کارنامه دادفری 828
|
به نام خدا رئیس ارجمند و گرامی شعبه ۱۰۲ دادگاههای عمومی حقوقی تهران جای گرفته در مجتمع قضایی عدالت با درود و سپاس پیرو اعلام دادفری (وکالت) از سوی خواندگان پرونده شماره ۱۴۰۴۹۱۹۲۰۰۰۷۲۱۲۴۲۸ بشماره بایگانی ۰۵۰۰۶۲۵ و برای پدافند (دفاع) در نشست دادرسی که گاه آن یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی ساعت ۱۰:۴۵ تعیین و ابلاغ شده به آگاهی میرسانیم: ۱- دعوی واهی و ایذاییست و توخالی و بیاساس و در برگرفته ماده ۱۰۹ آیین دادرسی مدنی و تبصره آن افزون بر دلایلی که پیش تر آوردیم با پیوست کردن دادنامه صادر شده از شعبه ۱۰۴ دادگاههای عمومی حقوقی تهران ملاحظه میکنید که همان دادخواست را آنجا نیز پیش نهاده بودند و تکلیف داشتند حتی اگر دادخواستها با هم دگرسان است که نیست، بر پایه قاعده اعتبار امر مطروحه آن را به شعب اعلام کنند تا شعبهای که سبق ارجاع دارد و در دریافت پرونده پیشین است به موضوع رسیدگی کند اگر دو پرونده یکسانند که تصمیم خاص خود را بگیرد و اگر وحدت منشا و ارتباط موضوعی دارند ماده ۱۰۳ آیین دادرسی مدنی را به کار بندد پس به تاکید و با پافشاری کاربست ماده ۱۰۹ آیین دادرسی مدنی و تبصره آن را خواستاریم. ۲- در یکسانی دو پرونده همین بس که موضوع خواسته، دو ور پرونده، ادله، مستندات و استدلالهای هر دو یکی هستند و حتی تغییر واژگانی چندانی بر آنها به چشم نمیخورد دو سه واژه را پس و پیش کنیم یکی را میتوان به جای دیگری نشاند خودتان بسنجید و ببینید و داوری کنید.
۳- خواسته خواهان موجه و قانونی نیست و توضیح لازم در دادنامه صادر شده از شعبه ۱۰۴ که به پیوست پیشکش میشود، آمده که آن را بازگو نمیکنیم. ۴- اما در ناممکنترین انگاره (فرض محال) هم که دادخواستها را یکسان ندانیم و پروندهها را دگرسان بدانیم، توجه و بذل عنایت به نگاشته پیشین خویش برای نشست پیشین دادرسی را خواستاریم که به ظاهر به هنگام نشست پرینت گرفته نشده بود و در پرونده بازتاب نیافته بود یا اگر هم یافته بود به هر دلیل مورد توجه کم قرار گرفت. ۴- شاید تجدید جلسه برای این بود که یکی از خواندگان سارا پیمان پور ثنا ندارد و دادخواست و گاه نشست دادرسی به وی ابلاغ نشده بود که البته آن هم با اعلام دادفری ما مرتفع شد اما به هر حال چنین تصمیم گرفتید که نشست دادرسی دوباره برگزار شود از حسن نظر و دقت شما سپاس، که بر روی حق دفاع حساس هستید. ۵- اما در چیستی موضوع افزون بر اینکه دادنامه شعبه ۱۰۴ به یاری ما میآید و ما را برای پدافند بسنده است خواهشمندیم به استدلالهای ما که آن را بازگو نمیکنیم در نگاشته پیشین توجه کنید مسئله در شعبه یکم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب دادگستری لواسان مورد رسیدگی قرار گرفته و ساختگی نبودن اسناد و اساس تطبیق و نیز وکالتنامههای دفترخانه ۴۰۲ با پرسشهای چندین و چند باره از دفترخانه به اثبات رسیده و آنچه خواهان درباره دفتر اندیکاتور و غیره میگوید کاملاً ناراست است آنچه پیوست نگاشته پیشین کردیم برای تصمیم گیری بسنده است اگر هم نیست میتوانید پرونده را بخواهید و مورد بهرهبرداری قضایی قرار دهید که آن را به تاکید خواستاریم. ۶- حضور اهل دینی، چون دکتر جعفری دولت آبادی به عنوان دادفر خواهان کار را آسان میکند ایشان کار ناراست نمیکنند و آرمانهای بلند جانبازی خویش را با وعده آپارتمانهای بلند عوض نمیکنند تنها یک نکته آیا به راستی هنگامی که دادستان بودند اگر وکیلی از حمل کننده مشروب دفاع میکرد آن را خلاف شأن وکالت میدانستند یا خیر؟ ما که بر این باوریم متهم به قتل، متهم به حمل مشروب، متهم به شرب خمر و... حق دارد و میتواند وکیل داشته باشد اما گاه دیده شده که دینداران، وکالت در این امور را خلاف شأن دانسته یا دست کم از اخلاق وکالتی بیرون میدانند در این پرونده دختر خواهان بر پایه پرونده کیفری شعبه ۸ دادسرای عمومی و انقلاب تهران متهم به حمل مشروب است یادمان باشد که خواهان و دخترش در این پروندهها دخیل هستند و دختر صرفاً سمت وکیل پدر را ندارد بلکه خیلی جاها به عنوان اصیل دخالت کرده و محکوم هم شده. بحث را بیش از این کش ندهیم با پافشاری بر لزوم کاربست ماده ۱۰۹ آیین دادرسی مدنی و تبصره آن و درخواست اکید توجه به دادنامه شعبه ۱۰۴ و نگاشته پیشین خود، تصمیم گیری شایسته قانونی و رد دعوی خواهان را خواستاریم. با سپاس دوباره دادفران خواندگان علی صابری- مهدی شیرخانی |


