کارنامه دادفری 740
|
خواهان: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به آدرس: استان تهران، شهرستان تهران، شهر تهران، شهید بهشتی، خیابان خالد اسلامبولی، پلاک ۲۴-۲۶ خوانده: ۱- امید عباسی به آدرس: استان تهران، شهرستان شمیرانات، لواسان، میدان ناران، انتهای سبو بزرگ، نبش کوچه مسجد، سوپر باران لواسان، پلاک ۷ ۳- موقوفه بهرام بیگ گرجی با تولیت آقای محمود محمدی عراقی به آدرس: ۵- شهرداری لواسان به آدرس: تعیین خواسته و بهای آن: ۱- احراز و اعلام مالکیت شهرداری لواسان بر اعیان احداثی در پلاک ۱۷ فرعی از ۸ اصلی ۲- احراز و اعلام واگذاری این اعیان از سوی شهرداری به خواهان ۳- ابطال سند اجاره شماره ۴۰۹۳۸ به گاه ۱۴۰۳/۰۲/۲۳ تنظیم شده بین خوانده شماره ۱ و خواندگان ۲ و ۳ ۴- الزام خواندگان شماره ۲ و ۳ به تنظیم سند رسمی اجاره با خواهان هر یک از خواستهها از جهت دادگاه شایسته به رسیدگی پژوهش خواهی و فرجام به یک میلیارد و یک ریال برآورد میشود. ۵- محکومیت خواندگان شماره ۱ تا ۳ به پرداخت تمامی زیانهای دادرسی مانند تمبر ابطال شده، دستمزد نماینده حقوقی دولتی، دستمزد کارشناس و... دلایل و منضمات: ۱- محتویات پروندههای ۰۳۰۰۶۶۹ و ۰۳۰۰۸۱۹ شعبه ۱ دادگاه عمومی حقوقی لواسان ۲- سند اجاره موضوع درخواست ابطال بند ۳ ستون تعیین خواسته ۳- پرسش از اداره ثبت اسناد و املاک لواسان ۴- کارشناسی ۵- تحقیق و معاینه محلی و شنیدن گواهی گواهان ۶- انبوهی از مکاتبات ناظر به اطلاع و اجاره خواندگان دو و ۳ برای احداث اعیان به شهرداری لواسان ۷- روگرفت اسناد نشانگر واگذاری اعیان احداثی از شهرداری به خواهان ۸- محتویات پرونده متشکله در شهرداری لواسان موسوم به پرونده کانون پرورش فکری ۹- هرگونه واکاوی و ژرف کاوی دیگر بر پایه ماده ۱۹۹ آیین دادرسی مدنی ۱۰- وکالتنامه رئیس ارجمند و گرامی دادگستری لواسانات با پیش نهادن این دادخواست به آگاهی میرسانم: ۱- آنچه موضوع دادخواست است موقوفه بوده و نیت و آهنگ و قصد واقف انجام امر خیر برای اهداف عمومی و آموزشی که بر هیچکس پوشیده نبوده و مورد انکار نیست. ۲- در همین راستا شهرداری لواسان از آغاز دهه ۷۰ خورشیدی در اجرای مسئولیت اجتماعی خویش و بر پایه هزینه کرد از منابع عمومی در هماهنگی با فرمانداری شمیرانات و استانداری تهران و لحاظ آگاهی و اذن اداره اوقاف لواسان و موقوفه خاص در پلاک ۱۸/۱۷ فرعی از ۱۷ اصلی 18 اقدام به احداث اعیانی میکند انبوهی از نگاشتهها که بخشی از آنها پیوست دادخواست است نشان میدهد از همان آغاز قرار بوده با حمایت دستگاههای نظارتی و ارکان بالاتر بنا پس از ساخت به کانون پرورش فکری واگذار شود. ۳- جز این هم نمیتوانسته باشد که شهرداری با ساخت بنا بر روی عرصه وقفی مالک اعیان شود. شهرداری به عنوان شخصیت حقوق عمومی نباید و نمیتواند بنای وقفی بسازد بلکه میتوانسته با ایجاد بنا بر روی عرصه موقوفه مالک اعیان شود. بنا شبانه و زیر جلکی ساخته نشده پس گریز و گزیری نیست جز آنکه اداره اوقاف و موقوفه خاص را آگاه از موضوع و مطیع اذن و اجازه بداند مانند همه عرصههای وقفی که سازنده ماذون و مجاز پس از ایجاد احداث مالک اعیان میشود و موقوف مالک عرصه باقی میماند اسناد جدا تنظیم و صادر میشود هر یک حقوق و تکالیف خود را دارند مالک عین در اجاره عرصه اولویت دارد و... ( ماده ۱۱ قانون مربوط) افزون بر این حکم کلی شرعی و قانونی و برداشت عقلی همه نگاشتهها استوار کننده این رویکرد است. ۴- پس از پایان ساخت و ساز و پیموده شدن فراز و فرودها و تشکیل شورای اسلامی شهر و روستا اعضای شورای اسلامی شهر لواسان دور سوم (سال ۸۶) واگذاری اعیانی را که عملاً از آغاز در تصرف کانون پرورش فکری بوده به این اداره تصویب کرده و تشریفات کمیته انطباق و غیره نیز سامان مییابد. ۵- با وجود خدمات پیوسته و گسترده خواهان به کودکان و نوجوانان یعنی آینده سازان این مرز و بوم در منطقه لواسان شوربختانه و سوگمندانه تشریفات اداری تنظیم سند اجاره پیموده نمیشود خواهان بر پایه آیین نامه ناظر به امور اجور و پذیره به ویژه ماده ۷ حتی در انگاره (فرض) اصلاح پسین (بعدی) مدعی است از پرداخت پذیره انتقال معاف است و خواندگان ۲ و ۳ سرسختانه بر دریافت آن پافشاری میکنند. ۶- نو امید کنندهتر آنکه نهاد شرعی وقف به جای حل دوستانه موضوع یا پایان دادن آن با حکم قضایی به زیر میز قاضی زده و عرصه ملکی را که بنای دارای مالک آن هم مالک دارای شخصیت حقوقی، حقوق عمومی است به خوانده شماره ۱ اجاره داده و او بر پایه دو پرونده که محتویات آنها بند ۱ دلایل منضمات این دادخواست است آهنگ خلع ید خواهان را در سر پرورده و شگفتا که... به شوخی میماند اجاره نامه عرصهای را که در آن آمده مستاجر مجاز در احداث بنای با کاربری آموزشی است و عرصه را تحویل گرفته بخواهد و بتواند کامروا در خلع ید از ملکی شود که اعیان ۳۰ ساله دارد و هم اکنون متولی آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان است، شگفت زده میمانیم تا تکلیف این دادخواست چه شود با یادی از شادروان استاد کاتوزیان که تخلف اداری و قضایی منطقه کوچک مرزی از تخلف رئیس جمهور خطرناکتر است دومی را همه میبینند شاید نتوانند کاری کنند اما پیش چشم است اما نخستین را... ۷- با سپاس از شهرداری لواسان و اعضای شورای شهر دوره ششم که نهایت همیاری و همکاری را در گردآوری اسناد داشتند به آگاهی میرسانم که فراخواندن این نهاد به دادرسی از برای آن مفهومی بوده که دکتر عبدالله خدابخشی دادرس فرهیخته پیشین و دادفر کنونی و استاد دانشگاه "خوانده تسهیلی" مینامد که من آن را به خوانده آسانگر برگرداندم به جای مکاتبه و پرسش و استعلام دیر و زود شدنها این خوانده آسانگر کشف حقیقت را ممکن و هموار خواهد کرد به همین دلیل هوشمندانه تحمیل هزینه دادرسی بر سه خوانده دیگر را خواستم تا انصاف رعایت شود و بیدلیل پول نهاد عمومی که همگی ادعای دلسوزی برای آن را به عنوان بیت المال داریم هدر نرود. ۸- شوربختم گرچه شگفت زده نیستم که خواندگان ۲ و ۳ با وجود تخلف آشکار در بستن پیمان اجاره با خوانده شماره ۱ که حتی شاید بزه نیز باشد با سکوت و انکار از حل مسئله گریختند خوب است خواهان نهاد دولتی است اگر شهروند بود چه بر سرش میآمد؟ گرچه بر این باورم در پروندههای استنادی خواهان میبایست با پیش نهادن دعوی برابر نهاد (تقابل) نمیگذاشت کار به اینجاها برسد اما اکنون نه ناقدم و نه نهاد نظارتی با امیدی تمام و کمال با پیش نهادن این دادخواست پذیرش بندهای ۱ و ۲ خواسته را که محرز و مسلم مینماید خواستارم بدین سان اجاره خوانده شماره ۱ با ۲ خوانده دیگر محکوم به بطلان است که آن را نیز درخواست کردم درباره بند ۴ خواسته بر ادعای خواهان مبنی بر معافیت از پذیره انتقال پافشاری کرده و تعیین تکلیف و تصمیم قضایی در مورد آن را خواستارم گرچه حتی در انگاره پذیرفته نشدن این معافیت با لحاظ عدم تمکن دولت دست به سوی خیرین منطقه خواهیم گشود تا موضوع هنگام اجرای حکم پایان یابد. ۹- با پرهیز از دوباره گویی و دوباره نویسی خواستهها تصمیم گیری شایسته قانونی و پذیرش همگی آنها را به تاکید خواستارم. با سپاس دوباره دادفر خواهان علی صابری |


