گفتار روز

 

گفتار روز (17)

عشق حتی اگر تمام شده هم به نظر برسد مانع بی طرفیست.

در جستجوی زمان از دست رفته ، جلد 6

پیشکش به همه ی عاشق پیشگانی که از پیش داوری می پرهیزند.

 

گفتار روز (16)

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند

به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کند

کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار

دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

دل خراب من دگر خراب تر نمی شود

که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند

گذر گهی است پر ستم که اندرو به غیر غم

یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

دل خراب من دگر خراب تر نمی شود

که خنجر غمت ازین خراب تر نمی زند

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات؟

برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست

اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

هوشنگ ابتهاج (ه.الف سایه)

این غزل زیبا را که سایه در دوره ی ناامیدی پس از کودتای 32 سروده استاد شجریان چه زیبا خوانده اند. اینگونه است که شعر در جان آدم می نشیند. به هر حال از سایه چند شعر آوردم و می آورم چون به نظرم نوروز نزدیک است و کتابخوان ها باید به فکر آماده کردن کتابی برای خواندن در تعطیلات باشند و چه کتابی بهتر از پیر پرنیان اندیش که دستاورد گفتگوی میلاد عظیمی و عاطفه طیه است با سایه. کتاب خوش خوان است و لذت بخش. هر چند ممکن است دیدگاهتان نسبت به شخصیت ابتهاج را دگرگون کند اما خواندنش، حتی چند بار خواندنش ارزشمند است به ویژه پیشگفتار خوش نگاشت میلاد بر کتاب. از این زن و شوهر یعنی عاطفه و میلاد کارهای دیگری نیز چاپ شده به ویژه یکی دو رمان از عاطفه اما چون گویا نشده اند دسترس پذیر نبودند. باشد که با این نگاشته مستقیم و غیر مستقیم به ویژه مستقیم از طریق ایرج خان رضایی که دوستشان است اشتیاق من و جامعه نابینایان را دریابند و خود نوشته هایشان را گویا کنند ( خواندن با صدای بلند برای نابینایان). به هر حال درهر فرصتی روضه ی خود درباره ی دسترس پذیری را می خوانم. این هم بهترین فرصت.

 

 

گفتار روز (7)

چه بسا ما برای کارهایی که انجام می دهیم به دنیا آمده باشیم.

اِرنِس همینگوی

 

گفتار روز(6)

شکافتن اتم آسان تر از دفع پیش داوری هاست

(برگرفته از نمایشنامه خیانت انیشتین ،نویسنده: اریک امانوئل اشمیت، برگردان شهلا حائری، نشر قطره)

 

گفتار روز (5)

این هم شما و خوانش نوشته ای با صدای ایرج نازنین

 

گفتار روز (4)

چشم برهم می نهم ، هستی دو سو دارد ،

نیمی از آن در من است و نیم آن بر من .

 

نیمه ی درمن ،بهارانی پراز باغ است و

 آفاقی پر از باران .

نیمه ی برمن ، زبان چاک چاک خاک و

 چشمان کویر کور تبداران .

چشم برهم می نهم، هستی چراغانی ست

روشن اندر روشن و آفاق در اشراق

می گشایم چشم ، می بینم چه زهر آگین و ظلمانی ست.

آن که این دشواره ، پاسخ گوید ، آیا کیست ؟

ـ در کدامین سوی باید زیست؟

در ظلام ظالم برمن

یا در آفاق پر اشراق،

روشن در من ؟

دکترمحمد شفیعی کدکنی  م. سرشک

بسیار خوشوقت و نیکبخت بودم که این شعر را با صدای دوست نازنینم ایرج خان رضایی هم در سفر کردستان هم در دفتر دکتر آزمایش شنیدم . برای آنکه شما نیز در شادی شنیدن شعر یا نگاشته ادبی با صدای ایرج عزیز شریک و سهیم باشید در روزهای آینده گفتاری از نامبرده را پیشکش خواهم کرد.

 

 

گفتار روز (3)

اگر گم کرده ام خود را، مرا در گریه پیدا کن!

اگر از شکوه لب بستم، سکوتم را تماشا کن

اهورا ایمانی

 

گفتار روز (2)

برخیز به خونِ دل وضویی بکنیم
در آبِ ترانه، شست و شویی بکنیم

عمر اندک و فرصت خموشی بسیار
تلخ است سکوت، گفت و گویی بکنیم

قیصر امین پور

گفتار روز (1)

در باب هشتم گلستان می خوانیم:

هر که نصیحت خودرای کند، او خود به نصیحت گری محتاج است.
 

 

رفتن به بالا

لطفا کمی صبر کنید ...