282)

با سپاس از حسین مشایخی

اگر بیندیشید که می توانید کاری را انجام دهید، یا می اندیشید که نمی توانید آن را انجام دهید، در هر دو صورت، حق با شما است.(هنری فورد)

 

گفتار روز (281)

 هیچ چیز حقیقی تر از حقیقتی نیست که آن سان که شناخته شده بیان شود.(والتر بنیامین)

 

گفتار روز (280) 

با سپاس از علی سلیم جو 

کتاب، انسانی است که حرف می‌زند. اما از طرف دیگر کتاب نوعی گفتگو هم هست. وقتی شما با کسی صحبت می‌کنید، طرف مقابل پاسخی می‌دهد و هر کسی پاسخ‌های متفاوتی دارد و این چیزی است که اهمیت دارد.(اینگرید بتانکورت)

 

گفتار روز (279)

دوستان واقعی در جمع از تو دفاع میکنند و در خلوت تو را اصلاح میکنند.

 

گفتار روز (278)

با سپاس از علی سلیم جو

در کنار آدمهایی باش که نور می آورند و جادو می کنند. آنها که با جادوی کلام و گفتار و نگرش و منش ویژه ی خودشان تو و جهان را متحول می کنند و قواعد بازیهای مرسوم زندگی را بر هم می زنند.
کسانیکه ماجراهای زیبایی را برایت روایت می کنند، تو را به چالش می کشند، و بزرگترت می کنند. کسانیکه به تو اجازه نمی دهند خودت را دست کم بگیری و سقف ارزشت را کوتاه، و افق زندگی ات را محدود بپنداری.
این جادوگران با قلبهای تپنده و پرشور، قبیله ی اصلی تو هستند، و باید کنارشان بمانی.(ویلفرد  پترسون)

 

گفتار روز (277)

رابطه ای است میان حقیقتی که می سازیمش و دنیایی که نمی پسندیمش

 

گفتار روز (276)

و به راستی هیچ چیز هرگز جای رفیق گمشده را پر نخواهد کرد. نمی توان برای خود دوستان قدیمی درست کرد. هیچ چیز با این گنجینه ی خاطرات مشترک، این همه رنج ها و مصائبِ با هم چشیده، این همه قهرها و آشتی ها و هیجان های تند همسنگ نیست. این دوستی ها تکرار نمی شوند. کسی که نهال بلوطی به این امید می نشاند که به زودی در سایه اش بنشیند، خیالی خام می پرورد! (زمین انسان ها ،اگزوپری)

 

 

گفتار روز (275)

با سپاس از علی سلیم جو

سپاسگزار کسانی باشیم که به ما شادی می‌بخشند، آنها باغبان‌های افسون‌گری هستند که جان ما را شکوفا می‌کنند.(مارسل پروست)

 

 

گفتار روز (274)

دنیا فیلمنامه ای نادرست دارد و زندگی فیلمی است که بد ساخته شده.

 

گفتار روز (273)

 جهان مجموعه بوده هاست نه مجموعه اشیاء(ویتگنشتیان)

 

گفتار روز (272)

ما در زندگی، همه تنگاتنگ هم افتاده‌ایم. 
فکر می‌کنم هنر اصلی، هنر فاصله ها باشد. زیاد نزدیک به هم، می‌سوزیم. زیاد دور از هم، یخ می‌زنیم.

(دیوانه وار ، کریستین بوبن)

 

گفتار روز (271)

با سپاس از علی سلیم جو

در زندگی دو موهبت وجود دارد: کتاب و دوست.
و این دو باید از لحاظ تعداد، دقیقاً عکس هم باشند. تعداد زیادی کتاب و عدۀ انگشت‌شماری دوست.

(شهری بر لبه آسمان، الیف شافاک)

 

گفتار روز (270)

با سپاس از علی سلیم جو

همیشه آنچه که جدید است شر [تلقی می‌شود]، زیرا که خواهانِ غلبه و سرنگونیِ علائم مرزی و ادیان کهنِ است: و تنها «دیرین» خیر است. 
مردانِ خوب در تمامیِ اعصار آنانی هستند که [تخمِ] افکارِ دیرین را می‌کارند . . . 

(نیچه، حکمت شادان، قطعه 4 کتاب اول، ترجمه امیرحسین الهی)

 

گفتار روز (269)

عقل و هوشیاری، زمانی آغاز می‌شود که دریابیم با این علم زاده نشده‌ایم که بدانیم چگونه باید زندگی کنیم، بلکه زندگی یک مهارت است که باید کسب شود، مثل دوچرخه ‌سواری یا نواختن یک پیانو. (جستارهایی در باب عشق،آلن دوباتن)

 

گفتار روز (268)

انسان فرزانه کسی است که همچون طبیعت سود می رساند، بدون انتظار سپاس کارها را به پایان می رساند، بدون ادعای برتری پیروز می شود، بدون نمایش پیروزی(لائوتسه)

 

گفتار روز (267)

با سپاس از علی سلیم جو

شاید این یک تعصب باشد .. ولی من باورنمیکنم که انسانی؛ علت صعودش به قله رادیدن منظره ی اطراف بیان کند ..
هیچکس سختی کوهستان رابرای دیدن یک منظره تحمل نمیکند..

قله؛تنها جایی بر کوهستان نیست . قله در قلب و ذهن ما جای دارد .
قله ؛ پاره ای از یک رویاست که به حقیقت می پیوندد ..
و مدرکی مسلم بر این است که زندگیمان بامعناست ..
قله نشانی ازآن است که میتوانیم باقدرت اراده و توان جسممان ؛ زندگی را به آنچه میخواهیم و آنچه دستانمان قدرت خلق آن رادارند؛ تبدیل کنیم ... "

(لمس بام دنیا،اریک واینمایر (اولین کوهنورد نابینای صعودکننده به اورست))

 

گفتار روز (266)

شما تنها زمانی به قدرت نیاز دارید که قصد انجام کار مضری را داشته باشید،در غیر این صورت،عشق برای انجام هر کاری کافیست.…(چارلی چاپلین)

 

گفتار روز (265)

با سپاس از علی سلیم جو

آن زمانى كه صرف مطالعه می‌شود، زمان محسوب نمی‌شود! من با گذشتن از صفحه‌اى به صفحه‌اى ديگر، از مرزها می‌گذرم و به كلبه‌هاى افسانه‌اى وارد می‌شوم...! (ديوانه وار، كريستين بوبن)

 

 

گفتار روز (264)

حقیقت زاده ی زبان اوری و تئویل های ماست.(نیچه)

 

گفتار روز (263)

با سپاس از علی سلیم جو

ایوان گونچاروف توی کتاب اُبلوموف یه جمله داره که وقتی خوندمش چندبار با خودم تکرار کردم:
"‌در غرب، رویاها برای تبدیل شدن به حقیقت بنا می‌شوند و‌‌ در‌ شرق رویاها برای فرار از حقیقت!"
به همین دلیل جغرافیا خودِ سرنوشته!

 

گفتار روز (262)


گاهی لحظه‌های سکوت، پرهیاهوترین دقایق زندگی هستند؛ مملو از آنچه می‌خواهیم بگوییم ولی نمی‌توانیم.(جی دی سالینجر)

 

گفتار روز (261)

با سپاس از حسین مشایخی

دو چیز در من شگفتی و ستایش همیشگی و فزاینده برمی‌انگیزد: آسمان پرستاره‌ی فراز سرم و حکم اخلاقی درونم.(ایمانوئل کانت)

 

گفتار روز (260)

با سپاس از علی سلیم جو
کسانی که نمی خواهند به باورهایشان شک کنند، متعصب هستند؛ 
کسانی که نمیتوانند،  احمق هستند؛ 
و کسانی که می ترسند، بردگان هستند..!( برتراند راسل)

 

گفتار روز (258)

با سپاس از علی سلیم جو

اگر به اندازۀ بال پشّه‌ای به تمدن و فرهنگ ايران خدمت کرده باشم زندگانی من بیهوده نبوده است.

✍️ مجتبی مینُوی

 

گفتار روز (257)

با سپاس از حسین مشایخی

چنان باش که بتوانی به هر کس بگویی : مثل من رفتار کن. (ایمانوئل کانت)

 

 

گفتار روز (256)

مانند دیگران نباش, حتی اگر تو تنها کسی هستی که مانند دیگران نیست.( فئودور داستایوفسکی)

 

گفتار روز (255)

با سپاس از علی سلیم جو

هیچ‌وقت بابت عشق‌هایی که نثار دیگران کرده‌اید و بعدها به این نتیجه رسیده‌اید ذره ای برای عشق شما ارزش قائل نبوده‌اند، افسوس نخورید ...!

شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید، بخشیده اید ؛ و چه چیزی زیباتر از عشق ... 
هر رنج دوست داشتن صیقلی است بر روح ، و با هر تمرین دوست داشتن ، روح تو زلال‌تر می‌شود ...!

(قطعه گمشده،شل سیلوراستاین)

 

گفتار روز (254)

نوالیس: روزگار فرخنده را فلسفه ای نیست (برگرفته از کتاب آفرینش و آزاده نگاشته بابک احمدی)

 

گفتار روز (253)

با سپاس از علی سلیم جو

هر کس در مورد خود داستانی ساخته و مدام در ذهنش آن را تکرار می‌کند.
مهم نیست که این داستان چقدر واقعی است. مهم این است که واقعیت او،به تدریج بر اساس همان داستان ساخته می‌شود.(پاتریک راث فوس، نامِ باد)

گفتار روز (252)

عقل و هوشیاری، زمانی آغاز می‌شود که دریابیم با این علم زاده نشده‌ایم که بدانیم چگونه باید زندگی کنیم، بلکه زندگی یک مهارت است که باید کسب شود، مثل دوچرخه‌سواری یا نواختن یک پیانو.

 

گفتار روز (251)

شما در زندگی آنچه می خواهید را به دست نمی آورید ؛
بلکه " آنچه هستید را به دست می آورید"
همه ما خود ساخته هستیم اما تنها افراد موفق این حقیقت را  می پذیرند ! (ارل نایتینگیل)

 

گفتار روز(250)

با سپاس از علی سلیم جو

زندگی کردن فقط نفس کشیدن نیست، زندگی یعنی فعالیت، یعنی به کار بردن اجزا و اعضای بدن و حواس و قوای جسمانی و روحی، به طوری که احساس کنیم واقعا زنده هستیم. آن کسی که بیشتر عمر کرده است آن نیست که سال زیادتری داشته باشد، بلکه کسی است که طعم زندگی را بیشتر چشیده باشد.
فلانی در صد سالگی زیر خاک رفته است، ولی از روز تولد مرده بوده است. اگر لااقل دوره جوانی را خوب زندگی کرده بود و آن وقت به گور رفته بود، یقیناً بهتر بود.(
 ژان ژاک روسو،امیل)

 

گفتار روز (249)

با سپاس از حسین مشایخی

بشر تنها آفریده ای است که نمی خواهد آن باشد که هست. (آلبر کامو)

 

گفتار روز (248)


جاناتان، از چیزهای بسیار ساده‌ای سخن میگفت؛ اینکه پرواز، حق هر مرغ دریایی است، اینکه آزادی، در ذاتش است و هر چه جلوی آزادی را بگیرد باید کنار گذاشت، در هر شکلی که باشد، خواه آیین باشد یا خرافه یا محدودیت.

صدایی از جمعیت به گوش رسید: "کنارش بگذاریم؟حتی اگر قانون دسته‌ی پرندگان باشد؟"

جاناتان گفت: " تنها قانون حقیقی، آن است که شما را به آزادی هدایت کند و دیگر هیچ قانونی وجود ندارد".
(جاناتان مرغ دریایی،ریچارد باخ)

 

گفتار روز (247)

همه آنها از من حرف می زنند اما هیچ کس به من فکر نمی کندنیجه: همه آنها از من حرف می زنند اما هیچ کس به من فکر نمی کند.(نیجه)

 

گفتار روز (246)

با سپاس از علی سلیم جو

مهم نیست چقدر باکفایت و شایسته ای. 

هرگز به زندگی بهتری دست نخواهی یافت 
مگر بتوانی تصورش کنی 
و بخواهی داشته باشی اش...

(یادداشت‌های مرد فرزانه، ریچارد باخ)

 

گفتار روز (245)

با سپاس از علی سلیم جو

ملت‌ها را اول با دزدیدن خاطراتشان نابود می‌کنند. بعد کتاب‌ها، دانش و تاریخ‌شان را نابود می‌کنند...

و آنگاه یک آدم دیگر کتاب‌های متفاوتی را می‌نویسد، دانش متفاوتی را در اختیار آنها می‌گذارد و تاریخ متفاوتی را ابداع می‌کند.

(ایوان کلیما،روح پراگ)

 

گفتار روز (244)

زندگی به اندازه هر زندگی دیگری خوب است( شخصیت اول رمان بیگانه نگاشته آلبرکامو)

 

گفتار روز (243)

زندگی آسان نیست اما همیشه تسلی بخش هایی نیز وجود دارد.( دوستی...آلبرکامو)

 

گفتار روز (242)

با سپاس از حسین مشایخی

اگر انسان در طوفان رویدادها گرفتار شود، ترسش می‌ریزد. تنها ناشناخته‌هاست که لرزه به دل‌ها می‌افکند و سبب ترس و هراس آدمی می‌شود.(آنتوان دوسنت اگزوپری)

 

گفتار روز (241)

با سپاس از علی سلیم جو

دور کنید مرا
از آن عقلی که گریستن نمی‌داند...
و آن فلسفه‌ای که خندیدن نمی‌شناسد...
و آن غروری که در برابر کودکان سر خم نمی‌کند.(جبران خلیل‌ جبران)

 

 

گفتار روز (240)

 انسان نمی‌تواند به سینه خیز رفتن قانع باشد اگر در درونش میل شدیدی به پرواز کردن داشته باشد.(هلن کلر)

 

 

گفتار روز (239)

با سپاس از حسین مشایخی


نخستین تلاش من در مورد آزادی اراده، باور کردن این موهبت خواهد بود.(ویلیام جیمز)

 

گفتار روز (۲۳۸)

با سپاس از علی سلیم جو

همه‌ی آدم‌ها وقتی آرام باشند

زشتی ‌هایشان ته‌نشین می‌شود

و زلال به نظرمی‌آیند

برای اینکه آدمی را بشناسید

قبل از مصرف خوب تکان دهید !

(مازیتوفسکی)

 

گفتار روز (237)

بعید است که ثروت هرگز کسی را بدبخت کند. ولی اصلِ استدلال اپیکور این است که اگر پول داشته باشیم ولی از نعمتِ دوستان، آزادی و زندگی تحلیل شده محروم باشیم، هرگز واقعا خوشبخت نخواهیم بود. و اگر از این سه نعمت برخوردار باشیم ولی پول نداشته باشیم، هرگز بدبخت نخواهیم بود. (تسلی بخشی‌های فلسفه ، آلن دو باتن)

 

گفتار روز (236)

با سپاس از علی سلیم جو

نیکی و بدی همچون نخهای سفید و سیاه یک رشته اند.گاهی چنان تنگ به هم تنیده اند که نمی توان  آنها را از هم جدا کرد.(دنیای سوفی، یوستین گوردر)

 

گفتار روز (235)

مهمترین نیروی انقلاب شرم از داشتن باور و عقیده ای از آنِ خود است.

 

گفتار روز (234)

با سپاس از حسین مشایخی

دانش را می‌توان مبادله کرد، ولی خرد را نه. خرد را می‌توان یافت، با آن زندگی کرد، مجهز به آن شد، به کمک آن به شگفتی‌ها دست یافت؛ ولی هیچ‌کس نمی‌تواند آن را مبادله کند و یاد بدهد. (هرمان هسه)

 

 

گفتار روز (233)

با سپاس از علی سلیم جو

دین، شاخص اخلاق نیست؛

 بلکه اخلاق باید بر فهم ما از دین اثر بگذارد. اگر دین را در جایگاهی فراتر از اخلاق بنشانیم و آن را به سنگ عقل و دانش نپیماییم، چیزی از آن باقی نمی‌ماند جز ریاکاری و ظاهرگرایی.(امانوئل کانت)

 

گفتار روز (232)

با سپاس از علی سلیم جو

اگر به جای اسلحه، با معلم به جنگ دنیا میرفتیم،همه دشمنان نابود می شدند.... (اتوفون بیسمارک)

 

گفتار روز (231)

افراد شاد روی چیزی که دارن تمرکز میکنن درحالیکه افراد غمگین بر روی چیزی که از دست دادن تمرکز می کنن.(بودا)

 

گفتار روز (230)

با سپاس از علی سلیم جو

مدّتی باران و تاریکی را گوش کردم. چه لذّتی دارد از فردای نیامده نترسیدن، گوش به باران دادن، چای درست کردن، پادشاه وقت خود بودن ... (روزها در راه ،شاهرخ_مسکوب)

 

گفتار روز (229)

 همان راهی که فرد را به سوی جنایت می کشد جامعه را به سوی انقلاب می برد.(داستایوفسکی)

 

گفتار روز (227)

با سپاس از علی سلیم جو

به ندرت در هر صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی . 

بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند ، زیرا هر کسی آزاد است که احمق باشد ...

(هنر همیشه بر حق بودن ، آرتور شوپنهاور)

 

گفتار روز (226)

 همه آنها از من حرف می زنند اما هیچ کس به من فکر نمی کند.(نیچه)

 

 

گفتار روز (225)

با سپاس از حسین مشایخی

بخش ﺑﺎﺭﺍﻥ...
ﺗﻮ ﻫﯽ ﻣﯿﺒﺎﺭﯼ ﻭ
ﻣﺎ ﻫـــِــﯽ ﺷﺴﺘﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﯾﻢ.
(شاملو)

گفتار روز (224)

با سپاس از علی سلیم جو

‍به عقیده خیام هر کس که در این دنیا بتواند شاد زندگی کند و از زندگیش لذت ببرد، بطور حتم بعد از مرگش نیز در بهشت خواهد بود.
زیرا کسی که زندگی شادی داشته باشد به طور طبیعی نه به کسی ظلم می کند و نه تفکرات منفی نسبت به دیگران دارد.
پس دنیا و آخرتش برای او بهشت خواهد بود.
بنابراین نباید زندگی را به خود سخت گرفت و به خود وعده فردایی بهتر داد..
گردون نگری ز قد فرسوده ماست
جیحون اثری ز اشک پالوده ماست
دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست
فردوس دمی ز وقت آسوده ماست

 

گفتار روز (223)

با سپاس از علی سلیم جو

آن کس که، جرات انجام کارهای شایسته را دارد، انسان است.( جان استاین بک)  

 

گفتار روز (222)

هیچ وقت آدم هارا با انتظار امتحان نکنید انتظار آدم هارا عوض میکند. (پابلو نرودا)

 

 

گفتار روز (221)

اگر از کسی متنفری، از قسمتی از خودت در او متنفری؛ چیزی که از ما نیست نمی تواند افکار ما را آشفته کند. (هرمان هسه)

 

گفتار روز (220)

با سپاس از علی سلیم جو

می گویند فردا بهتر خواهد شد.
مگر امروز فردای دیروز نیست؟ 
پس خودتان به فکر خودتان باشید.
(ویکتور هوگو)

 

گفتار روز (219)

با سپاس از حسین مشایخی

تا می توانید به کسی آزار نرسانید، بگذارید آن ها اذیتتان بکنند... چون درد یک روزی خوب می شود، ولی پشیمانی یک عمر ماندگار است. (مهاتما گاندی)

 

گفتار روز (218)

با سپاس از علی سلیم جو

در سرزمینی که اندیشیدن جرم باشد نادانیِ "پدران " هم مانند ارث، بین فرزندان تقسیم می‌شود...

گفتار روز (217)

تو دیگر خوب نخواهی شد
تا آخر عمر
درگیر من خواهی بود
و تظاهر می کنی که نیستی
مقایسه
تو را
از پا در خواهد آورد
"من"
می دانم به کجای قلبت
شلیک کرده ام
"تو"
دیگر
خوب نخواهی شد!

(افشین یداللهی)

 

گفتار روز(216)

با سپاس از علی سلیم جو

میدانی خاطره دام بزرگی‌ست و من تا می‌توانستم تلاش می‌کردم به دام نیفتم. اجازه ندهم به سراغم بیایند. ولی اخیرا هر روز بیشتر در خاطرات گذشته فرو می‌روم و گاه می‌خواهم در آن حال بمانم.

(کشور آخرین‌ها، پل استر)

 

گفتار روز(215)
با سپاس از حسین مشایخی
اگر تمامی ما قدرت جادویی خواندن افکار یکدیگر را داشتیم، نخستین چیزی که در دنیا از بین می رفت عشق بود.
(برتراند راسل)

گفتار روز (214)
 
از تمام کسانی که با من نامهربان بودند، متشکرم‌؛ آنها به من اهمیت مهربانی را یادآوری کردند.(کتاب عشق و دیگر هیچ)

 

گفتار روز (213)

با سپاس از علی سلیم جو

اگر زمانی در دلت نسبت به کسی احساس عصبانیت و نفرت کردی و خواستی تلافی کنی، یکی از بهترین راه های تلافی کردن این است که سعی کنی مثل او نباشی ...( مارکوس اورلیوس)

 

گفتار روز (212)

با سپاس از علی سلیم جو

راستی و یک‌رویی موهبتی است که به اندازه ی هوش و زیبایی نادر است و بی‌انصافی است که انسان آن را از همه کس طلب کند.( ژان کریستف)

 

گفتار روز (211)

با سپاس از حسین مشایخی

آدمی را باور او نسبت به چیزی، زنده نگه می‌دارد، نه گفتگو بر سر چیزهای بسیار.(توماس کارلایل)

 

گفتار روز (210)

با سپاس از علی سلیم جو

وقتی که همه ی پرنده ها برای زمستون، به سوی جنوب کوچ می کنند، یه پرنده ی عجیب و غریب راهش رو کج کرده به سمت شمال...
در حالی که به خودش می لرزه، در سرما به سمت شمال پرواز می کنه!
و میگه:
این طوری نیست که من، یخ و سرما و زمین پر از برف رو دوست داشته باشم!بلکه به خاطر این به شمال میرم، که بعضی وقت ها دوست دارم که:
تنها پرنده ی شهر باشم ...

آرتمیس،شل سیلور استاین

 

گفتار روز (209)

چون انسان عادی زندگی کن و چون نیمه خدایان بیاندیش.

 

گفتار روز (208)

کامو درباره ی گوته: او روادار اما بی گذشت بود.

چه تعبیر زیبایی اینگونه نیست؟ رواداری تا جای ممکن اما بی گذشتی ....

 

گفتار روز (207)

متن یک نامه خودکشی بجا مانده از دهه 1970:

"به سمت پل میروم؛
اگر در مسیر حتی یک نفر
به من لبخند بزند
نخواهم پرید"

[به آدمها لبخند بزنید؛ شاید با یک لبخند فرشته نجات کسى شدید...]

 

گفتار روز (206)

با سپاس از علی سلیم جو

آدم ها، در اصل، توان تحمل خوشبختی را ندارند. طالبش هستند،بی تردید،ولی همین که بهش برسند،حرص و جوش می زنند و خواب چیزهای دیگری را می بینند‌.

باغ گذر
مارگاریت دوراس 

 

گفتار روز (205)

 آدم اهل تجربه چگونگی چیزها را می شناسد. (ارسطو)

 

گفتار روز (204)

هیچ هدفی بالاتر از این نیست که در زمان بیماری و مرگ، احساس کنید که خوب زندگی کرده‌اید و آنچه سبب شادمانی‌تان می‌شده است، انجام داده‌اید. (استیو چندلر)

 

گفتار روز (203)

تغییری کوچک در عادت‌های روزانه می‌تواند زندگی‌تان را به مقصدی متفاوت هدایت کند.

اتخاذ تصمیمی که اوضاع را یک درصد بهتر یا بدتر می‌کند شاید در لحظه بی‌اهمیت به نظر برسد؛ اما در مجموعِ لحظاتی که یک عمر را تشکیل می‌دهند، این انتخاب‌ها می‌توانند تفاوت ایجاد کنند.

تفاوت میان کسی که هستید و کسی که می‌توانستید باشید.( جیمز کلییر)

 

گفتار روز (202)

با سپاس از علی سلیم جو

گوشه‌گیری اگر موقت باشد برای اندیشه ارزشمند است. چرا که مجبورش می‌کند که در خود فرو رود؛ 
اما به شرطی که از آن بیرون بیاید.
تنهایی رنگ بزرگ منشانه‌ای دارد اما برای کسی که در وی نیروی آن نیست که بتواند خود را از آن بیرون بکشد، کشنده است. 
باید با زندگی زمان خود را اگر چه پرهیاهو و ناپاک باشد، زندگی کرد. (ژان کریستف  - رومن رولان)

 

گفتار روز (201)

با سپاس از حسین مشایخی

هر بشری می تواند در ژرفای اندیشه ی خود پناهگاهی بسازد و در آن جای امن، هر گلوله ی سنگین و گران و هر سخن نابجا و نیشدار و مسمومی را ناچیز شمرد.(آندره موروا)

 

گفتار روز (200)

با سپاس از علی سلیم جو

زندگی واقعا بسیار ساده است؛از هر دست بدهیم ، از همان دست می‌گیریم !

هرطوری که درباره‌ی خود بیندیشیم ، برایمان به واقعیت مبدل می‌شود .

من معتقدم که هرکسی از جمله من ، مسئول همه اتفاقات خوب و یا بد در زندگیش است ...

 (لوییز هی)

 

گفتار روز (199)

چه پارادوکس شگفت‌انگیزی! هر زمان که اراده می‌کنم با نادیده گرفتن خواسته‌هایم به دیگران کمک کنم تا چیزهایی را که دوست دارند، به دست آورند، هم احساس شادمانی و خرسندی بیشتری می‌کنم و هم کامروا می‌شوم. (اسپنسر جانسون)

 

گفتار روز(198)

"عشق" تنها چیزی است که "وظیفه اخلاقی" را به "نیاز روانی" تبدیل میکند.( مصطفی ملکیان)

 

 

گفتار روز (197)

با سپاس از علی سلیم جو

هیچ وقت در مورد هیچ چیز نمیتونی کاملا مطمئن باشی. فقط باید شجاعتشو داشته باشی تا اون کاری رو که فکر میکنی درسته انجام بدی. ممکنه بعدها بفهمی که اشتباه کردی ولی لااقل آنچه را که فکر میکردی درسته انجام دادی و این مهمه.

شور زندگی

ایروینگ ستون

 

گفتار روز (196)

با سپاس از حسین مشایخی

حرف حق بر شما تاثیر خواهد گذاشت، حتی اگر آن را قبول نداشته باشید.

(بنجامین فرانکلین)

 

گفتار روز (195)

با سپاس از علی سلیم جو

تغییری کوچک در عادت‌های روزانه می‌تواند زندگی‌تان را به مقصدی متفاوت هدایت کند. 
اتخاذ تصمیمی که اوضاع را یک درصد بهتر یا بدتر می‌کند شاید در لحظه بی‌اهمیت به نظر برسد؛ اما در مجموعِ لحظاتی که یک عمر را تشکیل می‌دهند، این انتخاب‌ها می‌توانند تفاوت ایجاد کنند. 
تفاوت میان کسی که هستید و کسی که می‌توانستید باشید.( جیمز کلییر)

 

گفتار روز (193)

با سپاس از علی سلیم جو

طبق خواسته‌ی او، این نقل‌ قول نیچه را بر سنگ ‌مزارش حک کردند:

"چگونه ممکن است، کسانی که در نور روز زندگی می‌کنند عمق شب را درک کنند؟ "

هاروکی موراکامی 
به آواز باد گوش بسپار

 

گفتار روز (192)

واپسین انسان با ایجاد قاعده ارضا می شود نه دستیابی به دانایی راستین.

 

گفتار روز (191)

با سپاس از حسین مشایخی

نوشته خوب آن است که مثل کوه یخ، یک هشتم آن آشکار و متکی به بخش دیگرش باشد که در زیر آب پنهان است.

(ارنست همینگوی)

 

گفتار روز (190)

با سپاس از علی سلیم جو

آن‌هایی که بیش از بقیه از مرگ می ترسند، کسانی هستند که با حجم زیادی از زندگی نزیسته به مرگ نزدیک می‌شوند ...

( اروین یالوم)

 

گفتار روز (189)

با سپاس از علی سلیم جو

بهترین روش برای نیک آغازیدن یک روز این است:

به هنگام بیدار شدن، بیندیشیم که امروز چگونه می توانیم دست کم یک نفر را شاد کنیم.

(فریدریش نیچه)

 

گفتار روز (188)

با سپاس از حسین مشایخی

همیشه دشمنانت را ببخش؛ هیچ چیز بیش از این آنها را ناراحت نمی کند. (اسکار وایلد)

 

گفتار روز (187)

واپسین انسان مدرن بدگمانی را گناه می داند. به جای همبستگی، از برابری دم می زند. (نیچه)

 

گفتار روز (186)

با سپاس از علی سلیم جو

شما شبیه به کسانی خواهید شد که بیشترین رابطه را با آنها دارید؛ پس با افرادی معاشرت کنید که ذهنی ثروتمند دارند..     (آلبرت انيشتين)

 

گفتار روز (185)

 نکته مهم در کار هر اندیش گر نه آنچه می گوید بلکه ناگفته های اوست.(هایدگر)

 

گفتار روز (184)

با سپاس از علی سلیم جو

در جامعه‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم، کسانی که بیش از همه تحسین می شوند، کسانی هستند که پل‌ها، آسمان خراش‌ها و ساختمان‌های بلند رو می‌سازند؛ ولی به نظر من بهترین و قابل اعتمادترین آدم‌ها کسانی هستند که عشق رو می‌سازند؛ چون ساختن هیچ چیز سخت تر و مهم تر از ساختن عشق نیست.( ژوئل دیکر)

 

گفتار روز (183)

باور به قوانین و نظریه ها چیزی جز عادات روانشناسیک نتیجه شده از تکرار مشاهدات نیست.(هیوم)

 

گفتار روز (182)

اثر هنری تجربه آزادی است نه خود آن، وظیفه اش آفریدن نیازهایی است که زمان برآورده شدن آنها فرا نرسیده.

 

گفتار روز (181)

با سپاس از حسین مشایخی

تو برای برآورده شدن آرزوی خودت بکوش و بگذار دیگران هم به آرزوی خود برسند.(ارنست همینگوی)

 

گفتار روز (180)

این آگاهی انسان نیست که وجود او را تعیین می کند بلکه وجود اجتماعی اوست آگاهیش را تعیین می کند.(مارکز)

 

گفتار روز (179)

با سپاس از علی سلیم جو

تا زمانی که توده مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسئولیت نکنند، عدالت اجتماعی تحقق نمی یابد.(هلن کلر)

 

گفتار روز (178)

 دروغ به این دلیل هرگز به حقیقت نزدیک نمی شود چون حقیقتی وجود ندارد.(نیچه)

 

گفتار روز (177)

ارباب کیست: (آزادی مثبت )

حدود اختیار من چیست: (آزادی منفی)

 

گفتار روز (176)

با سپاس از حسین مشایخی

هر کس عادت کند که بدون دلیل هر حرفی را باور کند، از صورت انسانی خارج است. (ابوعلی سینا)

 

گفتار روز (175)

کومونیسم هنر را سیاسی می کند.

 

گفتار روز (174)

مد نشانه ای از میل به ایده آل 

 

گفتار روز (173)

"در جهان هیچ چیز به اندازه‌ی حقوق دیگران مقدس نیست."

 خیرخواهی در اخلاق مفهومی "زائد" است.

کسی که اقدام به خیرخواهی نمی‌کند، اما حقوق دیگران را هم نقض نمی‌کند می‌تواند انسان درستکاری باشد و اگر هم چنین باشد فقیری وجود نخواهد داشت تا نیاز به نیکوکاری و خیرخواهی دیگران داشته باشد

اما کسی که تمام عمر خود را به نیکوکاری گذرانده و فقط حقوق یک نفر را ضایع کرده باشد،

"این مورد تضییعِ حق را نمی‌تواند با تمام نیکوکاری‌های خود جبران کند."

امانوئل کانت

 

گفتار روز (172)

با سپاس از علی سلیم جو 

در زندگی، همه چیز خرده خرده و نامحسوس به خرابی می گراید. پس از ده سالی، دیگر رؤیاهایمان را بازنمی شناسیم، انکارشان می کنیم، چون گاوی برای دَمی چریدن زندگی می کنیم.

 خوشی‌ها و روزها ، مارسل پروست

 

گفتار روز (171)

آزادی، از درون برابری اجتماعی سربرمی آورد.

 

گفتار روز (170)

با سپاس از حسین مشایخی

مردم به همان اندازه خوشبخت هستند که می‌خواهند باشند.(آبراهام لینکلن)

 

گفتار روز (169)

معنای مدرنیته از کوشش برای دست یافتن به معنای آن جدا نیست.

 

گفتار روز (168)

با سپاس از حسین مشایخی

شخصیت افراد را می توان با نفوذی که آنها بر دوستان خود دارند، سنجید.(اسکار وایلد)

 

گفتار روز (167)

سینما آشکار نمی کند پنهان می دارد.

 

گفتار روز (166)

برای روشنفکر باور نداشتن امری طبیعی است.

 

گفتار روز (165)

ایده مرگ مرا وادار به پذیرش معنی زندگی می کند.

 

گفتار روز (164)

دموکراسی سیاست را از اخلاق خالی می کند.(کانت)

 

گفتار روز (163)

سخن شاعر سخن کسی است که خود را به خطر انداخته است. (موریس بلانشو)

 

گفتار روز (162)

با سپاس از حسین مشایخی

‌‌‌‏ای آزادی! من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که، تو را، در بند می‌کشد، بیزارم  .
(دکتر شریعتی)

 

گفتار روز (161)

مهم زیستن نیست مهم آفریدن است.

 

 

گفتار روز (160)

با سپاس از علی سلیم جو

لذتی بالاتر از این نیست
که کسی را بیابی که جهان را مثل تو ببیند.
اینگونه می‌فهمیم که دیوانه نبوده‌ایم!(کریستین بوبن)

 

گفتار روز (159)

تاریخ در حقیقت است ولی حقیقت در تاریخ نیست  یعنی حقیقت تاریخی است ولی واقعیت تاریخی حقیقی نیست.

 

گفتار روز (158)

 درست تر آن است که بگوییم حقیقت خداست تا اینکه خدا حقیقت است.(گاندی)

 

گفتار روز (156)

با سپاس از حسین مشایخی

بهتر است برای چیزی که هستی، مورد نفرت باشی تا اینکه برای چیزی که نیستی محبوب باشی.

(آندره ژید)

 

گفتار روز (155)

با سپاس از علی سلیم جو

عده قلیلی متوجه می‌شوند که تجربه عمیق شادی ، زمانی که تجربه عمیق محرومیت وجود ندارد ، به دست نمی‌آید ...

روح پراگ

ایوان کلیما

 

گفتار روز (154)

تردید ما شور و شوق ماست،هدف ماست.  آنچه باقی می ماند جنون هنر است.(مارگریت دوراس)

 

گفتار روز (153)

در خانواده دیالکتیک وابستگی به دیگران و نیت دوری از آنان کامل تر از هر نهاد اجتماعی دیگر نمایان است.

 

گفتار روز (152)

دریدا: حرکت خواستن تنها در "نه"  گفتن به خواسته امکان پذیر است.

 

گفتار روز (151)

این انسان نیست که سخن می گوید بلکه زبان است که در انسان سخن می گوید.

 

گفتار روز (150)

هرگاه آزادی مثبت تحقق یابد از آزادی منفی باید کاست.

 

گفتار روز (149)

با سپاس از حسین مشایخی

از دست دادن امیدی پوچ و محال، خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است.(ویلیام شکسپیر)

 

گفتار روز (148)

از مدرن ها بدون تنفر سخن بگو و از پیشینیان بدون ستایش گری. هر یک را به خاطر شایستگی هایشان قضاوت کن و نه به دلیل قدمتشان. 

 

گفتار روز (147)

 سخن گفتن ترجمه کردن است از زبان فرشتگان به زبان بشری (هامان)

 

گفتار روز (146)

با سپاس از حسین مشایخی

شیرین ترین نتیجه ی دقت و نظم، پیروزی است.(ایمانوئل کانت)

 

گفتار روز (145)

 حقیقت یک انسان بیش از هر چیز در آن چیزی است که پنهان می کند.(ماندرو)

 

گفتار روز (144)

با سپاس از حسین مشایخی

محاکمه کردن خود از محاکمه کردن دیگران خیلی مشکلتر است. اگر توانستی در مورد خودت قضاوت درستی بکنی، معلوم می شود یک فرزانه تمام عیاری.(آنتوان دوسنت اگزوپری)

 

گفتار روز (143)

با سپاس از علی سلیم جو

عجب سیرکی است!
همه مان خواهیم مُرد. 
این مساله به تنهایی باید کاری کند که یکدیگر را دوست بداریم، ولی نمیکند. 
ما با چیزهای بی اهمیت و مبتذل، کوچک شده ایم، ترور شده ایم.
ما در "هیچ" هضم شده ایم.
 چارلزبوکفسکی

 

گفتار روز (142)

چند در به روی من باز است؟ پرسشی درباره ی حد آزادی منفی.

 

گفتار روز (141)

موضوع اخلاق، محترم شمردن دیگری است. موضوع فضیلت شناسی محترم شمردن خود و عزت نفس است.

 

گفتار روز (140)

دعا ثمره ی سکوت است، ایمان ثمره ی دعا. عشق ثمره ی ایمان، خدمت ثمره ی عشق و آرامش ثمره ی خدمت.

 

گفتار روز (139)

پیشکش به دوست نازنینم علی سلیم جو

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است

اي بس غم و شادي که پس پرده نهان است

 گر مرد رهي غم مخور از دوري و ديري

داني که رسيدن هنر گام زمان است

 تو رهرو ديرينه سرمنزل عشقي

بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است

 آبي که بر آسود زمينش بخورد زود

دريا شود آن رود که پيوسته روان است

 از روي تو دل کندنم آموخت زمانه

اين ديده از آن روست که خونابه فشان است

دردا و دريغا که در اين بازي خونين

بازيچه ايام دل آدميان است

دل بر گذر قافله لاله و گل داشت

اين دشت که پامال سواران خزان است

روزي که بجنبد نفس باد بهاري

بيني که گل و سبزه کران تا به کران است

اي کوه تو فرياد من امروز شنيدي

دردي است در اين سينه که همزاد جهان است

 از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند

يارب چقدر فاصله دست و زبان است

 خون ميرود از ديده در اين کنج صبوري

اين صبر که من ميکنم افشاندن جان است

 از راه مرو سايه که ان گوهر مقصود

گنجي است که اندر قدم راهروان است (ه.ا.سایه)

 

 

گفتار روز (138)

با سپاس از حسین مشایخی

قشنگ ترین چیزهای دنیا نه قابل دیدن و نه حتی قابل لمس کردن هستند؛ بلکه باید آنها را با قلب خود حس کنید. (هلن کلر)

 

گفتار روز (137)

با سپاس از علی سلیم جو

برای علی صابری ِجان!

دوستان را در دل رنج‌ها باشد که آن به هیچ دارویی خوش نشود، نی به خفتن و نه به گشتن و نه به خوردن، الّا به دیدار دوست.


فیه ما فیه
 مولانا

 

گفتار روز (136)

با سپاس از علی سلیم جو

مرگ یکبار رُخ نمی دهد
زیرا همه ی ما هر روز چند بار می میریم!
هر بار که با آرزوها، علایق و پیوندهای خود، وداع می کنیم، می‌میریم...
( مارسل پروست )

 

 

گفتار روز (135)

در پی پاسخ پرسش های کوچک گشتن آدم را بزرگ می کند.( هانا آرنت، تماشاخانه کوچک دنیا)

 

گفتار روز (134)

لیبرالیسم و کثرت گرایی یکی نیستند.

 

گفتار روز (133)

با سپاس از علی سلیم جو

ما که رندیم
قدح بر سر بازار کشیم

تو که در پردۀ زهدی 
به نهانخانه بنوش

طالب آملی

 

گفتار روز (132)

با سپاس از حسین مشایخی

اگر اصلاً به معجزه اعتقاد ندارید یک مرده متحرک هستید. (اینشتین)

 

 

گفتار روز (131)

با سپاس از علی سلیم جو

دوست ، دوست را کامل میکند؛ همانگونه که یک نیمه ی در، نیمه ی دیگر را؛ اما یک نیمه ی در، در نیمه ی دیگر، حل نمی شود، محو نمیشود، نابود نمیشود . این شبیه شدن ها، مسآله یی ست که باعث میشود، ما غالبا تنها بمانیم؛ چرا که از مقلد بیزاریم، یا از اینکه تقلید کنیم؛ مگر آنکه دوستی را با دلقکی برابر بدانیم، 
ما می خواهیم کسی با ما باشد که " ما" نباشد، دستگیرنده ی ما باشد و دستگیرنده اش باشیم، هشدار دهنده ی به ما باشد و هشدار دهنده ی به او باشیم، بیدار کننده ی ما و بیدار کننده اش... 
رفیقی که تو را دائما تایید میکند یا تحسین، اسیر است نه رفیق.

 ابوالمشاغل
نادر_ابراهیمی

 

گفتار روز (130)

پی واقعیت بودم آزادی را یافتم.

 

گفتار روز (129)

با سپاس از علی سلیم جو

و کلمه بود و جهان مسیر تکوین بود
و دوست داشتن آن کلمه ی نخستین بود

و عشق روشنی کائنات بود و هنوز
چراغ های کواکب ، تمام پایین بود

خدا ، امانت خود را به آدمی بخشید
که بار عشق برای فرشته سنگین بود

و زندگانی و مرگ آمدند و گفته نشد
کزین دو ، حادثه ی اولی ، کدامین بود

اگر نبود ، به جزپیش پا نمی دیدیم
همیشه عشق ، همان دیده ی جهان بین بود 
به عشق ازغم و شادی کسی نمی گیرد
که هرچه کرد ، پسندیده و به آیین بود

اگر که عشق نمی بود ، داستان حیات
چگونه قابل توجیه و شرح و تبیین بود ؟

و آمدیم که عاشق شویم و در گذریم
که راز زندگی و مرگ آدمی ، این بود

حسین منزوی

 

گفتار روز (128)

چیزهای وحشتناک را وحشتناک دوست دارم .(داستایوسفکی)

 

گفتار روز (127)

اجتناب از حکومت خود بر دیگران بسیار دشوارتر است تا احتراز از پذیرش حکومت دیگران بر خود.

 

گفتار روز (126)

در آزادی مثبت به دنبال پاسخ به این پرسشیم : چه کسی باید بر ما حکومت کند؟

در آزادی منفی می پرسیم: تا چه حد باید بر من حکومت کنند؟

 

گفتار روز (125)

اگر کلمات معنای خود را از دست دهند انسان آزادی خود را از دست می دهد.(کنفوسیوس)

 

گفتار روز (124)

وقتی هدف تحقیق انسان ها هستند باید به نزدیک خویش نگاه کنیم اما درباره ی انسان باید آموخت به دورترها نظر افکند.

 

گفتار روز (123)

با سپاس از علی سلیم جو

نمی‌شود آدم هزار سال استبداد را در خونش داشته باشد و بتواند ناگهان مفهوم کامل آزادی را درک کند.

در جستجوی زمان از دست‌ رفته | مارسل پروست | برگردان‌: مهدی سحابی

 

 

گفتار روز (122)

هیچ انگار منفی کناره جو و انزواطلب است. هیچ انگار مثبت درنده خوی.

 

گفتار روز (121)

انسان بیشتر رفتار می کند تا عمل.

 

گفتار روز (120)

جمیع خواب های هر کسی برای او حکم یک زندگی دیگر را دارند.(ژراردو نروال)

 

گفتار روز (119)

ایدئولوژی واژگونه ی واقعیت است.

گفتار روز (118)

با سپاس از حسین مشایخی

اگر خانه‌ات آتش گرفت، خود را با آن گرم کن! 
"ضرب المثل اسپانیایی"

 

گفتار روز (115)

یافتن خوشبختی در درونِ مان کاری است دشوار اما در بیرونِ مان کاری است غیرممکن.

 

گفتار روز (114)

علت به وجود شئ معنی می گیرد و دلیل به مدعا. علل غیراستدلالی هستند.

 

گفتار روز (113)

عقل همیشه هست اما ظهورش همیشه عقلانی نیست.

 

گفتار روز (112)

هدایت الهی ارائه طریق و راه است نه رسیدن و رساندن به مقصود و مطلوب .

 

گفتار روز (111)

از آجرهای بنای زندان نمی توان برای مردم آزاد شده خانه بنا کرد.

 

 

گفتار روز (110)

آزادی منفی به معنی فرصت است.

 

گفتار روز (109)

ستایش بال های پرنده اما از یاد بردن خود پرنده!

 

گفتار روز (108)

خدا ریاضیدان نیست بلکه هنرآفرین است.

 

گفتار روز (107)

علیت ها مساعدت می کنند ولی الزامی نیستند. (لایب نیتس)

 

گفتار روز (106)

حقایق بی زمان مشکوکند.

 

گفتار روز (105)

با سپاس از حسین مشایخی

خداحافظی ها ممکن است ناراحت کننده باشند؛ اما مطمئنا بازگشت‌ها بدترند. حضور آدم نمی‌تواند با سایه ی درخشانی که در نبودنش ایجاد شده برابری کند. زمان و فاصله، لکه‌ها را محو می‌کنند؛ بعد ناگهان، عزیز سفرکرده بازمی‌گردد و نور بی رحم آفتاب، هر نقطه ی صورت حتی چروک‌ها و موهای ریز را هم به خوبی نشان می‌دهد.
بریده ای از رمان آدمکش کور
اثر مارگارت اتوود

 

 

گفتار روز (104)

همه ی بلیات دنیا از اینجا برمی خیزد که آدمی زاد در اتاقی تنها نمی نشیند.

 

گفتار روز (103)

ما ارزش ها را کشف نکرده ایم بلکه آنها را آفریده ایم. ( کرت زن)

 

گفتار روز (102)

هرگاه آزادی مثبت تحقق یابد، از آزادی منفی باید کاست.

 

گفتار روز (101)

(چند در به روی من باز است ؟) پرسشی است درباره ی حد آزادی منفی.

 

گفتار روز (100)

حقوق بشر پیش شرط تجربی است و برای فلسفه ی سیاسی شرطی لازم است ولی کافی نیست.

 

گفتار روز (99)

هر نابغه ای به تصویری که ما از نابغه در ذهن داریم شباهت ندارد.

 

گفتار روز (98)

زندگی چیزی نیست جز زجر آنان که کوشیده اند به جای مسئولیت دردناک، انتخاب اعتقاد به حقایق غایی و مطلق را نپذیرند.

( در جستجوی آزادی گفتگوی رامین جهانبگلو با آیزایا برلین، برگردان خجسته ی کیا)

 

گفتار روز (97)

شعر سهراب سپهری ساده است اما ساده لوحانه نیست، کودکانه است اما بچگانه نیست، شفاف است ولی حباب وار شیشه ای نیست.

از کتاب ایرانیان و مدرنیته، نگاشته ی رامین جهانبگلو

 

 

گفتار روز (96)

آنچه تجربه و تاریخ به ما می آموزند این است که مردم و حکومت ها هیچ گاه از تاریخ درس نمی گیرند.

 

 

گفتار روز (۹۵)

مدرن بودن یعنی علم به آنچه دیگر ممکن نیست.(رولان بارت)

 

گفتار روز (94)

با سپاس از دکتر ایرج رضایی

از عبدالرحمن قَوّال شنیدم گفت:

امیر محمد، روزی دوسه چون متحیّری و غمناکی می‌بود، چون نان می‌بخوردی، قوم را بازگردانیدی. سوم روز احمد ارسلان گفت: زندگانی خداوند دراز باد، آنچه تقدیر است ناچار بباشد، در غمناک بودن بس فایده نیست؛ خداوند بر سرِ شراب و نشاط باز شود که ما بندگان می‌ترسیم که او را سودا غلبه کند فَالعیاذُ بالله و علّتی آرد. امیر، رضی الله عنه، تثبّط فرونشاند و در مجلس چند قول آن روز بشنود از من؛ و هر روز به‌تدریج و ترتیب چیزی زیادت می‌شد، چنانکه چون لشکر سوی هرات کشید، باز به شراب درآمد و لکن خوردنی بودی با تکلّف و نُقلِ هر قدحی بادی سرد که شراب و نشاط با فراغتِ دل رود و آنچه گفته‌اند که غمناکان را شراب باید خورد تا تَفتِ غم بنشاند، بزرگ‌غلطی است؛ بلی در حال بنشاند و کمتر گرداند، اما چون شراب دریافت و بخفتند، خُماری مُنکَر آرد که بیدار شوند و دوسه روز بدارد.

 

تاریخ بیهقی: تصنیف خواجه ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی دبیر

 

گفتار روز (93)

با سپاس از علی سلیم جو

عشق سرشار از دام است.

وقتی میخواهد تجلی کند، فقط نورش را نشان میدهد و نمی‌گذارد سایه‌های ناشی از این نور را ببینیم.

 

 کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

 پائولو کوئیلو

 

گفتار روز (92)

در زندگی هیچ چیز به اندازه ی خود زندگی شگفت انگیز نیست جز نوشتن.( اورهان پاموک) 

 

گفتار روز (91)

اندیشه ها بیشتر در نتیجه ی بطالت و بیهودگی از بین می رود تا مردود شدن بر اثر دلیل و برهان.

 

گفتار روز (90)

با سپاس از علی سلیم جو

هیچ کجا، هیچ زمان،

فریاد زندگی

بی جواب نبوده است.

قلب خوب تو

جواب فریاد من است ...

احمد شاملو

 

گفتار روز (89)

یک تقلید خوب بهتر از یک ابداع بد است. (اورهان پاموک، کتاب سیاه، برگردان عین الله قریب، ویراسته ی علیرضا کیوانی نژاد، چاپ نخست، پاییز 92، نشر زاوش

گفتار روز (88)

با سپاس از حسین مشایخی

در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد. (آلبرت اینشتین)

 

گفتار روز (87)

با سپاس از حسین مشایخی

بیشتر ما برای باز شناختن بهای هر چیز، قانونی داریم و آن اینکه، خواستار امور کمیاب هستیم و برای امور بسیار شگفت انگیزی که پیوسته در پیرامون مان رخ می دهد، ارزشی قائل نیستیم.
"آنتونی رابینز"

 

گفتار روز (86)

مطلقِ انگار به رسیدنِ به حقیقت و باخبر شدن آدم از این رسیدن باور دارد. تجربه، باور به رسیدن به حقیقت را باور دارد اما آگاهی از این رسیدن را ممکن نمی داند.

 

گفتار روز (85)

با سپاس از حسین مشایخی

خود را از پایه ای که داری فروتر آر، تا مردم تو را از پایه ات فراتر برند.

حضرت علی (ع)

 

گفتار روز (84)

شجاعت بی شناخت خطرناک است و شناخت بی شجاعت بیهوده

 

گفتار روز (83)

قوه ی بیان را برای آن به انسان داده اند که فکر خود را پنهان کند.

 

گفتار روز (82)

عشق، مادر زیبایی است و نه فرزند آن (اسپینوزا)

 

گفتار روز (81)

بهترین کتاب ها آن کتاب هایی هستند که چیزی را که انسان می داند به او عرضه می کنند. درهایشان گشوده است بدون نیاز به هیچ کلیدی.( جورج اورول )

 

گفتار روز (80)

کسی که چرایی زندگی را یافته با هر چگونگی آن خواهد ساخت.(نیچه)

 

گفتار روز (79)

الف) آدمی اگر چنین بوده یا هست یا خواهد بود بدان معنی نیست که تا ابد چنین بوده یا هست یا خواهد بود. بلکه یک روز چنین شده دیگر چنین نخواهد بود.

ب) هیچ گاه به هیچ دلیلی آرامش خود را از دست نده.

ج) حافظه مثل آب صابونی است که خاطرات در آن حل می شوند.

 د) آرام و آسوده بزن به رودخانه  بچسب به سنگ ها. 

برگرفته از کتاب سور بز نوشته ماریو بارگاس یوسا برگردان عبدالله کوثری. کتاب عالی و خواندنی است.

 

گفتار روز (78)

کتاب وقتی باز است ذهنی است که حرف می زند. وقتی بسته است دوستی است به انتظار. وقتی فراموش می شود جانی است که می بخشاید. وقتی نابود شود دلی است که می گرید. (تاگور)

 

 

گفتار روز (77)

سکوتت را دوست دارم چنانکه گویی تو اینجا نیستی. چنان که گویی چشمانت پریده اند و رفته اند. چنانکه گویی بوسه ای دهانت را بسته است.

 پابلونرودا شاعر اهل شیلی که خاطراتش با نام "یادها و یادبودها " به پارسی برگردانده شده است. نیز احمد پوری " کتاب هوای تازه را از من بگیر خنده هایت را نه "  را پارسی کرده است. هر دو کتاب خواندنی هستند.

 

گفتار روز (76)

باسپاس از حسین مشایخی

همه کس را دندان به ترشی کند شود، مگر قاضیان را که به شیرینی. (گلستان سعدی)

 

گفتار روز (75)

کار انسان نباید تفکر درباره آن پدیده هایی باشد که تاکنون کسی به آن ها پی نبرده است بلکه باید اندیشیدن به آن واقعیاتی باشد که در برابر دیدگاه همگان قرار دارد اما کسی به آنها نپرداخته اشت. (شوپنهاور)

 

گفتار روز (74)

انسان ها از دو غم بزرگ رنج می برند؛ نخست آنکه به آنچه آرزو دارند نمی رسند و غم دوم رسیدن به آرزوهاست.( اسکار وایلد)

 

گفتار روز (73)

به کودک دو بال می دادم اما رهایش می کردم تا خود پرواز را بیاموزد.

 

گفتار روز (72)

نه وهم آینده و نه خاطره ی گذشته، فقط اقتدار حال.

 

گفتار روز (71)

از قوانین بیش از حد ملایم به ندرت متابعت می شود. قوانین بیش از حد سخت گیر به ندرت اجرا می شوند.

 

گفتار روز (70)

1 امروز به 2 فردا می ارزد. (بنجامین فرانکلین)

 

گفتار روز (69)

تمامی تردیدهای جهان به لحظه ای یقین نمی ارزد

تمامی یقین های جهان چونان ذره ای تردید

به خاستگاه زندگی نزدیک نیست ( تلاقی گاه ضرورت و آزادی)

 

گفتار روز (68)

نه رفتن به سوی چشم اندازهای تازه بلکه داشتن چشمان تازه ... (مارسل پروست)

 

گفتار روز (67)

آدمی باید آری های کوچک بسیار بگوید تا وقت گفتن نه بزرگ فرا رسد . ( برگرفته از تلاقی گاه ضرورت و آزادی، جستارهایی درباره حقوق و فلسفه حقوق، چاپ نخست، 1396، نشر جنگل (جاودانه))

 

گفتار روز (66)

نیمی از حقیقت غالباً یک دروغ بزرگ است.

 

گفتار روز (65)

خموشی همیشه نشانه حکمت نیست اما وراجی همیشه نشانه بلاهت است.

 

گفتار روز (64)

به فرزند خود بیاموز که نگهبان زبان خویش باشد. سخن گفتن را او به سرعت و در حد کفایت خواهد آموخت.

 

گفتار روز (63)

دانلود فایل شنیداری 

 

گفتار روز (62)

با سپاس از علی سلیم جو

رستنی‌ها کم نیست،
من و تو کم بودیم،
خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم!

گفتنی‌‌ها کم نیست،
من و تو کم گفتیم،
مثل هذیان دم مرگ،
از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم.

دیدنی‌‌ها کم نیست،
من و تو کم دیدیم،
بی‌سبب از پاییز
جای‌ میلاد اقاقی‌ها را پرسیدیم.

چیدنی‌ها کم نیست،
من و تو کم چیدیم،
وقت گل دادن عشق روی دار قالی‌،
بی‌سبب حتا پرتاب گل سرخی‌ را ترسیدیم.

خواندنی‌‌ها کم نیست،
من و تو کم خواندیم،
من و تو ساده‌ترین شکل سرودن را در معبر باد
با دهانی‌ بسته وا ماندیم.

من و تو کم بودیم،
من و تو اما در میدان‌ها
اینک اندازه‌ی ما می‌خوانیم!
ما به اندازه‌ی ما می‌بینیم!
ما به اندازه‌ی ما می‌چینیم!
ما به اندازه‌ی ما می‌گوییم!
ما به اندازه‌ی ما می‌روییم!

من و تو 
کم نه، که باید شب بی‌‌رحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم!
من و تو
خم نه و درهم نه و کم هم نه، که می‌باید با هم باشیم!
من و تو حق داریم
در شب این جنبش نبض آدم باشیم!
من و تو حق داریم
که به اندازه‌ی ما هم شده با هم باشیم!
گفتنی‌‌ها کم نیست!


نجواها
ترانه: شهیار قنبری
آهنگساز: اسفندیار منفردزاده
صدا: فرهاد مهراد

 

 

گفتار روز (59)

بی شک در نظر هر آدمی زندگی هر کس دیگر پا در راههای تاریک و ناشناخته است که به آن ها پی نمی توان برد.( مارسل پروست)

 

گفتار روز (58)

یک هیچ چیز هم می تواند موجب سرگرمی آدم های مؤقر شود.

 

گفتار روز (57)

گفتگوی کفر و دین آخر به یک جا می رسد

خواب یک خواب است اما مختلف تعبیرها

این بیت را دوست نازنینم اصغر سیف الهی 18 اسفند 97 هنگام هدیه دادن سی دی های شرح مثنوی با گفتار دکتر سروش برایم نوشت. نوشیدم و سیراب شدم. شرح مثنوی را نخوانده ام. هنوز فرصتش نشده اما فشرده ی اندیشه دوست همفکرم به جان شنیدنی است. داستان نوارهای شرح مثنوی و مؤسسه عصای سفید و هدر رفتن فایل های صوتی سخت یاب اینجا و آنجا بماند برای آینده.

 

گفتار روز (56)

همه نمی توانند حقیقت را ببینند ولی همه می توانند حقیقت باشند.(کافکا)

 

گفتار روز (55)

اهمیت در نگاه توست نه آنچه می نگری. (آندره ژید)

 

گفتار روز (54)

انسان ها همه دیوانه به دنیا می آیند و برخی از آنها در همین وضعیت می مانند (بکت)

 

گفتار روز (53)

جادوی باخت پرجاذبه تر از افسون برد است.

 

گفتار روز (52)

اغلب کشف یک حقیقت آسان تر از جای دادن آن در جای صحیحش است.

 

 

گفتار روز (51)

ما همیشه به دنبال چیزهایی می گردیم تا به ما بفهماند همیشه وجود داریم. (بکت)

 

گفتار روز (50)

نابغه دانستن کسی بر اساس کتاب هایش مثل آن است که بخواهیم انسانی را از روی جسدش نقاشی کنیم.

 

گفتار روز (49)

اندیشیدن صحیح به همان اندازه به اراده کردن صحیح وابسته است که اراده کردن صحیح به اندیشیدن صحیح.

 

گفتار روز (48)

در این اندیشه برانگیزترین زمان ها آنچه از همه اندیشه برانگیزتر است این است که ما هنوز نمی اندیشیم. (مارتین هایدگر)

 

گفتار روز (47)

این سال ها نیستند که زندگی را می سازند بلکه لحظاتند.

 

گفتار روز (46)

فراموشی دفاع طبیعی بدن است در برابر رنج.

 

گفتار روز(45)

انسان تنها در جستجوی بهترین قسمت وجودش انسان می شود. (آندره مالرو)

 

گفتار روز (44)

ما فقط به سبب تضادی قوای متعارض قادر به حفظ توازن اخلاقی خویشیم. (پاسکال)

گفتار روز(43) 

پروردگارا به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم، دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم، بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم، مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند. ( جبران خلیل جبران)

 

 

گفتار روز(42) 

پیشکش به یاد و خاطر دکتر مصدق

با تشکر از علی سلیم جو

 

-استاد علی اکبر دهخدا برای مصدق این شعر را سرود:

ای مردم آزاده کجایید کجایید

آزادگی افسرد بیایید بیایید

در قصه و تاریخ چو آزاده بخوانید        

مقصود از آزاده شمایید شمایید

بی‌شبه شما روشنی چشم جهانید     

در چشمه‌ی خورشید شما نور و ضیایید

با چاره‌گری و خرد خویش به هر درد     

بر مشرق رنجور دوایید دوایید

بسیار مفاخر پدرانتان و شما راست      

کوشید که یک لخت بر آن‌ها بفزایید

 

بنمود مصدقتان آن نعمت و قدرت         

کاندر کفتان هست از آن سر مگرایید

گیرید همه از دل و جان راه مصدق       

زین ره درآیید اگر مرد خدایید

 

-در اندوه رفتن دکتر مصدق - سروده استاد فریدون جنیدی

   در این شبِ خزان‌زدۀ سرد

 با این فغان مرغِ شباهنگ

  ای نازنینِ من، بتو گویم

افسانه‌ای ز دل تنگ

  افسانه‌ای همه خونریز

افسانه‌ای همه خون رنگ

 تا، فردا؛ سحرگهان که از دل این شب

 خورشید جان

 ز خاور دوران

بگشاید رخ بباغ بهاران

  با من نگویی، چرا نمی‌گفتی

  این قصهء گذشت زمان را

 گفتیم و گفته‌اند و نپذرفتی

 پند هزار سالهء یاران را

 امروز کز بهار عشق و جوانی

 مستی چنانکه، خویش ندانی

شادی همی، که از همه سو، گرمی

 این دورهء سیاه زمستان را

 اما بقهر و درد بیازردی

مرد هزار نغمهء دوران را

مردی که نوبهار جهان بود

نه نوبهار، که خویش، جهان بود

صادق چو اشک صبح بهاران

بر برگهای لالهء جان بود

در آن شب خزان‌زدهء سرد 

چون گرمیِ بهار، عیان شد 

قدرش همی چو نداستی

چون سایهء نسیم، نهان شد 

آمد که دست سرد ترا گیرد

تو بیوفا به مشت زدی او را

آغوش گرم خود  بروی تو بگشود

خنجر ز پشت زدی او را

بر ما گذشت این شب پر درد

 پیوسته شب برقرار نماند

فردا، سحرگهان که در دل این شب

  خورشید جان

ز خاور دوران

بگشاید رخ بباغ بهاران

با من نگوئی چرا نمی‌گفتی

این قصهء گذشت زمانرا

گفتیم و گفته‌اند و نپذیرفتی  پند هزار سالهء یاران را   

فریدون جنیدی  ۱۳۵۲

 

-بدیع الزمان فروزانفر

ای مصدق ثنا سزاست ترا

همت اندر خور ثناست ترا

زانکه زاین سرزمین بحول اله

دست بیگانه از تو شد کوتاه

نفت خواران حیله آور پست

رشته چاره شان ز تو بگسست

سخنی مختصر بگویم من

در دلت نیست جز که مهر وطن

عید نوروز بر تو فرخ باد

هر چه پرسی ز بخت پاسخ باد

 

***

ابیات بالا بخشی از شعری است که شادروان بدیع الزمان فروزانفر (استاد و رئیس دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران) در مدح دکتر محمد مصدق سرود و به عنوان پیشکش نوروزی به او پیش کش کرد و و در آغازین روزهای فروردین 1332 از رادیو ایران نیز پخش شد؛ به گونه ای که آن چنان با استقبال مردم رو به رو شد که استاد شفیعی کدکنی می گویند: "تنها شعری از شعرهای او (فروزانفر) که به میان گروهی از خوانندگان و دوستداران شعر راه یافته همان قطعه -تبریک به مصدق- است و غالبا دوستداران شعر کهن در عصر حاضر ابیاتی از آن قطعه را در حافظه ها دارند"

اما این شعر برای فروزانفر چندان ارزان تمام نشد! پس از کودتای ننگین 28 امرداد 1332 که دولت دکتر مصدق بر اثر کودتای ننگین آمریکایی - انگلیسی سرنگون شد، بدیهی بود که ستایشگران و هواخواهان دکتر مصدق نیز از موج غضب و خشم دولت جدید و شخص شاه در امان نماندند! چنان که سید جلال الدین طهرانی یک بار از شاه خواسته بود که به فروزانفر به دیده عنایت بیشتری نگرد؛ شاه در پاسخ گفته بود: "او برود شعرش را بگوید!"

 

برای آگاهی بیشتر از این شعر و رویدادهای مربوط به آن نگاه کنید به مقاله علی میر انصاری《نگاهی دوباره به رابطه بدیع الزمان فروزانفر و دکتر محمد مصدق》؛ مجله بخارا؛ شماره 84

برگرفته از تاربرگ کلک و کاغذ

 

🔴 دکتر مصدق: «امیدوارم بیماریم سرطان باشد!!!»

اوایل پاییز (آبان ماه) ۱۳۴۵،نوه دکتر مصدق به من گفت پدربزرگم، دکتر مصدق، مشکلی در فک بالا و سقف دهان دارند که بنابر نظر متخصص گوش و حلق و بینی، که ایشان را ویزیت کرده اند، به نظر یک «آبسه» می آید معذالک توصیه کرده اند که یک متخصص آسیب شناسی و جراحی دهان و فک و صورت ایشان را ببیند، آیا شما آمادگی دارید که اگر اجازه ی لازم را بگیریم از ایشان در احمدآباد عیادت کنید؟

با اشتیاق، افتخار و علاقه، آمادگی خود را اعلام کردم. از شرایط این بود که دوربین نیاوریم و از وسائل فقط کیف پزشکی ام همراه باشد. با اجازه دختر ۷ ساله ام را بردم. روز موعود (جمعه ای بود) ایشان آمدند و با هم رفتیم احمد آباد.... وارد قلعه احمد آباد شدیم. در سمت راست و اواسط خیابان ساختمانی بود که گفته شد دکتر مصدق آن را برای مدرسه احمد آباد ساخته اند ولی فعلاً مقر پادگان نظامی و محل اقامت مأموران حفاظتی شده است. ضمناً در طبقه ی پایین ساختمان یک داروخانه و درمانگاه ساده، برای پذیرایی بیماران وجود دارد که روزهایی که آقای دکتر غلام حسین مصدق به دیدن «آقا» می آیند به علت مراجعه ی روستاییان رونق خاصی پیدا می کند. بیماران معاینه شده در صورتی که نیاز به جراحی و یا بستری شدن داشته باشند به بیمارستان نجمیه اعزام می شوند.

در داخل ساختمان به اتاق ایشان که محقر و دارای فضایی محدود بود رفتیم.دکتر مصدق با همان وقار و صلابتی دیدم که زمان دانشجویی و جریانات ملی شدن صنعت نفت افتخار دیدنش را داشتم. پس از تعارفات اولیه ، اشاره کردم که هنگام نخست وزیری هم به عنوان نماینده ی دانشجویان دانشکده دندانپزشکی همراه با نمایندگان دانشجویان دانشکده های دیگر افتخار دیدارشان را داشته ام، عکس العملی نشان ندادند. او پس از مکث کوتاهی ، قبل از این که ایشان را معاینه کنم، سئوال کردند: آقای دکتر آیا بار قبل که مرا دیدید ، راضی از پیش من رفتید؟ وقتی پاسخ مثبت دادم او با خنده همیشگی خاص خود گفتند: حالا می توانم با خیال راحت دهانم را برای معاینه باز کنم!

در معاینه ی بالینی، ضایعه ی برآمده کام ایشان به نظر تومور آمد و بایستی نمونه برداری می شد. موضوع را با دکتر غلام حسین مصدق فرزند ایشان که حضور داشتند، در میان گذاشم و قرار شد انجام شود. بعدازظهر از احمدآباد کرج عازم تهران شدیم. دکترمصدق با تواضع خاص خود ، تا درب قلعه ما را مشایعت کردند. در موقع خداحافظی به ایشان گفتم: انشاالله هفته آینده نوع ضایعه که معلوم شد، داروی لازم را می آوریم و ظاهراً چیز مهمی نیست. ایشان بلافاصله گفتند: امیدوارم خبر خوبی برای من بیاورید!!! هنوز من در حال اشاره به این بودم که چیز مهمی نیست و... ایشان گفتند:«امیدوارم سرطان باشد!!! من واقعاً یکه خوردم، ایشان ادامه دادند که: من از این وضع تنهایی و حبس خسته شده ام!»...چند روز بعد مشخص شد که بیماری ایشان سرطان است و از همین بیماری دکتر مصدق در تبعید و تنهایی به جرم خدمت به کشور و مبارزه با استعمار انگلیس درگذشت...

منبع: دکتر اسمعیل یزدی، پزشک دکتر مصدق، هفته نامه فردوسی

 

گفتار روز (41)

اگر خدا برای لحظه ای فراموش می کرد که من عروسکی کهنه ام و به من تکه کوچکی زندگی ارزانی می داشت، احتمالاً همه ی آنچه را که به فکرم می رسید نمی گفتم بلکه به همه ی چیزهایی که می گفتم فکر می کردم.

 

گفتار روز (40)

اگر بتوانی ویران شدن بنای زندگیت را ببینی و بی گفتن واژه ای دوباره ساختن آن را آغاز کنی، اگر بتوانی شجاعت و خونسردی ات را حفظ کنی هنگامی که همه آن را از دست می دهند یک مرد خواهی شد. (کیپ لینگ)

 

گفتار روز (39)

گرچه دانسته هایم اندک است اما می خواهم آن را بشناسانم تا دیگری بهتر از من حقیقت را کشف کند و کاری را پی گیرد که به رفع اشتباه من بیانجامد و با این همه شادم که علت کشف آن حقیقت بوده ام. بدین سان حقیقت خود آشکار می شود.(آلبرت دورِه)

 

 

گفتار روز(38)

از درون دل خدا که در آن خفته ای حقیقت هائی را نشانم ده که بر مرگ چیره اند چنان می کنند که از آن نهراسی و حتی شاید دوستش بداری.

مارسل پروست، خوشی ها و روزها، برگردان مهدی سحابی ، مرکز، چاپ چهارم، 1392

 

گفتار روز (37)

روز وکیل خجسته و فرخنده باد.

فرانسیس بیکن می گوید: من درستکارترین قاضی بودم که انگلستان در این پنجاه سال دیده بود ولی این درست ترین حکمی بود که پارلمان در عرض دویست سال صادر کرده بود.

برگرفته از کتاب تاریخ فلسفه،نوشته ویل دورانت، ترجمه عباس زریاب خوئی

خواندنی و شگفت است نه؟! دادرسی، وکالت، تجربه های تاریخی اندیشه و گفتار بزرگان و عملکرد روزمره ما. بیشتر بخوانیم، بهتر بدانیم و خوب تر بیاندیشیم شاید نیک تر رفتار کنیم. آنچه ولتر درباره وکالت گفت و نوشت و گریزش از دنیای وکالت نیز درخور درنگ است.

 

 

گفتار روز(37)

هنر در اضطرار زنده می ماند آنگاه که رها شود می میرد.(آندره ژید)

 

گفتار روز(36)

1-بی گمان هر گلوله از شلیک شدن هدفی دارد، هدف خاص و عام.

2-حالا دیگر دیوانگی هم به وظیفه اش اضافه شده.

3-یک نفر که به جای یکایک ما از پا در می آید پیش از آنکه شخصاً از پا درآید.

4-تمام وجودش رفتار بود.

5-جنگ حوصله

6-جمله ای که در خودش تمام می شود.

7-همیشه فاجعه پس از سکوت رخ می دهد.

8-لرزش ندارد صدایش اما ناشاد است.

9-حقیقت هم در اوج خود ساده است.

10-تا جنگ هست نکبت هم هست.

11-پرنده نابود نمی شود بِسمِل می شود.

12-اگر می دانستم برای چه متولد شده ام لابد عمیقاً به مرگ فکر می کردم.

13-هر واقعه زمانی معادل حقیقت خود را دارد نه بیشتر.

14-سقراط: هنگامی که نوشتن اختراع شد حافظه رو به زوال نهاد.

15-... دیگر شخص نیست هدف است...

16-نجوا نشان تنهایی انسان

17-شهادت امری ساده و حتمی

18-تفاوت نفر و آدم

19-نگاه خطابین

برگرفته از کتاب طریق بسمل شدن، محمود دولت آبادی، چشمه ، چاپ نخست 1397، 132 صفحه. نگاشته شده بین سال های 83 تا 85

اینها را گفتم هنگامی که فاصله گرفته ایم از ابزار احساسات دولت آبادی در عزای حاج قاسم سلیمانی و هجومی که به او شد. عامه ی احساساتی را کار ندارم خاص پرمدعا از قضا این هنگام هاست که باید تمرین مدارا کند. چه بلوایی به پا کردند. نیازی نیست طرف محمود را بگیری یا از او دفاع کنی یا ثابت کنی به حق است یا اظهارنظرهای او را گردآوری و ناسازه هایش را درآوری اما نیاز است تمرین کنی که تا جای ممکن نباید داوری کرد. همه ی ما کلیدر را که خواندیم لذت بردیم و با مرگ برخی از شخصیت های داستان چنان که استاد دولت آبادی بر مرگ خان عمو (گفت آوردی از خاطرات همسرش) گریستیم. اما به نظرم حق نداریم بر پایه ی انگاره ی ذهنی خویش دولت آبادی را که در آبادی هیچ دولتی طرف قدرت نایستاده جنگجو یا جنگ دوست بدانیم. اگر در رخدادهای هیجانی مدارا تمرین نشود سر میز شام و خور و نوش شاد آن را تمرین کنیم؟! تا گام نهادن در راه حذف نکردن گفته ای که نمی پسندیم فاصله داریم و سنگلاخ بسیار است. درود به مدارا، نفرین به یکسونگری و هیجان کاذب، مباد که کرنای روشنفکری گوش مان را کر کرده و بردباری شنیدن را از ما بگیرد.

 

 

گفتار روز(35)

همه ی ما در منجلابیم اما برخی از ما چشم به ستارگان دارند.  اسکار وایلد 

 

گفتار روز(34)

اندیشه هایی که به متن سپرده می شوند همچون ردپای رهگذری هستند بر شن. راست است که ما با دقت به این ردپا مسیر رهگذر را می شناسیم، اما برای دانستن این نکته که او  در راه چه دیده است، باید از چشم های خودمان استفاده کنیم.

شوپنهاور

برگرفته از کتاب تصاویر دنیای خیالی، بابک احمدی،صفحه 141

این واژگانی بود که برای پیشگفتار پایان نامه ی دکتری خویش برگزیده بودم که هیچ گاه سرانجام نیافت.

 

گفتار روز(33)

اندیشه ای نیست که امکان نفی خودش در آن نهفته نباشد و هیچ واژه ای که مخالفش درخورش نباشد. عادت به فکر کردن گاه مانع حس کردن واقعیت می شود و به واقعیت ظاهر اندیشه را می دهد...

مارسل پروست

گفتار روز (32)

مرا
تو
بي سببي
نيستي
به راستي
صلت كدام قصيده اي
اي غزل؟
ستاره باران ِ‌كدام سلامي
به آفتاب
از دريچه ي تاريك؟
كلام از نگاه تو شكل مي بندد
خوشا نظر بازيا كه تو آغاز مي كني!
پس ِ پشت ِ‌مردمكان ات
فرياد كدام زنداني ست
كه آزادي را
به لبان برآماسيده
گل سرخي پرتاب مي كند؟
ورنه
اين ستاره بازي
حاشا
چيزي بدهكار آفتاب نيست.
نگاه از صداي تو ايمن مي شود
چه مومنانه نام مرا آواز ميكني!
و دل ات
كبوتر ِ آشتي ست،
درخون تپيده
به بام ِ‌تلخ.
با اين همه
چه بالا
چه بلند
پرواز ميكني!”

احمد شاملو

این شعر را بسیار دوست دارم و در جمع های دوستانه می خوانم. برایم حکم همان شعر نادرپور را دارد (پیکر تراش پیرم ...). از فیلم هامون و بازی درخشان شادروان شکیبایی که نام خانوادگی او همپایه ی پارسی نام من است و شاید به همین دلیل همه گونه شکیبایی را دوست دارم. چه نام کوچک باشد، چه نام خانوادگی و چه صفت در کسی یا نام تیم فوتبالی.  نیز بازی بیتا فرّهی که در آن سال ها هنرپیشه ی محبوب من بود و هنگامی که فهمیدم پرسپولیسی است ( در گفتگو با احمد نجفی برنامه صندلی داغ ) بیشتر هم به دلم نشست با این شعر آشنا شدم. جایی که شکیبایی می گفت اگر می خواهی بسوزی این را بخوان (مرا تو بی سببی نیستی...) فیلمنامه هامون را با همه ی مشکلات خواندن برای یک نابینا دست کم پنج باری خواندم. یادم نیست با کی و کجا. دانشجو بودیم و فیلم ها را سینما عصر جدید می دیدیم. بیشتر با پسرعمه شاعر و رمان نویسم محمد صابری و یا همکلاسی ها عباس بابایی و حمید رجبی. این شعرخوانی را دوست هنرشناس و شعردان هوشنگ خالقی نیز شنیده و درست خواندن آن را گواهی کرده. هوشنگ عزیز دوست دوره بچگی محمدرضا بوذری (مدیر است) و اکنون دیگر دوست 20 ساله ی ما. همه ی آنان را که نام بردم شاد و پیروز باد.

 

گفتار روز (31)

امشب به قصه ی دل من گوش می کنی
فردا مرا چو قصه فراموش می کنی

این در همیشه در صدف روزگار نیست
می گویمت ولی توکجا گوش می کنی

دستم نمی رسد که در آغوش گیرمت
ای ماه با که دست در آغوش می کنی

در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست
هشیار و مست را همه مدهوش می کنی

می جوش می زند به دل خم بیا ببین
یادی اگر ز خون سیاووش می کنی

گر گوش می کنی سخنی خوش بگویمت
بهتر ز گوهری که تو در گوش می کنی

جام جهان ز خون دل عاشقان پر است
حرمت نگاه دار اگرش نوش می کنی

سایه چو شمع شعله در افکنده ای به جمع
زین داستان که با لب خاموش می کنی

شنیدن این غزل از زبان و با صدای علی سلیم جو دلپذیر و لذت بخش است.

 

گفتار روز(30)

خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود

به هر درش که بخوانند بی‌خبر نرود

طمع در آن لب شیرین نکردنم اولی

ولی چگونه مگس از پی شکر نرود

سواد دیده غمدیده‌ام به اشک مشوی

که نقش خال توام هرگز از نظر نرود

ز من چو باد صبا بوی خود دریغ مدار

چرا که بی سر زلف توام به سر نرود

دلا مباش چنین هرزه گرد و هرجایی

که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود

مکن به چشم حقارت نگاه در من مست

که آبروی شریعت بدین قدر نرود

من گدا هوس سروقامتی دارم

که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود

تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری

وفای عهد من از خاطرت به در نرود

سیاه نامه‌تر از خود کسی نمی‌بینم

چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود

به تاج هدهدم از ره مبر که باز سفید

چو باشه در پی هر صید مختصر نرود

بیار باده و اول به دست حافظ ده

به شرط آن که ز مجلس سخن به در نرود

 سعدی

این را نیز استاد در آهنگ وفا خوانده اند. درست یادم نیست به نظرم فرهنگ شریف آهنگ را ساخته. بشنوید و کیف کنید.

 

گفتار روز(29)

هشیار کسی باید کز عشق بپرهیز

وین طبع که من دارم با عقل نیامیزد

آن کس که دلی دارد آراسته معنی

گر هر دو جهان باشد در پای یکی ریزد

گر سیل عقاب آید شوریده نیندیشد

ور تیر بلا بارد دیوانه نپرهیزد

آخر نه منم تنها در بادیه سودا

عشق لب شیرینت بس شور برانگیزد

بی بخت چه فن سازم تا برخورم از وصلت

بی‌مایه زبون باشد هر چند که بستیزد

فضل است اگرم خوانی عدل است اگرم رانی

قدر تو نداند آن کز زجر تو بگریزد

تا دل به تو پیوستم راه همه دربستم

جایی که تو بنشینی بس فتنه که برخیزد

سعدی نظر از رویت کوته نکند هرگز

ور روی بگردانی در دامنت آویزد

سعدی

استاد شجریان این غزل را در نوار آهنگ وفا مانند همیشه زیبا خوانده اند. بشنوید و لذت ببرید.اصلاً فکر می کنم شجریان بهترین کارهایش را بر اشعار سعدی خوانده یا دست کم برای من چنین است. با کارهای او عاشق سعدی شدم

 

گفتار روز (28)

نفرتم را بر یخ می نویسم.

گابریل گارسیا مارکز

به یاد و برای پاسداشت خاطره ی بهمن فرزانه که هم فرزانه بود به راستی و هم بهمن ماه درگذشت. فرهنگمان همین است دیگر. نباید و نمی توانیم ادعا داشته باشیم. آن از تیراژ کتاب و آن هم از دانش آموخته ها هنگامی که به فرزندشان کتاب هدیه می دهی رخ در هم می کشند و اسباب بازی و طلا و کیف و کفش را برتر دانسته و صد چندان سپاس می گویند. این هم از مرگروز بهمن فرزانه و سالگشت آن و تنهایی خانواده ی برگرداننده ی صد سال تنهایی. بسنجید با آن خواننده ی پاپ درجه چند و فلان یا بهمان کس دارای سمت و عنوان دولتی و حکومتی و اقوام سببی و نسبی تا درجه 3 از طبقه 3 آیا این الگو در نسل آینده دگرگون می شود؟!

 

گفتار روز (27)

مارسل پروست در جلد هفتم شاهکاری که پیش تر از آن سخن گفتیم (گریخته، نشر مرکز، 1377) نگاشته ای دارد با این مضمون : نه محکومیت حقانی و واقعی در کار است و وجود دارد نه خطای قضایی. هر چه هست هماهنگی ذهن دادرسی است که برداشت نادرستی از عمل مجرمانه دارد و فعل مجرمانه ای که به واقع او از آن بی خبر مانده. یعنی که نه خطای دادرس در کار است و نه متهم بنا بر جرمی که واقعاً مرتکب شده محکوم می شود. من هرچه کردم و خواندم برداشتی بیش از این از گفته ی او دستگیرم نشد. امید که اهل فن راهنما باشند و راهگشا. خواندن و باز خواندن اینگونه نوشته ها دید آدم به دنیا را گسترده می کند. شاید باید نگاشته ی جرم شناسیک در چالش با نوشته پروست و کندوکاو زوایای آن نگاشته شود. آیا به دانشگاه و دادگاه در برداشتن این گام امیدی هست؟!

 

گفتار روز (26)

هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی

الا بر آن که دارد با دلبری وصالی

این سروده را همکار پیشکسوتان حسن رستگار که خود شیرازی است و از شهر سعدی و حافظ، در گفتگوی با ما در پروژه تاریخ شفاهی وکالت به عنوان چکیده اندوخته و آموخته خویش بیان کرد. امید که دست کم جلد اول کتاب هر چه زودتر به دست خواننده رسد. لهجه ی شیرین حسن آقا هنگام خوانش این سروده را هرگز فراموش نمی کنم. نیز خوب است بدانید چرا عرب ها می گویند شعر و ما می گوییم یا باید بگوییم سرود (ما ایرانی ها) که همواره با موسیقی پیوند داشته ایم. استاد شفیعی کدکنی با چراغ و آینه ریشه شناسی تاریخی کرده و شیرین و علمی دگرسانی ها را که پای در فرهنگ هر قوم دارد آشکار کردند. شگفت کتابی است با چراغ و آینه. پس از یک سال بیماری، جراحی سنگین، شیمی درمانی و پرتو درمانی هنگام استراحت در شمال ( شهریور 96) آن را خواندم و جان گرفتم. پایان شهریور به یاری امیرخان حجازی دوستان را دیدم و روحیه گرفتم که پیش از این گفته و نوشته ام اما درباره ی حسد نیکوست جلد 6 در جستجوی زمان از دست رفته را بخوانیم و چندباره بخوانیم. به گفته ی مهدی سحابی برگرداننده ی توانای کتاب پارسی پروست از امور عادی و روزمره ی زندگی و به بهانه ی رابطه راوی و آلبرتین راهی می پیماید برای کندوکاو در ژرفای ذهن و وجود آدمی و شگفتا که چه خوب از عهده برمی آید.

پی نوشتی بر گفتار روز

دکتر ایرج رضایی در گروه تلگرامی ورودی های 69 دانشکده حقوق چنین می نگارد:

بخش روزگفتارهای کانال علی صابری عزیز را که حاصل درنگ‌ها و تاملات کوتاه او در رمان و متون ادبی است، دوست دارم و با علاقه دنبال می کنم. به نظرم این مبحث تازه و جذاب جای بسط و شرح و قلم زنی بیشتر دارد. هیچ چیز در این دنیا زیباتر از این نیست که انسان یک حقوقدان ادیب و آشنا به ادبیات باشد. افسوس می‌خورم که حقوق بر خلاف ادبیات برای من چنان دافعه‌ای داشت که من عملا نتوانستم در جوانی این دو مقوله را در خود جمع کنم.

و این هم پاسخ من به ایرج عزیز:

ایرج نازنین  بی تعارف به نظرم این بیش از آنکه افسوس برای تو باشد حسرتی است برای جامعه ی حقوقی و به ویژه ما و حیفی که می گوییم چه نتوانسته ایم تو را نگه داریم، از کوشش هایت هوده برگیریم. البته اگر خودخواهانه و شخصی نگاه کنم چه بهتر که آن طرف ایستاده ای و برایمان سخن می گویی. شعر میخوانی و راهنما می شوی تا کتاب بخوانیم. چه، اگر از مدرسه حقوق نگریخته بودی شاید آنچه را اکنون از تو می گیریم کمتر می گرفتیم اما همیشه راه میانه وجود دارد حقوق و ادبیات، سبک شناسی حقوقی و ... می تواند با گفتار و نوشتار تو آذین یابد. آب گل آلود نیست اما اجازه بده ماهی بگیرم و بخواهم که هم برای مجله کانون و دیگر مجلات حقوقی بنویسی (مدرسه حقوق اصفهان و غیره) و هم بهار که شد بیایی و در دفترم برای دوستان فن بیان را پیش نهی . ایدون باد

 

گفتار روز(25)

مناظره عقل و عشق از خواجه عبدالله انصاري


عقل گفت: من سبب کمالاتم.

عشق گفت: نه من دربند خيالاتم.

عقل گفت: من مصر جامع معمورم.

عشق گفت: من پروانه ديوانه مخمورم.

عقل گفت:من بنشانم شعله غنا را.

عشق گفت: من درکشم جرعه فنا را.

عقل گفت: من مونسم بوستان سلامت را.

عشق گفت: من يوسفم زندان ملامت را.

عقل گفت: من سکندر آگاهم.

عشق گفت: من قلندر درگاهم.

عقل گفت: من صراف نقره خصالم.

عشق گفت: من محرم حرم وصالم.

عقل گفت:من تقوي به کار دارم.

عشق گفت: من دعوي چه کار دارم.

عقل گفت: من در شهر وجود مهترم.

عشق گفت: من از بود و وجود بهترم.

عقل گفت: مرا علم و بلاغت است.

عشق گفت: مرا از هر دو عالم فراغت است.

عقل گفت: من قاضي شريعتم.

عشق گفت: من متقاضي وديعتم.

عقل گفت: من دبير مکتب تعليمم.

 عشق گفت: من عبير نافه تسليمم

عقل گفت:من آيينه مشورت هر بالغم.

عشق گفت: من از سود و زيان فارغم.

عقل گفت:مرا لطايف غرايب ياد است.

عشق گفت: جز دوست هر چه گويي باد است.

عقل گفت:من کمر عبوديت بستم.

عشق گفت: من بر عقبه الوهيت مستم.

عقل گفت:مرا ظريفانند پرده پوش.

عشق گفت: مرا حريفانند دردنوش.

عقل گفت: من رقيب انسانم، نقيب احسانم، بسته تکليفاتم، شايسته تشريفاتم، گشاينده در فهمم، زداينده زنگ و همم، گلزار خردمندانم، مستغفر هنرمندانم. اي عشق، تو را کي رسد که دهن باز کني و زبان به طعن دراز کني؟ تو کيستي؟ خرمن سوخته اي، و من مخلص لباس تقوي دوخته اي.

عشق گفت: من ديوانه جرعه ذوقم، برآرنده شعله شوقم. زلف محبت را شانه ام، زرع مودّت را دانه ام. منصب ايالتم عبوديت است، متکاء جلالتم حيرت است. اي عقل تو کيستي؟ تو مودب راه و من مقرب درگاه. آن روز که روز بار بود و نوروزي عشرت يار بود، من سخن از دوست گويم و مغز بي پوست جويم. نه از حجاب ترسم و نه از حجاب پرسم. مستانه در آيم و به شرف قرب حق بر آيم، تاج قبول نهم بر سر، و تو عقلي همچنان بر در.

 

گفتار روز (24)

تحریر متن کتاب به عهده ی من بوده است اما ... به همراه عاطفه به خانه سایه می رفتیم و از سر شب تا پاسی از پس از نیمه شب و گاه تا سپیده دم! پای صحبت سایه می نشستیم؛ با عاطفه تصمیم می گرفتیم که امشب چه مباحثی را با سایه مطرح کنیم که البته تیرمان عموماً به سنگ می خورد و سایه کار خود را پیش می برد؛ با عاطفه چند صد ساعت صوت و تصویر ضبط شده را چندبار شنیدیم و تفکیک و طبقه بندی کردیم و آن همه را بر کاغذ آوردیم. با همفکری هم به ساختار کتاب- همین نظم پریشانی که می بینید- رسیدیم. او بود که هر صفحه ای را که می نوشتم مکرر می خواند و آراسته و پیراسته می کرد. بارها و بارها نمونه های چاپی را با هم ویرایش کردیم و نظم و نسقی به این انبوه مطالب پراکنده دادیم. می خواهم بگویم- جز در مواردی که من اظهارنظر عقیده کردم و طبعاً مسئول آن هستم- هر عیب و ایرادی که در کتاب می بینید، عاطفه هم در آن شریک است.

مقدمه میلاد عظیمی از کتاب پیر پرنیان اندیش. می بینید که نوشته فروتنانه، صمیمی اما بی تعارف و تکلف است. در فرهنگی که همه با هم تعارف داریم و ریا موج می زند اینگونه نوشتن ستودنی است. این تنها بخش کوچکی از شگفتی های کتاب است که هم مقدمه و هم متنش خواندنی است.

 

گفتار روز(23)

مهم رفتن به سوی چشم اندازهای تازه نیست بلکه مهم داشتن چشمان تازه است.

برگرفته از یکی جملات دراز دامن مارسل پروست با اندکی فشرده سازی و تغییر البته بدون آسیب به معنی و مفهوم مورد نظر وی

 

گفتار روز(22)

جهان برای همه ی حقیقت دارد اما برای هر کداممان متفاوت است.

مارسل پروست

 

گفتار روز (21)

کسی که خطای دیگران را می بیند همین که شرایط اندکی گیجش کند خود دچار همان خطاها می شود.

مارسل پروست

 

گفتار روز(20)

شناخت جهان اختران آسان تر از شناخت اعمال انسان ها به ویژه کسانیست که دوست می داریم...

مارسل پروست

گفتار روز (19)

  

دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت 

دستم نمی‌رسد که بگیرم عنان دوست

استاد شجریان در آلبوم دل مجنون این بیت را با نت بالا یا صدای بالا ( اصطلاحات موسیقی را نیاموخته ام و گوشی و دلی گوش می دهم با وجود نشستن کنار اندلیبی ها، پیرنیاکان و غیره) خوانده است. شاهکار است غزل سعدی که با ای پیک پی خجسته داری نشان دوست آغاز می شود. اما خوشبختم که دست کم امروز مانند سعدی نیستم و دستم می رسد که عنان دوستانم را بگیرم. باز فرصتی برای دورهمی ...

اگر بود شاید به شادباش امروز چیزی جاودانه می سرود.

 

گفتار روز (18)

برف نو

سلام،سلام

خوش نشسته ای بر بام

شادی آوردی ای امید سپید

همه آلودگی است این ایام!

(شاملو)

این شعر زیبا را علی آقای سلیم جو یکشنیه پیش که تهران برف باریده بود مقدمه ی فراخوان دورهمی زمستان ورودی های 69 دانشکده حقوق دانشگاه تهران قرار داد. چه با مناسبت برگزیده شده بود. علی آقای سلیم جو افزون بر صدای خوش که حتی نزد دکتر آزمایش نیز خواند و لذت بردیم و نیز در کنار طبیعت گردی در شناخت شعر خوب نیز دستی دارد. چنانکه در دوره ی دانشجویی او را نماد هشت کتاب سهراب می دانستیم و تا می دیدیمش شعری از سپهری تداعی می شد. یاد سفر خرداد ماه کردستان بخیر که علی و ایرج  هر دو رضایی در مریوان کنار دریاچه شعر خواندند و حتی توجه جوانان مد روز گوش کن را به خود جلب کردند. ایرج که از مدرسه حقوق گریخت و شعر را برگزید. علی را هم هرگاه ببینید برگه های ترانه ها در دستش است و آماده برای آواز و شعرخوانی. طبیعی است بی تاب فردا باشم و ناشکیبا آغوش گشاده برای دیدار دوستان. اینگونه نیست؟!

 

گفتار روز (17)

عشق حتی اگر تمام شده هم به نظر برسد مانع بی طرفیست.

در جستجوی زمان از دست رفته ، جلد 6

پیشکش به همه ی عاشق پیشگانی که از پیش داوری می پرهیزند.

 

گفتار روز (16)

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند

به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کند

کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار

دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

دل خراب من دگر خراب تر نمی شود

که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند

گذر گهی است پر ستم که اندرو به غیر غم

یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

دل خراب من دگر خراب تر نمی شود

که خنجر غمت ازین خراب تر نمی زند

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات؟

برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست

اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

هوشنگ ابتهاج (ه.الف سایه)

این غزل زیبا را که سایه در دوره ی ناامیدی پس از کودتای 32 سروده استاد شجریان چه زیبا خوانده اند. اینگونه است که شعر در جان آدم می نشیند. به هر حال از سایه چند شعر آوردم و می آورم چون به نظرم نوروز نزدیک است و کتابخوان ها باید به فکر آماده کردن کتابی برای خواندن در تعطیلات باشند و چه کتابی بهتر از پیر پرنیان اندیش که دستاورد گفتگوی میلاد عظیمی و عاطفه طیه است با سایه. کتاب خوش خوان است و لذت بخش. هر چند ممکن است دیدگاهتان نسبت به شخصیت ابتهاج را دگرگون کند اما خواندنش، حتی چند بار خواندنش ارزشمند است به ویژه پیشگفتار خوش نگاشت میلاد بر کتاب. از این زن و شوهر یعنی عاطفه و میلاد کارهای دیگری نیز چاپ شده به ویژه یکی دو رمان از عاطفه اما چون گویا نشده اند دسترس پذیر نبودند. باشد که با این نگاشته مستقیم و غیر مستقیم به ویژه مستقیم از طریق ایرج خان رضایی که دوستشان است اشتیاق من و جامعه نابینایان را دریابند و خود نوشته هایشان را گویا کنند ( خواندن با صدای بلند برای نابینایان). به هر حال درهر فرصتی روضه ی خود درباره ی دسترس پذیری را می خوانم. این هم بهترین فرصت.

 

 

گفتار روز (7)

چه بسا ما برای کارهایی که انجام می دهیم به دنیا آمده باشیم.

اِرنِس همینگوی

 

گفتار روز(6)

شکافتن اتم آسان تر از دفع پیش داوری هاست

(برگرفته از نمایشنامه خیانت انیشتین ،نویسنده: اریک امانوئل اشمیت، برگردان شهلا حائری، نشر قطره)

 

گفتار روز (5)

این هم شما و خوانش نوشته ای با صدای ایرج نازنین

 

گفتار روز (4)

چشم برهم می نهم ، هستی دو سو دارد ،

نیمی از آن در من است و نیم آن بر من .

 

نیمه ی درمن ،بهارانی پراز باغ است و

 آفاقی پر از باران .

نیمه ی برمن ، زبان چاک چاک خاک و

 چشمان کویر کور تبداران .

چشم برهم می نهم، هستی چراغانی ست

روشن اندر روشن و آفاق در اشراق

می گشایم چشم ، می بینم چه زهر آگین و ظلمانی ست.

آن که این دشواره ، پاسخ گوید ، آیا کیست ؟

ـ در کدامین سوی باید زیست؟

در ظلام ظالم برمن

یا در آفاق پر اشراق،

روشن در من ؟

دکترمحمد شفیعی کدکنی  م. سرشک

بسیار خوشوقت و نیکبخت بودم که این شعر را با صدای دوست نازنینم ایرج خان رضایی هم در سفر کردستان هم در دفتر دکتر آزمایش شنیدم . برای آنکه شما نیز در شادی شنیدن شعر یا نگاشته ادبی با صدای ایرج عزیز شریک و سهیم باشید در روزهای آینده گفتاری از نامبرده را پیشکش خواهم کرد.

 

 

گفتار روز (3)

اگر گم کرده ام خود را، مرا در گریه پیدا کن!

اگر از شکوه لب بستم، سکوتم را تماشا کن

اهورا ایمانی

 

گفتار روز (2)

برخیز به خونِ دل وضویی بکنیم
در آبِ ترانه، شست و شویی بکنیم

عمر اندک و فرصت خموشی بسیار
تلخ است سکوت، گفت و گویی بکنیم

قیصر امین پور

گفتار روز (1)

در باب هشتم گلستان می خوانیم:

هر که نصیحت خودرای کند، او خود به نصیحت گری محتاج است.
 

 

رفتن به بالا

لطفا کمی صبر کنید ...